• پنج شنبه،06 آذر 1399
  • ورود

       
      • نمایش محتوا
        نمایش تاریخچه
        اسلام آباد چهارگواره

        موقعیت سیاسی


        روستای اسلام آباد چهار گواره(Eslamabad-e Chahar Gavareh) از توابع دهستان تبادکان بخش مرکزی شهرستان مشهد می باشد.

        وجه تسمیه


        به اختصار به آن اسلام آباد (Eslamabad) هم می گویند.
         
        اسلام آباد چهارگواره، یکی از ۲۸ روستای حریم کلان شهر مشهد است، که با واژه (آباد) ترکیب یافته و جزء نامجای هایی است که شناسه خویش را از (آب) و (آباد) و (آبادی) می گیرد، یعنی نزدیک ترین واژه به هویت واقعی یک آبادی.
         
        اسلام آباد چهار گواره از ادغام دو روستای (اسلام آباد) و (چهار گواره) ایجاد شده است. این نام واژه جغرافیایی منحصر به فرد در جغرافیای سیاسی ایران از دو جاینام و ۴ جزء تشکیل شده است. جاینام نخست، اسلام آباد (Eslamabad) است، که یک نام واژه جغرافیایی جدید محسوب گردیده و معمولا یک نام واژه جایگزین به جای آبادیها و روستاهایی است که عمدتا به نام (شاه آباد) خوانده می شدند.
         
        آباد (abad)، که در زبان پهلوی apatan (واژه مرکب a + pata)، به معنی معمور و در مقابل ویران است.(منبع 1)
         
        دکتر بهرام فرهوشی آباد را در زبان پهلوی آپات (apat) و ترکیبی از a-pat، به معنی آباد، مزروع و آبادان را آپاتان (apatan) و ترکیبی از a-pat-an، معنای آبادان و آبادی را آپاتیه apatih و مرکب از a-pat-ih، به معنی آبادی، آبادانی، ترقی، برکت، خوشبختی دانسته است. (فرهنگ زبان پهلوی،36) هر چند کلمه آبادی در زبان فارسی دارای معانی دیگری چون درود، ثنا، خانه کعبه، نام پیغمبر ایرانی، خوش و خوب و نیک نیز می باشد. (منبع 3)
         
        آباد (a.bad)، به جایی گفته می شود که در آن جا آب و گیاه و ساختمان باشد و مردمان سکونت کنند، معمور، مقابل ویران. جزء پسین در اسامی امکنه، نظیر ابراهیم آباد، جعفر آباد، علی آباد.
         
        فارسی میانه: apat (آباد) ایرانی باستان: - a - pata (محافظت شده، پاییده شده).(منبع 4)
        از ریشه - (pa(y ( پاییدن، مراقبت کردن).
        پارتی (اشکانی): [ bd[ abad (آباد).(منبع 5)
        سغدی: p t (آباد)، -py (توجه کردن، پاییدن) a-paya-)) ( Gharib SD 192,203 ) (احسنت، آباد!) 1976/10 ir..Mac Kenzie Ac (۷۴مقایسه کنید با فارسی: آباد، آفرین (منبع 8).
        خوارزمی: bdn آبادان) (< فارسی) Henning fkhwd 6
        کردی: ava (آباد) (asatrian – livshits kurdica 82)
        ارمنی: apat آباد، معمور) (ایرانی)، anapat(مخروبه، ویرانی) (=فارسی میانه: an+apat بایر، نا آباد) (97.Hubschmann Arm.gr) (منبع 12)
         
        دیدگاهی نیز وجود دارد که کلمه آباد از فارسی میانه آپات A-pat مأخوذ است که این کلمه نیز می تواند از ایرانی باستان (صورت باستانی) گرفته شده باشد.
         
        این ترکیب ایران باستان از ۳ جزء تشکیل شده است: a پیشوند تأکید، pa ریشه فعل به معنی نگهداری و مراقبت کردن این جا به معنی آباد و معمور بودن) و ta پسوند صفت مفعولی (و گاهی اوقات صفت فاعلی). واژه مرکب ap-pa-taیک صفت است که در این جا جای اسم را گرفته و به معنی جایی می باشد که ایستاده، مستقر، آباد و مسکون است. (منبع 13)
         
        آباد معانی بسیاری دارد، از جمله: مرفه، بساز، بسامان، منظم، مرتب، پر رونق، پیشرفته، آراسته، منتسق، توانگر، پر مایه، تمام سلاح، تندرستی توسعه یافته، روا، مجری.
         
        در پایان نام برخی از آبادی ها، شهرها، قصبات، بخش ها و شهرستان های کشورهای ایران، عراق، هندوستان، افغانستان، ترکیه و آسیای میانه تاجیکستان، ترکمنستان که پایتخت آن عشق آباد نام دارد، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان) واژه (آباد) آمده و به معنی آباد کرده و آباد شده است.
         
        در ایران، کلمه پارسی (آباد) در ۱۱۵۵۲ عارضه جغرافیایی مشاهده می گردد، که از این میان نام ۷۷۲۹ روستا و ۱۴۰ شهر، با واژه (آباد) ترکیب یافته است.
         
        جاینام دوم «چهار گواره» (Chahar Gavareh) است، که در برخی منابع به شکل (چهار کوره) (Chahar Kureh) هم نوشته شده است. در باره نام واژه گواره چهار معنا وجود دارد: .. گواره (ga-vare) در زبان فارسی به معنای گهواره و گاهواره است. (منبع 14)
         
        در ایران ۲ روستا و شهر به نام گهواره وجود دارد که عبارتند از:
         

        1. گهواره: شهری که مرکز بخش گهواره شهرستان دالاهو استان لرستان است.

        2. گهواره حسن: روستایی از توابع زیلائی بخش ارگون شهرستان بویراحمد (یاسوج) استان کهگیلویه و بویراحمد. ۲. گواره gav-are)) در گویش خراسانی به معنی گله گاو و گامیش است. (منبع 26، 261)


         
        ظاهرا همین دیدگاه منطقی تر به نظر می رسد و شگفت نیست که روستایی جاینام چهار گواره، به معنای (چهار گله گاو) را برای خود برگزیند، چون در همین شهرستان مشهد، در سال ۱۳۳۵ روستایی به نام (چهار تا گاو) وجود داشته، که ۶۴ نفر (۳۷ مرد، ۲۷ زن) جمعیت داشته است.
         
        ٣. گواره (gavare)، به معنای سبد حمل زغال، دبه، سله است. (منبع 14 ،3/ 3426)
         
        4.گواره (gavare)، به معنی خانه و کندوی زنبور عسل است. (منبع 3 ،3/ 1847)
         
        شایان ذکر است که در حال حاضر، روستای دیگری به نام چهارگواره نو در دهستان تبادکان بخش مرکزی شهرستان مشهد وجود دارد، که در سرشماری نفوس و مسکن ۱۳۹۵، خالی از سکنه بوده است.

        تاریخچه


        روستای اسلام آباد چهار گواره از دهکده های قدیمی بلوک تبادکان مشهد است، که در روزگار صفویه بنیاد نهاده شد.
         
        این روستای ادغام شده از دو روستای اسلام آباد و چهارگواره از آبادی های قدیمی ناحیه تبادکان شمرده می شود. بر اساس وقف نامه اولادی سروقدی متعلق به سال ۱۰۷۹ق.)، (مزرعه چهار گواره که در زیر مزرعه مهنار و گراب واقع است، بالتمام)، وقف آستان قدس رضوی گردیده است. (منبع 28)
         
        این آبادی مدارج ترقی و پیشرفت خود را در زمان افشاریه و زندیه طی کرده و در روزگار قاجاریه، به روستایی پر جمعیت، آباد و خوش آب و هوا تبدیل گردید و به دلیل برخورداری از شرایط مناسب جغرافیایی و آب و هوای معتدل و زمین حاصلخیز توانست به یکی از کانون های مهم جمعیتی در حریم کلان شهر مشهد تبدیل شود.
         
        برخی از تاریخنگاران بر این باورند که نام آن در دوره قاجاریه (شاه آباد) بوده است، هر چند در این باره اختلافات جدی وجود دارد.
         
        محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، وضعیت این روستا در عصر ناصری (۱۳۰۰-۱۲۹۰ ق.) را چنین بیان می کند:
         
        مزرعه شاه آباد: موقوفه مسجد جامع] گوهرشاد. قدیم النسق است. ۲۰ خانه وار از کرد و ترک [و تاجیک رعیت دارد. زراعت مشروب از قنات مشروب می شود. نوکر دیوان ندارد.) (کتابچه میان ولایت، در (جغرافیا و نفوس خراسان در عصر ناصری)، ۲۰۲)
         
        بخش اسلام آباد این روستای ترکیبی، یک مکان جغرافیایی نوبنیاد است که در گذشته به نام (ایستگاه مسجد) شهرت داشته و اراضی آن توسط شخصی به نام (اسماعیل مزروعی) خریداری شده و در حقیقت، به نظر می رسد پس از سال ۱۳۶۹ آباد شده باشد. روستای دیگری به نام (چهار گواره نو) درشهرستان مشهد وجود دارد، که فاصله چندانی با اسلام آباد چهارگواره ندارد.
         
        پس از ادغام، دوره پیشرفت تدریجی خود را با استفاده از مصالح و سبک معماری سنتی شمال خراسان آغاز نمود تا به تکیه گاه امن ساکنان خویش مبدل گردد.

        موقعیت جغرافیایی


        این آبادی دشتی در موقعیت جغرافیایی ۵۹ درجه و ۲۸ دقیقه و ۸ ثانیه طول شرقی و ۳۶ درجه و ۲۷ دقیقه و ۱۱ ثانیه عرض شمالی واقع گردیده و ارتفاع نسبی آن از سطح دریا ۱۰۴۱ متر است.
         alt= alt= alt=

        مساحت


        این روستا ۱۶ هکتار وسعت داشته و اهالی آن در ۲۶۶ واحد مسکونی اقامت دارند. تراکم نسبی در آن 9/ 116 نفر در هرهکتار می باشد.

        جمعیت



        ترکیب سنی


         alt=  alt=

        نرخ رشد سالیانه


         alt=

        تاهل


         alt=  alt=

        سواد


         alt= alt= alt=

        آموزش


         alt= alt=

        اشتغال


         alt= alt= alt=

        بهره برداران حوزه کشاورزی


         alt=
         

        سازمان اداری


        این روستا هم شورای اسلامی روستایی دارد و هم دهیاری.

        رسته :اسلام آباد چهارگواره
        منابع :

         

        1. (Menasce, Pierre Jean de. Shkand - Gumanik Vicar, texte pazand pehlevi transcrit, traduit et commente. Fribourg, 1945, P. 266)
        2. فرهنگ زبان پهلوی، 36
        3. برهان قاطع، 2/1
        4. (Horn GNE 4, id. NPSSpr. 50, Nyberg Man. Phl. Eilers MSS 45/1985 23f)
        5. (Boyce MMPP 4, Durkin-Meisterernst DMMPP 7)
        6. ( Gharib SD 192,203 )
        7. mac Kenzie ac.ir. 10/1976
        8. مجمع الفرس
        9. henning fkhwd 6
        10. Asatrian - Livshits Kurdica 82
        11. ۹۷gr..Hubschmann Arm
        12. فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، 1/3-4
        13. وجه تسمیه شهرهای ایران، ۱۸
        14. فرهنگ فارسی معین،3 /3426
        15. شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران،(1/158-159)
        16. علی مؤتمن، تاریخ آستان قدس، 140
        17. مشاهیر مدفون در حرم رضوی، 44/ 3-46
        18. نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر، ۲۹۹
        19. فرهنگ جغرافیایی آبادی های کشور، ۳۲/19
        20. فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی
        21. روزنامه سفر خراسان
        22. فرهنگ جغرافیایی خراسان
        23. فهرستواره دستنوشته های ایران
        24. فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی
        25. واژه نامه پازند
        26. فرهنگ گویشی خراسان بزرگ
        27. کتابچه میان ولایت، در جغرافیا و نفوس خراسان در عصر ناصری
        28. بیست وقف نامه از خراسان، ۱۲۳

         

        ایجاد کننده :اسما پهلوان مقدم
        Qr code
        امتیاز :0
        تعداد بازدید :43
        ارزیابی
        ارزیابی این مورد: