• نمایش محتوا
        نمایش تاریخچه
        پرمه

        موقعیت سیاسی


        روستای پرمه (Parmeh) از توابع دهستان تبادکان بخش مرکزی شهرستان مشهد می باشد.


        وجه تسمیه


        در گذشته به آن فارمد (Farmad) یا پرمد(Parmad) یا پرهه (Parheh) هم می گفتند. در گویش محلی به آن پرمی می گویند.
        درباره وجه تسمیه این روستا چندین دیدگاه وجود دارد:
        دیدگاه اول: پرمه (Perma)، در گویش خراسانی و به خصوص سبزواری، به مته بلند و قطوری گفته می شود که دست های چوبی در سوراخ انتهای آن قرار می گیرد و برای چرخاندن آن از نیروی دست استفاده می شود تا به کمک آن چوب را سوراخ کنند. (منبع 33، 134 ؛ منبع 3، 1/ 388 )
        در گویش خراسانی، پرما، پرماه، برمه، به معنای مته می باشد. (منبع 32، 71)
        دیدگاه دوم: مردم محل بر این باورند که فاز و فارمد در اصل نام دو خواهر بوده که در این منطقه زندگی می کرده اند.
        دیدگاه سوم: نام روستا در گویش مردم مشهد «پرمی (Permi) » می باشد. پرمی، نام ستاره پروین، شامگاهی یا شباهنگ است، همان ستاره پر نوری که بعد از غروب آفتاب و قبل از طلوع آفتاب در آسمان ظاهر می شود. (منبع 32، 71 ؛ منبع 33، 135)
        دیدگاه چهارم: عده ای نام «پرمه » را از نام های باستانی دانسته، که در آغاز «پرماه» بوده است.
        پرماه (pur.mah)، یعنی ماه تمام، بدر. (منبع 12، 2/ 667 ؛ منبع 25 ، 113 ؛ منبع 24، 1/ 755 )

        دیدگاه پنجم: پرمی نوعی از انگور است. (منبع 3، 1/ 388 ؛منبع 14 ،1/ 755) برخی معتقدند در روزگار قدیم در این ناحیه تاکستان های انگور پرمی به وفور وجود داشته است.

        دیدگاه ششم: برخی نام فارمد را با جاینام «فرخد » (که از فرخ + د تشکیل یافته است)، با این نام واژه قیاس کرده و چون در گویش خراسانی«فارم» به معنای «مطبوع» است، (منبع 32، 221) اعتقاد دارند که آب و هوا و زمین مطبوع و دلنشین این آبادی، دلیل این نامگذاری باستانی بوده است.


        تاریخچه


         
         بر اساس نوشته های جغرافیدانان اسلامی ، فارمد در سده های اولیه اسلامی تا قرن هفتم هجری، به صورت روستایی مشهور در ناحیه توس، از رونق و اعتبار فراوان برخوردار بوده و احتمالاً دارای کهندژ یا برج و بارو بوده و بناهای مستحکم آجری در آن ساخته شده بود.
        روستای «فارمد» یا «فارمذ»، که در اصل «پرمذ» یا «پرمه» نام داشته، به عنوان خاستگاه و زادگاه و محل فعالیت و کانون تصوف خراسان در عصر رنسانس اس المی شناخته شده بود، چنان که ابوسعد سمعانی بارها و بارها برای دیدار با عرفا و صوفیان آن به این روستا سفر کرده است. (الانساب، 4/ 335)
        از وضعیت این قریه در سده های اول تا هفتم هجری گزارشی دقیق به دست ما نرسیده است، اما شهاب الدین ابوعبدالله یاقوت حموی، جغرافیدان نامی ، در سال 721 ق. نام آن را «فارمد » نگاشته و آن را از روستاهای طوس برشمرده است. (منبع 45، 4/ 228 - 229)

        شهاب الدین عبدالله خوافی (حافظ ابرو)، جغرافیدان نامی سده هشتم و نهم هجری (درگذشته 833 ق).نام آن را به شکل قریه فارمد از توابع بلوک تبادکان ولایت طوس ثبت کرده است. (منبع 46 ، 60)

        بر اساس وقف نامه میرزا محسن رضوی (متعلق به سال 1055 ق.)، «قریه فارمد معه باغات، محوطات و طاحونه »، وقف آستان قدس رضوی گردیده است. (منبع 37، 115)

        این روستا مدارج ترقی و پیشرفت خود را در زمان افشاریه و زندیه طی کرده و در روزگار قاجاریه، به روستایی پر جمعیت، آباد و خوش آب و هوا تبدیل شده است.

        اغلب سفرنامه نویسان عصر ناصری در سفر خویش به خراسان، از این روستا به نیکی یاد کرده اند، چنان که علی نقی حکیم الممالک، که در رکاب ناصرالدین شاه قاجار در روز 12 صفر 1284 ق./ 25 خرداد 1246 ش. به مشهد سفر کرده، نام این روستا را به شکل فارمد از توابع بلوک تبادکان مشهد و به عنوان یکی از قرائی که زیر کوه و داخل جلگه مشهد قرار داشته، ثبت کرده است. (منبع 21، 212) کلنل سی. ام. گرگر، در جریان سفر خود از مشهد به درگز، در 7 اگوست 1875 م./ 16 مرداد 1254 ش. از آن گذر کرده و چنین می گوید:

        «روستای پرمه: در دو مایلی سمت راست واقع است.» (شرح سفری به ایالت خراسان، 2/ 48) وی نخستین منزل راه دوم مشهد به کلات را که ناهموار و سخت بوده و برای نیروی توپخانه قابل عبور نبوده است، روستای فارمد با جمعیت 100 خانوار نگاشته که دارای آب و آذوقه هم بوده است. (شرح سفری به ایالت خراسان، 2/ 214)
        جواد بن موسی خراسانی، تاریخنگار عصر قاجاریه، در سال 1289 ق. در ذکر «خصوصیات طوس »، به این روستا اشاره مختصری دارد: (یکی پارمد است که در نوشتن فرمی نویسند و در این قلعه سروی داشته معروف به کاشته زردشت پیغمبر فارسی که جای آن هنوز پیدا است و مشهور آفاق به سرو فارمد و سرو کشمیر است. » (منبع 47، 77)
        محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، وضعیت این روستا در عصر ناصری (1300 - 1290 ق).را چنین بیان می کند:
        «قریه فارمد: قدیم النسق است. 60 خانه وارند، همگی تاجیک می باشند و از رودخانه زواندرخ مشهور به چولایی آب گرفته، باغات و مزارع خود را مشروب می سازند. چون رعیت این قریه از تاجیک است، سوار ندارند. هوایش معتدل است. (کتابچه تبادکان، در «منبع 43 »،231)
        ارانفسکی (Oranoffsky ( در سال 1894 م. در باره آن می نویسد: «پرمه: روستایی است واقع در منطقه مشهد خراسان، در فاصله 15 مایلی مشهد در کنار جاده کلات نادری. این آبادی محل سکونت 150 خانوار فارس است که دارای حدود250 رأس گاو، 100 رأس گوسفند و بز هستند.
        تولید سالیانه گندم و جو 10800 و 5400 من هندی تخمین زده می شود. » (منبع 22، 189)
        مولابخش و سرپرسی سایکس (1906 م.) آن را فرمد نگاشته و آن را به عنوان یکی از روستاهای واقع در پای ارتفاعات دره مشهد از بلوک تبادکان دانسته است. (منبع 22، 203)
        کینیر (Kinneir) نام آن را فرما (Farma) نگاشته و می نویسد: «فرما: اولین توقفگاه در فاصله 21 مایلی مشهد در کنار جاده کلات نادری است. » (منبع 22، 676 )
        یک سهم از 40 سهم این روستا موقوفه آستان قدس رضوی می باشد. (منبع 31، 493)
        در مرحله اول توسعه، که در بازه زمانی1330 تا 1342 انجام یافت، در سمت چپ هسته اولیه، که با بناهایی مخروبه در مرکز بافت قرار دارد، گسترش یافت و اغلب ابنیه بی دوام آن با مصالح چوب و خشت و گل ساخته شده اند.
        در مرحله دوم توسعه، در حدفاصل اصلاحات ارضی تا پیروزی انانقلاب اسلامی، اغلب ساخت و سازها با استفاده از مصالح نیمه بادوام آجر و چوب یا سنگ و بلوک سیمانی در بالای هسته اولیه و مرحله اول توسعه که از سمت چپ با زمین¬های کشاورزی و باغات منتهی می شود، پدیدار گشت.
        در مرحله سوم توسعه، که در چهار دهه گذشته تحقق یافت، قسمت انتهایی آبادی را در بر گرفت، به گونه ای که روستا در دو طرف جاده بین روستایی شکل گرفت و با بهره گیری از فرم و مصالح شهری، وضعیت واحدهای مسکونی و شبکه معابر آن بهبود نسبی یافت.

        موقعیت جغرافیایی


         


        این آبادی دشتی در موقعیت جغرافیایی 59 درجه و 42 دقیقه و 43 ثانیه طول شرقی و 36 درجه و 26 دقیقه و 18 ثانیه عرض شمالی واقع گردیده و ارتفاع نسبی آن از سطح دریا 1026 متر است. این دهکده در 17 کیلومتری شمال شرق شهر مشهد قرار گرفته است. آب و هوای آن معتدل خشک می باشد. (منبع 19، 32/ 254)
         alt= alt= alt=

        مساحت


        این روستا 66 هکتار وسعت داشته و اهالی آن در 789 واحد مسکونی اقامت دارند. تراکم نسبی جمعیت در آن 56 /42 نفر در هر هکتار می باشد.


         

        اماکن مذهبی


        این روستا دو باب مسجد دارد که در دو طرف جاده واقع شده اند. یکی در بافت جدید و دیگری در بافت قدیم که مسجد جامع نام دارد. این دو مسجد، بر روی هم، 656 متر مربع وسعت دارند.


        جمعیت



        ترکیب سنی


          alt=  alt=

        نرخ رشد سالیانه


         alt=

        تاهل


         alt=  alt=

        سواد



        آموزش


         alt= alt=

         

        بهره برداران حوزه کشاورزی


         alt=
         

        خانه بهداشت


        این آبادی دارای یک باب خانه بهداشت و یک باب مرکز بهداشتی درمانی است، که بر روی هم 6180 متر مربع وسعت دارند.


        ورزشگاه


        در این آبادی دو ورزشگاه فعال وجود دارد:



        1. سالن آهنچی تمرینی سرپوشیده مخصوص ناشنوایان، به مساحت 500 متر مربع که پیش از انقلاب در سال 1357 به بهره برداری رسیده است.

        2. سالن سرپوشیده ورزشی روستایی، که 625 متر مربع وسعت دارد و در سال 1393 افتتاح شده است.



        سازمان اداری


        این آبادی هم شورای اسلامی روستایی دارد و هم دهیاری.


        محلات


        این روستا از پنج محله تشکیل شده است:



        1. محله ترکها: در سمت راست آبادی و آن طرف جاده قرار گرفته و جدیدترین بخش دهکده می باشد که در مرحله سوم توسعه و پساز انقلاب احداث گردیده است.

        2. محله پشت هیته: که مابین بافت قویم و بالاده واقع شده و در مرحله دوم و سوم توسعه ساخته شده است.


        3.  محله قدیم (کهنه): که همان هسته اولیه و بافت قدیم است.


        4. محله بالاده: در بالای روستا و در کنار باغات قرار دارد.


        5. محله مسجد خرده: که همان مرحله اول توسعه می باشد.



        مشاهیر و مفاخر


        1. ابوعلی فارمدی: محدث، زاهد، عارف و واعظ مشهور مشهدی، ابوعلی فضل بن محمد بن علی فارمدی طوسی، در سال 407 ق./ 1016 م. در روستای تاریخی پرمه (فارمد) شهرستان مشهد دیده به دنیا گشود. (الانساب، 4/ 309 ؛ منبع 45، 3/ 839 )
        برخی نیز زمان ولادت او را در سال 405 ق. دانسته اند. (اثرآفرینان، 4/ 253 ؛ نام آوران توس، 99 ( عبدالرفیع حقیقت به اشتباه زادگاه او را فریومد سبزوار و سال تولدش را 402 ق. نگاشته است. (منبع 48، 403)
        وی از کودکی در طوس به فراگیری دانش پرداخت و در آغاز جوانی به نیشابور رفت و در مدرسه «سراجان » به تحصیل ادامه داد. در همین ایام ابوسعید ابوالخیر به نیشابور آمد. ابوعلی با او آشنا شد و از اقوال وی بهره ها برد. (تاریخ نیشابور (منتخب السیاق)، 628 ؛ مقامات ژنده  پیل، 231)
        سپس به مدرسه قشیریه رفت و زیر نظر ابوالقاسم قشیری رهرو راه تصوف گردید و از نزدیکان و مریدان خاص مورد عنایت خاص قشیری واقع شد و در همان حال به توصیه قشیری در نیشابور به تحصیل علوم رسمی رایج پرداخت.(منبع 49، 129)
        او در این دوران در مجالس درس استادان حدیث و کلام همچون عبدالقاهر بغدادی، ابوحسان مزکی، ابوحامد غزالی، ابوبکر مفید، ابوعثمان صابونی، ابوعبدالله ابن باکویه، ابن مسرور و دیگران حاضر م یشد. (منبع 50، 4/ 89 ؛ 5/ 304 - 305 ؛ منبع 51، 156)

        فارمدی پس از چند سال به طوس بازگشت و نزد ابوالقاسم کُرّ گانی که از پیشوایان و راهبران طریقت بود، به تکمیل مراحل سلوک پرداخت و گاهی نیز به اشاره استاد به میهنه نزد ابوسعید ابوالخیر می رفت. در همین احوال، کرگانی دختر خود را به ازدواج ابوعلی درآورد و به او اجازه مجلس گویی و ارشاد داد. (منبع 52، 211)

        ابو علی سپس به نیشابور بازگشت و مدتی در آن جا و چندی نیز در طوس، مرو و دیگر مجلس ها به مجلس گویی پرداخت. زبان فصیح و شیرین و نکته گویی های بدیع و دلنشین ابوعلی، مجل سهای وی را رونقی خاص بخشیده بود و صوفیان دیگر و مشتاقان این گونه مجالس از دور و نزدیک به دیدار او می شتافتند. حضور کسانی چون امام الحرمین در این مجالس، خود گویای اهمیت گفتارهای فارمدی، حتی برای خواص بود و بزرگانی چون امام محمد غزالی و ابویعقوب همدانی، از حضور در همین مجلس ها به سوی تصوف گرایش یافتند. (منبع 53، 289 ؛ منبع 54، 2/ 34 - 35 ؛ منبع 55، 9/ 169).
        کم کم آوازه ابوعلی چنان بلند شد که به«لسان الوقت » (به معنای که سخن از سر وقت می گوید)، «زبان خراسان » و «شیخ خراسان » شهرت یافت. عبدالغافر فارسی گوید که طریقه او در وعظ ممتاز بود و آن چنان نیکو ادا می شد که در دلها می نشست. (منبع 56، 3/ 355 - 356 ؛ منبع 57، 2/ 337 ؛ منبع 58 ، 419 ؛منبع 59،628 ؛ منبع 60، 2/ 219 ؛منبع 61، 187/3)
        محمد بن منور، حکایت زندگی خواجه امام ابوعلی فارمدی را از زبان خودش که همراه با خرافات و افسانه پردازی و گزافه گویی می باشد- چنین نقل کرده است:

        «من در ابتداء جوانی به نشابور بودم، به طالب علمی در مدرسه سراجان. مدتی برآمد، خبر در شهر افتاد که شیخ از میهنه آمده است و مجلس می گوید و کرامات او در میان خلق ظاهر شده است و اهل نشابور و ائمه همه مذاهب او را معتقد شده اند.

        من برفتم تا او را ببینم. چون چشمم بر جمال وی افتاد، عاشق او شدم و محبت او و از آن این طایفه در دل من زیادت شد. و همه روز گوش می داشتم تا شیخ بیرون آید به مجلس، تا من او را ببینم و من از ملازمان شدم پنهان، چندانک پنداشتم که شیخ مرا نمی داند. تا یک روز در مدرسه در خانه خویش بنشسته بودم، مرا هوای شیخ در دل افتاد و وقت آن نبود که به معهود شیخ بیرون آید. خواستم کی صبر کنم نتوانستم. برخاستم و بیرون آمدم. چون به سر چهارسو رسیدم، شیخ را دیدم با جماعتی بسیار می رفتند. بر اثر ایشان رفتم بی خویشتن.
        شیخ را به دعوتی م یبردند. چون بر آن در سرای رسیدند، شیخ ]در رفت و جمع[ در رفتند و من نیز در رفتم و در گوشه ای بنشستم چنانک شیخ مرا نمی دید. چون به سماع مشغول شدند، شیخ را وقت خوش شد و وجدی بر وی ظاهر شد و جامه مجروح کرد. چون از سماع فارغ شد، شیخ جامه برکشید و پاره کردند. شیخ یک آستین با تیریز به هم جدا کرد و آواز داد که: «یا بوعلی طوسی کجایی؟ »
        آواز ندادم. گفتم: «شیخ مرا نمی داند و نمی بیند، مگر از مریدان شیخ کسی را بوعلی طوسی نام است. »
        شیخ دیگر بار آواز داد، هم جواب ندادم. جمع گفتند: «مگر شیخ تو را نمی گوید؟ » برخاستم و پیش شیخ رفتم.
        آستین و تیریز به من داد و گفت: «تو ما را همچو این آستین و تیریزی. »
        جامه بستدم و بوسیدم و پیوسته به خدمت شیخ می آمدم و روشنایی ها می دیدم. چون شیخ از نشابور برفت، من به خدمت استاد امام ابوالقسم قشیری می شدم و حالت ها که پدید می آمد، با وی می گفتم. او می گفت: «برو ای فرزند و به علم آموختن مشغول شو. »
        سالی دو سه به تحصیل مشغول شدم، تا یک روز قلم از محبره برکشیدم، سپید برآمد. تا سه بار کی بکشیدم، سپید برمی آمد. برخاستم و پیش استاد امام رفتم و حال بگفتم.
        استاد گفت: «چون علم دست از تو بداشت، تو نیز دست از وی بدار و کار را باش و به معامله مشغول شو.»
        من برفتم و رخت ها از مدرسه به خانقاه کشیدم و به خدمت استاد امام مشغول شدم. روزی استاد امام رفته بود در گرمابه تنها، من برفتم و دلوی چند آب در گرمابه ریختم. استاد برآمد و نماز بگزارد و گفت: «این کی بود کی آب در گرمابه ریخت؟ » با خود گفتم: مگر بی ادبی کرده باشم. خاموش شدم.
        دیگر بار بگفت، من هم جواب ندادم. چون سه بار گفت، گفتم: «من بودم. » استاد گفت: «ای بوعلی، هر چه بوالقسم به 70 سال نیافت، تو به یک دلو آب بیافتی.»
        پس مدتی در خدمت او به مجاهدت مشغول بودم. یک روز حالتی به من درآمد که در آن حالت گم شدم. آن واقعه بازگفتم. گفت: «ای ابوعلی، حدّ روش من از این فراتر نیست. هر چه از این فراتر بود، ما راه بدان نبریم. » با خود اندیشه کردم کی مرا پیری بایستی کی مرا راه نمودی و از این مقام بیشتر بردی. و آن حالت زیادت م یشد. و من نام بوالقسم کرگانی شنوده بودم. برخاستم و روی به طوس نهادم و من جایگاه او نمی دانستم.
        چون به شهر رسیدم، جای او بپرسیدم. گفتند به محلت رودبار نشیند. من دورکعت نماز گزاردم و پیش او شدم. او سر در پیش داشت. سر از پیش برآورد و گفت: «بیا ای بوعلی تا چه داری.»
        سلام کردم و وقایع خویش بگفتم. شیخ بوالقسم گفت: «مبارک باد. هنوز ابتدا می کنی. اگر تربیت یابی، به مقامی برسی. » با خویشتن گفتم که پیر من این است. به خدمت او مقام کردم. شیخ ابوالقسم بعدِ مدت دراز بر من اقبال کرد و عجوزه خویش به نام من عقد فرمود و کار من بالا گرفت...
        و خواجه امام بوعلی فارمدی گفت که در آن وقت که من پیش شیخ بوالقاسم بودم و به ریاضت و مجاهدت مشغول بودم، هنوز شیخ ابوالقاسم مرا عقد مجلس نفرموده بود. و بعدِ مدتی شیخ بوسعید به طوس رسید و من پیش او رفتم. مرا گفت: «زود باشد ای بوعلی که چون طوطیک تو را در سخن آرند. »
        بسی برنیامد که شیخ ابوالقاسم مرا عقد مجلس فرمود و به مدتی اندک سخن بر من گشاده شد. شیخ بوالقسم کرگانی... مرا به انواع ریاضت ها فرمود و مهذب و مؤدب شدم. او مرا به ابوبکر عبدالله برادری فرمود و هر دو را به خدمت شیخ بوسعید فرستاد به میهنه. چون به میهنه رسیدیم و سنن و شرایط به جای آوردیم و به خدمت شیخ در رفتیم، حسن مؤدب را شیخ بفرمود کی ایزاری بیاورد و به من داد. شیخ به من فرمود کی بدین ایزار گرد را از دیوار دور می کن و بوبکر عبدالله را فرمود که کفش درویشان راست می دار.
        چون 3 روز مقام کردیم و این خدمت به جای آوردیم، روز چهارم شیخ فرمود کی به خدمت شیخ بوالقسم باید رفت. چون به خدمت شیخ بوالقسم آمدیم و مدتی بر این گذشت و هر دو شیخ به رحمت حق سبحانه و تعالی نقل کردند، سخن بر من گشاده گشت و مریدان پدید آمدند و قبو لها ظاهر شد وصیت و آوازه من در جهان منتشر گشت و شیخ بوبکر عبدالله را به آن بزرگواری در میان خلق شهرتی و صیتی نبود و ذکر او سایر نگشت. یک روز بوبکر عبدالله گفت کی: شیخ بوسعید فرمود شیخ علی را که به ایزار گرد را از دیوار پاک م یکن تا همه عمر به ایزار سخن گردِ معصیت از دیوار دل بندگان حق پاک می کند. و ما را فرمود تا کفش درویشان راست می کردیم تا هم هعمر در پایگاه بماندیم وکسی ما را نشناخت و ذکر ما نکرد. » (منبع 49، 128 -131 ، 197-196).
        عبدالغافر فارسی در باره اش نوشته است: «او در عصر خود شیخ الشیوخ و صاحب طریقت بود. در وعظ و تذکیر دست بلندی داشت و کسی نمی توانست با او برابری کند. او زیبا سخن می گفت و پاکیزه صحبت می کرد. در معاشرت با مردم نیک رفتار بود و سخنان لطیف و جذابی القاء می نمود. » (منبع 59، 628 ؛ منبع 62 ، 6/ 8- 9).
        ابوعلی که بر مذهب شافعی بود، از مشایخ حدیث نیز به شمار می رفت و راویانی چون عبدالغافر فارسی، عبدالله بن علی خرگوشی، حسن بن احمد رادکانی، فضل الله بن احمد طوسی، ابوالخیر جامع السقا و عبدالله بن محمد علوی از او حدیث روایت کرده اند. (منبع 69، 18 / 566 - 565)
        اوضاع تاریخی روزگار فارمدی نیز در بالا گرفتن کار، بلندی مقام و گسترش آوازه او بی تأثیر نبود، زیرا در آن دوران نفوذ متصوفه در جامعه روزافزون بود و خواجه نظام الملک طوسی

        که همولایتی او بود، در آن زمان همه امور به تدبیر وی می گشت، به این گروه عنایت خاص داشت و گویند که هر گاه ابوعلی بر نظام الملک وارد می شد، او را بر جای خود می نشاند، در حالی که چون قشیری و جوینی نزد او می رفتند، چنین نمی کرد.

        وقتی سبب را از نظام الملک پرسیدند، گفت:
        آنان وقتی نزد من می آیند، مرا می ستایند، ولی فارمدی عیبها و خطاهای مرا بازگو می کند و متنبه می سازد. (منبع 65، 10 / 209 ؛منبع 66، 2/ 1597 ؛منبع 64 ، 7/ 306)
        پاره ای از گفتارهای فارمدی در منابعی چون «احیاء العلوم » امام محمد غزالی، «لوایح » عین القضاه همدانی، «تذکره الاولیاء » فریدالدین عطار نیشابوری و «عوارف » عمر سهروردی نقل شده و مورد استناد قرار گرفته است. (منبع 67 ،4/178 ؛ منبع 68، 73 ؛منبع 53، 289 ، 72 ؛منبع 69 ، 107 )
        انگیزه سهروردی - چنان که خود گفته – در نوشته رساله «آواز پر جبرئیل »، یکی از سخنان ابوعلی فارمدی بوده است، زیرا یکی از مخالفین صوفیه سخن فارمدی را درباره آواز پر جبرئیل مورد طعن قرار داده بود و سهروردی برای توضیح گفته فارمدی، این رساله را تصنیف کرد. (منبع 70، 208  209)
        گفته می شود سنائی غزنوی نیز تحت تأثیر ابوعلی فارمدی واقع شده و احترامی ویژه برای او قائل بوده است. (منبع 71 ، 107 ؛ منبع 72 ، 99 - 106) منابع متأخر صوفیه به دیدار ابوعلی فارمدی با ابوالحسن خرقانی (درگذشته 425 ق).و استفاده او از محضر خرقانی شاهرودی اشاره دارند، ولی قبول این سخن از لحاظ تاریخ زندگانی این دو تا اندازه ای مشکل و محل تأمل است و منابع اولیه نیز در این باره چیزی نمی گویند. (منبع 73، 368 ؛ منبع 74، 1/ 527)
        از زندگی شخصی او در فارمد اطلاعات چندانی در دست نیست، اما گفته می شود که بیشتر دارایی خود را بر صوفیان انفاق کرده و سرسلسله فرقه فارمدیه محسوب می شده است. (منبع 75، 150)
        سرانجام در سن 70 سالگی در ربیع الثانی سال 477 ق./ 1084 م. بدرود حیات گفت و در گورستان زادگاهش فارمد به خاک سپرده شد. برخی به اشتباه سال وفاتش را 447 ق. ثبت کرده اند. ماده تاریخ سال وفات او «عزت » و «عبادت » است، که به حساب ابجد 477 می شود. (منبع 60 ،7/209 ؛ مشهد: نگاهی به تاریخ، فرهنگ و مفاخر، 326-324)

        ابوعلی 3 پسر داشت که هر سه از دانشمندان و پارسایان روزگار خود بودند. ابوعلی فارمدی، خواجه یوسف همدانی را به عنوان خلیفه و جانشین خود برگزید. (منبع 76، 10 / 125 - 126 ؛معجم البلدان، 3/ 840 ؛ منبع 77 405/2)

        2. فضل بن علی فارمدی: محدث و عارف سده پنجم و ششم هجری، ابوعلی فضل بن علی فارمدی طوسی، در آبادی تاریخی پرمه (فارمد) شهرستان مشهد به دنیا آمد.

        وی فرزند شیخ ابوالمحاسن فارمدی و نوه ابوعلی بزرگ فارمدی بوده، که از پدرش و ابوبکر محمد بن عبدالصمد مروزی حدیث شنیده است. سمعانی می گوید: از خاندان علم و تصوف بود و در زمان خود مورد توجه قرار داشت. من در طوس از او حدیث شنیدم. (منبع 78، 2/ 11).


        حافظ ابن عساکر نوشته است: از صوفیان بود. من در طابران درمجلس درس او شرکت کردم و از او حدیث شنیدم. (منبع 79 ، برگ 164)

        وی مجموعه حدیثی به نام اربعین داشته که علمای قزوین نسخه ای از آن را در اختیار داشتند. (منبع 62، 6/ 7- 8؛ منبع 80، 1/ 338 ؛ منبع 81  277)

        وی در روز 11 ذی الحجه 537 ق./ 22 فروردین497 ش. در شهر طوس بدرود حیات گفت (منبع 76 ،309/4 ؛منبع 45 ، 4/ 228) و در گورستان قدیمی طوس یا به روایتی در فارمد در کنار آرامگاه پدر و پدربزرگش به خاک سپرده شد.

        3. عبدالواحد فضل فارمدی: صوفی زاهد و محدث سلیم النفس، ابوبکر عبدالواحد فضل بن محمد فارمدی طوسی، در دهکده تاریخی پرمه (فارمد) شهرستان مشهد به دنیا آمد.

        ابوسعد سلمانی در باره وی می گوید: «ابوبکر عبدالواحد فضل فارمدی طوسی فرزند ابوعلی فارمدی، مردی جلیل القدر و دارای اخلاق نیک و اهل معاشرت بود. او مسافرت های زیادی کرد و با گروهی از مشایخ ملاقات نمود. او در طوس از پدرش و ابوالقاسم کرگانی و در مرو از ابوعبدالله محمد بن حسن و ابوالخیر محمد بن موسی و در نیشابور از ابواسحاق شیرازی و احمد بن خلف و در بغداد از ابوعلی محمد بن سعید و ابوالقاسم علی بن احمد و جماعتی دیگر حدیث شنید و اجازه دریافت کرد. من از وی بسیار حدیث شنیدم و مکرر او را دیدم. اجزاء زیادی از وی فرا گرفتم. او به من محبت داشت و در سفر دوم خود به طوس او را در منزلش ملاقات کردم. او بیمار و فلج شده بود و مردم با او ملاقاتی نداشتند. او در گوشه ای از اتاق منزوی شده و قدرت حرکت نداشت.
        من از وضع او که بدون حرکت در گوشه ای قرار گرفته بود، گریستم و ساعتی با وی صحبت کردم و بعد از منزل او بیرون گردیدم و به نیشابور رفتم. او در ماه محرم سال 530 ق. در طوس درگذشت. » (منبع 76 ، 4/ 309 ؛ منبع 72 ،340)

        یاقوت حموی نیز ذیل عنوان «فارمد» می گوید:«عبدالواحد فضل طوسی از اهل این آبادی است. شیرویه گوید: او مکرر نزد ما می آمد. او مردی خوش اخلاق، نیکو سخن و شیرین زبان بود. فرزندش و دیگران از او روایت کرده اند. » (منبع 45 ، 4/ 228 - 229)

        عطاء بن علی رازی در سال 528 ق. در طابران طوس از عبدالواحد فارمدی حدیث شنیده است. (منبع 80، 2/ 491 ؛ منبع 62، 5/ 314 - 315 ؛ منبع 80، 276 ؛ منبع72، 340)
         
        4. علی بن فضل فارمدی: عارف و محدث سده ششم هجری، ابوالمحاسن علی بن فضل فارمدی طوسی، در آبادی پرمه (فارمد) شهرستان مشهد پای به دایره هستی نهاد. وی از علما و بزرگان زمان خود بود و مانند پدرش ابوعلی فارمدی و دو برادر فرهیخته و نامدارش، از احترام خاصی در میان مردم خراسان و دربار سلجوقیان برخوردار بود، چنان که ابوسعد سمعانی در باره اش می نویسد:

        «ابوالمحاسن علی بن فضل از زاهدان بود و مردم به او اعتقاد داشتند. او از ابوبکر محمد بن ابی الهیثم و گروهی حدیث شنید. » (منبع 76، 4 /309)

        ابراهیم بن محمد جوینی، صوفی نام آشنای خراسانی از او حدیث روایت کرده است. (منبع 82 ، باب 9 و 24 ؛ منبع 62 ، 5/ 461 ؛ منبع 59 ، 656)

        از زمان مرگ و مدفن احتمالی او در منابع صوفیه گزارشی به دست ما نرسیده است، اما دور نیست که آرامگاه وی در جوار پدر و برادرانش در روستای پرمه (فارمد) قرار داشته باشد.

         
        5. محمد بن فضل فارمدی: عارف و محدث قرن پنجم و ششم هجری، ابوالفضل محمد بن فضل فارمدی طوسی، در روستای پرمه (فارمد) شهرستان مشهد زاده شد.

        وی فرزند ابوعلی فضل فارمدی و یکی از علماء محدثان و عرفای عصر خود به شمار می رفت، که در فارمد و طوس م یزیست و از پدرش ابوعلی فارمدی، ابوالمظفر موسی بن عمران انصاری، ابوعمرو عثمان بن محمد و دیگران حدیث روایت می کرد. سمعانی او را مردی زاهد، ظریف و عفیف توصیف کرده است. وی در زادگاهش فارمد از دنیا رفت و در گورستان قدیمی آن و در کنار گورجای پدرش به خاک سپرده شد. (منبع 76 ، 4/ 309 ؛منبع 62 ، 7/ 122 ؛ منبع 81 ، 278 ؛ منبع 72، 372)

         
        6. نصر بن علی فارمدی: محدث سده پنجم و ششم هجری، ابوالفتح نصر بن علی فارمدی طوسی، در دهکده عارف پرور پرمه (فارمد) شهرستان مشهد چشم به جهان گشود. وی از راویان و مشایخ منطقه طوس بوده و سمعانی در ذیل واژه فارمد می گوید: ابوبکر عبدالواحد فارمدی در طوس از نصر بن علی فارمدی حدیث آموخت. (منبع 76، 4/335 ؛ منبع 62 ، 7/ 510 - 511 )

        ناموران معاصر


        1. سمیه اکبری: پژوهشگر و استاد دانشگاه، دکتر سمیه اکبری فارمد، در سال 1360 در شهرستان مشهد زاده شد. وی پس از اخذ مدرک کارشناسی مامایی، کارشناسی ارشد آموزش پرستاری و دکتری تخصصی (Ph.D) آموزش پزشکی، با رتبه علمی «استادیاری» به عضویت هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران درآمده است. آثار منتشره این محقق 37 ساله عبارت است از:



        1. آموزش مبتنی بر صلاحیت. تهران: دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، 1397.

        2. برنامه درسی مبتنی بر ارزش. تهران: دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، 1397.

        3. یادگیری مبتنی بر عمل. تهران: دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، 1397.



        2. سعید امیری: نویسنده معاصر، سعید امیری فارمد، در شهرستان مشهد چشم به جهان گشود.
        تنها اثر منتشره این مؤلف نوقلم عبارت است از:



        1. مدیریت سفارشات و کنترل موجودی ها. مشهد: سخن گستر، 1386 .


        3. محبوبه چراغی: نویسنده معاصر، محبوبه چراغی فارمد، در سال 1351 در شهرستان مشهد دیده به دنیا گشود. وی دارای مدرک کارشناسی زیست شناسی از دانشگاه فردوسی مشهد (1380) می باشد.

        تنها اثر منتشره این نویسنده نوقلم 36 ساله عبارت است از:



        1. یک آرزو، هفت درخواست (مجموعه داستان کوتاه)، با همکاری فاطمه موسوی. تهران:  هوشمند تدبیر، 1396 .





        4. لیلا حامد: مترجم و مؤلف معاصر، لیلا حامد فارمدی، در اول تیر ماه 1349 در شهرستان مشهد به دنیا آمد. وی دارای مدرک کارشناسی دبیری شیمی از دانشگاه ارومیه (1372) بوده و در حال حاضر به تدریس و فعالیت آموزشی در آموزش و پرورش شهرستان مشهد اشتغال دارد. مدتی نیز به عنوان دبیر شیمی در مجتمع آموزشی ایرانیان در ابوظبی(پایتخت امارات متحده عربی) مشغول به تدریس بوده است.
        آثار منتشره این گردآورنده 48 ساله عبارت است از:

        1.  چشمانت را بگشا (گزیده داستان). مشهد:ضریح آفتاب، 1390.


        2. خانواده وایت (ترجمه اثر جی مگی).مشهد: مؤلف، 1393.


        3. در قلب من (مجموعه داستان). مشهد:کتابدار توس، 1393.


        4. ده داستان کوتاه از مشهورترین نویسندگان جهان. مشهد: کتابدار توس، 1395.

        5. روزهای دل آرام (مجموعه داستان کوتاه از نویسندگان ناشناس). مشهد: مؤلف، 1393.


        6. هفت داستان از هفت نویسنده مشهور دنیا. مشهد: چرخ نیلوفری، 1388.



        5. مریم کرمی : نویسنده معاصر، مریم کرمی فارمد، در سال 1359 در شهرستان مشهد به دنیا آمد. وی دارای مدرک کارشناسی الهیات و معارف اسلامی از دانشگاه فردوسی مشهد (1392) می باشد. تنها اثر منتشره این مؤلف نوقلم 38 ساله عبارت است از:

        1. پایداری از نگاه قرآن. مشهد: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد، 1393 .



        6. امیرمحمد ملکی: نویسنده معاصر، امیرمحمد ملکی فارمد، در سال 1366 در شهرستان مشهد زاده شد. تنها اثر منتشره این نویسنده نوقلم 31 ساله عبارت است از:



        1. عوامل کلیدی اثرگذار بر بهبود عملکرد سازمانی. تربت حیدریه: انتشارات چشم انداز قطب، 1397 .


        7. رضا یحیی پور: پژوهشگر و مصحح، رضا یحیی پور فارمد، در شهرستان مشهد به دنیا آمد. وی دارای مدرک کارشناسی ارشد الهیات و معارف اسلامی از دانشگاه فردوسی مشهد( 1389) می باشد.
        آثار منتشره این مصحح حوزه آثار فلسفی به زبان عربی عبارتند از:



        1. المجادلات فی المذهب (ابن ابی جمهور الاحسائی). بیروت: دارالمحجه البیضاء، 2015 م.

        2. النور المنجی من الظالم حاشیه مسلک الافهام (ابن ابی جمهور الاحسائی). بیروت: دارالمحجه البیضاء، 2013 م.، 2 جلد.


        3. حمل العلم و العمل و شرح حمل العلم (ابوالقاسم علی موسوی). کربلا: العتبه الحسینیه،2018 م.


        4. شرح علی الباب الحادی عشر (ابن ابی جمهور الاحسائی). بیروت: دارالمحجه البیضاء،2014 م.، 3 جلد.


        5. کشف البراهین لشرح زادالمسافرین (ابن ابی جمهور الاحسائی). بیروت: دارالمحجه البیضاء، 2017 م.، 3 جلد.


        6. محلی مرآه المنجی فی الکلام و الحکمتین و التصوف (ابن ابی جمهور الاحسائی). بیروت: دارالمحجه البیضاء، 2013 م.، 5 جلد.


        7. ملحقات رسائل کلامیه و فلسفیه (ابن ابی جمهور الاحسائی). بیروت: دارالمحجه البیضاء، 2016 م.، 2 جلد.


        8. موضح الدرایه لشرح باب البدایه (ابن ابی جمهور الاحسائی). بیروت: دارالمحجه البیضاء، 2018 م.، 3 جلد.



        جاودانه های تاریخ




        1. حسن عباس تقوی فارمد:
        در 25 آذر1342 در شهرستان مشهد زاده شد. پدرش ابوطالب، کارگر بود و مادرش خدیجه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. در 15 مرداد 1363 ، در سن 21 سالگی، در پاوه هنگام درگیری با گروه های ضد انقلاب به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای پرمه واقع است. (منبع 24، 1/ 334)

         
        2. عباس چراغی فارمد: در 9 خرداد 1335 در روستای پرمه شهرستان مشهد زاده شد. پدرش محمد و مادرش بی بی آغا نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. کارمند کارخانه تولید سیمان فارمد بود. سال 1357 ازدواج کرد و صاحب یک پسر و 2 دختر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. در 2 مرداد 1362 ، با سمت راننده در کامیاران هنگام درگیری با گروه های ضد انقلاب بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر او را در زادگاهش به خاک سپردند. (منبع 24 ،(1/416)
         
        3. محمد رضایی: در 9 تیر 1317 در روستای پرمه (فارمد) از توابع شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش غلامرضا (فوت 1364 ) و مادرش فاطمه (فوت 1357 ) نام داشت. در نهضت سوادآموزی درس خواند. کارمند آستان قدس رضوی بود. سال 1338 ازدواج کرد و صاحب 8 پسر و یک دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. در 6 شهریور 1365 ، در سن 48 سالگی، با سمت آرپی جی زن در حاج عمران عراق بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گلزار خواجه ربیع مشهد واقع است. (منبع 24 ، 1/ 735)
         
        4. احمد صدیقی قلعه زو: در 2 فروردین 1344 در روستای قلعه زو از توابع شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش محمد (فوت 1357) و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. در 5 خرداد 1363 ، در پاسگاه زید بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر او در گلزار شهدای روستای پرمه (فارمد) شهرستان مشهد به خاک سپرده شد. (منبع 24، 2/ 1026) 
         
        5. فاطمه کفاش فارمد: در 10 اسفند 1313 در شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش ابوطالب و مادرش رقیه نام داشت. خواندن و نوشتن نمی دانست. خانه دار بود. ازدواج کرد و صاحب یک پسر و 3 دختر شد. در 9 مرداد 1366 ، در سن 53 سالگی هنگام شرکت در مراسم برائت از مشرکین به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای پرمه واقع است. (منبع 24 ،2/ 1367)
         
        6. سیدعلی موسوی فارمد: در 19 شهریور1340 در شهرستان مشهد دیده به جهان گشود. پدرش سیدحسن، معمار بود و مادرش شهربانو نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. سال 1358 ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. به عنوان استوار یکم ارتش در جبهه حضور یافت. در 26 فروردین 1362 ، در سن 22 سالگی در دزفول به شهادت رسید. پیکر او در همان منطقه برجا ماند. (منبع 24 ، 2 /1562)
        7. حبیب الله نجاتی ابراهیم زاده: در 19 شهریور 1340 در روستای پرمه (فارمد) از توابع شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش غلامحسین (فوت 1361) و مادرش فاطمه نام داشت. تا سوم متوسطه درس خواند. راننده بود. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. در 29 مهر 1362 ، در سن 22 سالگی، در مریوان توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر او را در زادگاهش به خاک سپردند. مادرش نیز به شهادت رسیده است. (منبع 24 ، 2/ 1619)


        آثار تاریخی


        1. آرامگاه ابوعلی فارمدی: این بنای تاریخی، با قدمت سده پنجم هجری قمری، به شماره 9282 در تاریخ 7 مرداد ماه 1382 در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است. ابوسعد سمعانی در باره این بنای تاریخی می گوید: فارمد یکی از آبادی های طوس است و فضل بن محمد زبان خراسان و شیخ آن سرزمین است.




        او راهی نیکو دارد و شاگردان و یارانی را تربیت کرد. مجلس وعظ و ارشاد او مانند باغی بود که در آن انواع گل ها و میوه ها وجود داشت... او در فارمد طوس درگذشت و من چند بار قبر او را زیارت کردم. » (منبع 76 4/ 309 ؛ منبع 84 ، 239 - 242 ؛منبع 30 ،6/ 8- 9؛ منبع 83 ، 143 – 147)
         
        آرامگاه در گذشته شامل سکوئی مربع شکل به ابعاد 5/4×5/4 متر و ارتفاع 2/1 متر بوده، که در سال های اخیر به طور کامل بازسازی شده و بر فراز آن نیز گنبدی استوار گردیده است.
         
        تا چند سال پیش، آرامگاه ابوعلی فارمدی به صورت مخروبه در کنار روستای زادگاهش قرار داشت و اهالی این آبادی توجه و عنایتی به آن نداشتند. گفته می شود که مردم منطقه به اشتباه «ابوالقاسم کرگانی » را همان «ابوالقاسم گرگانی »، واعظ متعصب طبرانی طوسی دانسته اند که با جنازه حکیم ابوالقاسم فردوسی عناد ورزیده بود.
         
        حتی سنگ قبر قدیمی او که احتمالاً در روزگاری نزدیک به مرگ وی بر گورجای او

        رسته :پرمه
        منابع :
        1. (Menasce, Pierre Jean de. Shkand - Gumanik Vicar, texte pazand pehlevi transcrit, traduit et commente. Fribourg, 1945, P. 266)
        2. فرهنگ زبان پهلوی
        3. برهان قاطع
        4. (Horn GNE 4, id. NPSSpr. 50, Nyberg Man. Phl. Eilers MSS 45/1985 23f)
        5. (Boyce MMPP 4, Durkin-Meisterernst DMMPP 7)
        6. ( Gharib SD 192,203 )
        7. mac Kenzie ac.ir. 10/1976
        8. مجمع الفرس، ۳۳
        9. henning fkhwd 6
        10. Asatrian - Livshits Kurdica 82
        11. ۹۷gr..Hubschmann Arm
        12. فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، 1/3-4
        13. وجه تسمیه شهرهای ایران
        14. فرهنگ فارسی معین
        15. شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران،(1/158-159)
        16. علی مؤتمن، تاریخ آستان قدس، 140
        17. مشاهیر مدفون در حرم رضوی، 44/3-46
        18. نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر، ۲۹۹
        19. فرهنگ جغرافیایی آبادی های کشور
        20. فرهنگ نشابور
        21. روزنامه سفر خراسان
        22. فرهنگ جغرافیایی خراسان
        23. فهرستواره دستنوشته های ایران
        24. فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی
        25. واژه نامه پازند
        26. شاهنامه
        27. فرهنگ جامع نامها و آبادی های کهن اصفهان
        28. گزارش نامه یا فقه اللغه اسامی امکنه
        29. شناخت تابران توس
        30. سفرنامه خراسان
        31. شمس الشموس
        32. فرهنگ گویشی خراسان بزرگ
        33. فرهنگ نامه بومی سبزوار
        34. فرهنگ پارسی پاشنگ
        35. ظفرنامه عضدی
        36. فرهنگ مشهدی
        37. بیست وقف نامه از خراسان
        38. فرهنگ سبزوار
        39. گردشگری روستایی بخش احمدآباد مشهد
        40. کاروانسراهای خراسان
        41. جهانگشای نادری
        42. تاریخ شهر مشهد
        43. جغرافیا و نفوس خراسان در عصر ناصری
        44. طومار علیشاهی
        45. معجم البلدان
        46. جغرافیای خراسان در تاریخ حافظ ابرو
        47. اشراق السیاحه
        48. تاریخ عرفان و عارفان ایرانی
        49. اسرارالتوحید
        50. طبقات الشافعیه الکبری
        51. ضبط الاعلام
        52. کشف المحجوب
        53. تذکره الاولیاء
        54. کیمیای سعادت
        55. المنتظم ابن جوزی
        56. شذرات الذهب
        57. العبر
        58. فرهنگ بزرگان اسلام و ایران
        59. المنتخب السیاق
        60. ریحانه الادب
        61. لطائف الاشارات
        62. فرهنگ خراسان
        63. سیر اعلام النبلاء
        64. نامه دانشوران
        65. الکامل ابن اثیر
        66. فرهنگ اعلام تاریخ اسلام
        67. احیاء العلوم
        68. لوایح
        69. عوارف
        70. آواز پر جبرئیل
        71. تذکره الشعرا
        72. نام آوران توس
        73. نفحات الانس
        74. خزینه الاصفیاء
        75. فرهنگ نام آوران خراسان
        76. الانساب
        77. اللباب ابن اثیر جزری
        78. التحبیر فی المعجم الکبیر
        79. المشیخه
        80. التدوین فی اخبار قزوین
        81. مشاهیر مدفون در مشهد و حومه
        82. فرائد السمطین
        83. مزارات مشهد بزرگ
        84. تاریخ مشهد بزرگ
        85. لسان الوقت
        ایجاد کننده :اسما پهلوان مقدم
        Qr code
        امتیاز :0
        تعداد بازدید :50
        مطالب مرتبط
        پرمه
        ارزیابی
        ارزیابی این مورد: