• نمایش محتوا
        نمایش تاریخچه
        لنگر

         

        موقعیت سیاسی


        روستای لنگر (Langar) از توابع دهستان شاندیز بخش شاندیز شهرستان بینالود می باشد.

        وجه تسمیه


        10 روستا به نام «لنگر» در ایران وجود دارد، که 5 تای آن در سرزمین خراسان قرار دارند:

        1. لنگر: از توابع دهستان قاضی بخش سملقان شهرستان مانه و سملقان استان خراسان شمالی

        2. لنگر: از توابع دهستان بدرانلو بخش مرکزی شهرستان بجنورد استان خراسان شمالی

        3. لنگر: از توابع دهستان شاندیز بخش شاندیز شهرستان طرقبه شاندیز (بینالود) استان خراسان رضوی

        4. لنگر: از توابع دهستان میان جام بخش مرکزی شهرستان تربت جام استان خراسان رضوی

        5. لنگر: از توابع دهستان پیوه ژن بخش احمد آبادشهرستان مشهد استان خراسان رضوی. لنگر (Langar)، علاوه بر معنای مرسوم آهن زنجیرداری که برای نگاه داشتن کشتی از آن استفاده می شود، در متون تاریخی به معنی خانقاه، رباط، جایی که در آن جا به مردم و فقرا و دراویش همه روزه طعام می دهند، محل اجتماع یا خوردنگاه صوفیان و دراویش نیز آمده است. در گویش خراسانی، «لنگر خانه»، به معنای جایی است که هر روز در آن غذای خیراتی پخته می شود. (منبع 1)


        معروفترین آنها عبارتند از لنگر شیخ جام و لنگر شاه قاسم انوار، که هر دو در استان خراسان رضوی قرار داشته اند. (منبع 2)
        به معنای ضریح و محجری از سنگ یا چوب یا خشت و گل که بر دور مزار بزرگان می کشند، نیز گفته می شود. (منبع 3)
        پس «لنگر» به معنای «خانقاه و محل اجتماع عرفا» یا «بنای آرامگاهی یکی از بزرگان صوفیه» است و قطعا یکی از جاینام های مهم تصوف و عرفان در مشهد بزرگ (مشهد، طرقبه شاندیز، فریمان، چناران و کلات) می باشد.

        تاریخچه


        روستای لنگر از ماندگاه های اسلامی أواخر دوره صفویه است، که به عنوان سکونتگاه صوفیه در کلنی تصوف ناحیه طوس و مشهد (شامل رباط بش ساروق، رباط ویرانی، اقامتگاه خلج، روستای فارمد، پیر کاکلی و چهل حجره)، که در بازه زمانی سلجوقیان تا قاجاریه فعال بوده اند، از جایگاه ویژ های برخوردار بوده است. بر اساس وقف نامه میرزا محسن رضوی ) متعلق به سال 1055 ق.)، «مزرعه ویرانیو و لنگر از میاه و باغات مفصل مذکور در وقفنامچه سابقه»، وقف آستان قدس رضوی گردیده است. (منبع 4)
         
        از این دهکده در نقشه های دوره صفویه و قاجاریه به نام بلوک لنگر یاد شده و در آغاز به صورت یک رباط یا خانقاه یا مکان زیارتی ایجاد شده و به روایتی زیارتگاه، گورستان یا مزارِ روستای «ویرانی» (مهم ترین محل اجتماع دراویش در شهرستان طرقبه شاندیز) محسوب می شده و از این رو بناهای متعلق به تصوف روستای «ویرانی» بخشی از «لنگر» قدیم به شمار می آمده اند.
         
        در آغاز دوره پهلوی و با اهمیت یافتن روستای تاریخی ویرانی (که در قرن نهم هجری ویرانو نام داشت و در سا لهای اخیر مدتی به نور آباد تغییر نام یافت)، این روستا متروکه و خالی از سکنه گردید، اما در دو دهه گذشته با اقامت چند خانواده انگشت شمار در آن، بارقه هایی از حیات دوباره این آبادی کهن به چشم می خورد.

        موقعیت جغرافیایی


        این آبادی دشتی در موقعیت جغرافیایی 5 درجه و 28 دقیقه و 41 ثانیه طول شرقی و 36 درجه و صفر دقیقه و 56 ثانیه عرض شمالی واقع گردیده و ارتفاع نسبی آن از سطح دریا 1541 است. آب و هوای آن معتدل خشک می باشد.
         alt= alt= alt=

        مساحت


        اهالی آن در 13 واحد مسکونی اقامت دارند.

        جمعیت



        ترکیب سنی


          alt=  alt=

        نرخ رشد سالیانه


         alt=

        تاهل


         alt= alt=

        سواد


         alt= alt= alt=

        آموزش


         alt= alt=

        اشتغال


         alt=  alt=

        بهره برداران حوزه کشاورزی


         alt=
         

        سازمان اداری


        این آبادی نه شورای اسلامی روستایی دارد و نه دهیاری.

        آثار تاریخی


        1.باغ مزار ویرانی: در مجاورت روستای قدیمی  ویرانی و روستای کوچک لنگر و 6 کیلومتری مشهد، بر سر راه شاندیز، بنایی وجود دارد که به باغ مزار ویرانی شهرت یافته و از بناهای زیارتگاهی شهرستان بینالود محسوب می  گردد.
         
        ظاهر و نقشه آن نشان دهنده آن است که بنای مذکور احتمالاً یک خانقاه بوده است. این بنا عبارت است از یک گنبدخانه که به سبک چهار ایوانی شکل گرفته، الحاقات حجره مانند در انتهای بنا و ایوان ورودی که در مجموع شباهت زیادی به هارونیه توس دارد.
        این بنا با توجه به سبک معماری آن و مصالح ساختمانی که عمدتا آجر و گچ است، متعلق به دوره ایلخانی (سده هشتم هجری قمری) است. در داخل این بنا حداقل یک تدفین صورت گرفته و صورت گوری موجود است که به همین لحاظ به عنوان زیارتگاه مورد توجه و مراعه اهالی منطقه می  باشد.
         
        این بنا با قدمت دوره ایلخانی، به شماره 8730 در تاریخ 10خرداد ماه 1382در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است.
         
        بنا دارای پلانی تقریبا مربع به ابعاد 5/ 20×8 /18 متر است. مدخل اصلی آن در ضلع شرقی که کوچکتر می باشد، تعبیه شده، اما دو ضلع بلندتر شمالی و جنوبی نیز دارای ورودی و ایوان هستند. ضلع شرقی که قطعا ایوانی رفیع تر از اضلاع دیگر داشته، فعلاً دارای ایوانی همانند دیگر اضلاع است.
         
        در طرفین مدخل شرقی دو پلکان برای ورود به پشت بام نیز تعبیه شده است. ضلع غربی که روبروی مدخل اصلی بنا قرار دارد، دارای سکویی در وسط و دو اتاقک در طرفین می  باشد. این اتاقکها به ابعاد نامنظم و به عنوان چله خانه استفاده می  شده است.
         
        در سکوی میانی، مقبره گونه ای فاقد سنگ و کتیبه قرار دارد و انتهای سکو هم شامل مدخلی است که به بیرون بنا می  رسد که در دوره های بعدی آن را مسدود نموده اند. در نمای بیرونی ضلع غربی ورودی دو اتاق در طرفین مدخلی که مسدود شده است به چشم می  خورد، به گونه ای که هر دو اتاق به ظاهر می  توانند بی ارتباط با فضای داخلی ساختمان باشند. مصالح بنا از آجر و گچ می  باشد.
         
        این بنا در اصل برای چه منظوری (مقبره یا خانقاه) ساخته شده معلوم نیست، اما با توجه به سابقه تاریخی ویرانی که دست کم در سده های هشتم و نهم هجری یکی از کانون های عرفانی خراسان و محل زیست چند تن از شیوخ بزرگ کبروی چون شیخ عبدالله غرجستانی و اخی علی قتلقشاه و اعقاب وی بوده، بی ارتباط با آن جمع نمی  تواند باشد. لذا احتمال بسیار می  رود که هسته اولیه بنا به منظور خانقاه و محل درس و وعظ در قرون هشتم و نهم ساخته شده و پس از آن یکی از همان شیوخ مثلاً شیخ عبدالله یا اخی علی و اعقاب وی در سکوی غربی آن دفن شده باشند. مرحوم عبدالحمید مولوی که این بنا را مقبره اخی علی قتلقشاه خوانده متاسفانه سندی در تأیید دعوی خویش ارائه نداده است.
         
        اخی علی قتلقشاه، که یکی از مهمترین شیوخ «کبروی» خراسان بوده، در سده هشتم هجری به نمایندگی از سوی شیخ علاء الدوله سمنانی و خلیفه اش شیخ عبدالله غرجستانی در روستای ویرانی مستقر بوده است؛ لذا احتمال این که شیخ مشهور به «ویرانچی» مذکور در وقف نامه عتیقی (مورخ 931ق،). نیز همین «شیخ اخی علی» بوده باشد، بسیار است.
         
        وی که پس از شیخ عبدالله غرجستانی به عنوان بزرگترین شیخ فرقه کبروی در ویرانی مستقر بوده، به روایت مؤلف مجمل فصیحی در سال 800ق. درگذشته است. خوافی ذیل وقایع سال مزبور نوشته است ک «وفات الشیخ الکامل اخی علی قتلقشاه به طوس، در شب سیزدهم ربیع الاول». (منبع 5)
         
        با توجه به فاصله نسبتا زیاد میان درگذشت شیخ عبدالله غرجستانی (743ق). و اخی علی، ممکن است سال 800ق. برای زمان درگذشت اخی عبدالله صحیح نباشد، اما به هر حال وی آن قدر شهرت داشته که مورخی چون مؤلف مجمل فصیحی زمان فوتش را چنین با احترام گزارش کرده است. گرچه منابع اولیه محل دفن اخی علی را ذکر نکرده اند، لکن عبدالحمید مولوی مقبره واقع در لنگر ویرانی را مدفن همین شیخ معرفی کرده است.
         
        به جز آن که اخی علی خود بالغ بر نیم قرن به عنوان شیخ الشیوخ عرفای کبرویه طوس ساکن ویرانی و صاحب خانقاه بوده، فرزندانش نیز پس از مرگ پدر در همان روستا می زیسته و صاحب تشخص بوده اند.
         
        عبدالرحمن جامی  در احوال شیخ فخرالدین نورستانی که خود جامی  در نوجوانی وی را در خرگرد جام درک کرده، نوشته است: «او از مصر به خراسان آمد و ابتدا به خدمت شیخ محی الدین طوسی از اعقاب امام محمد غزالی به طوس رفت، اما گمشده خویش را نیافت، پس به «ده ویرانی پیش فرزندان اخی قتلقشاه رفت و ایشان او را گفتند که یکی از درویشان پدر ما در قریه ابرده می  باشد، اگر وی را بینی دور نمی  نماید». پس به نزد بهاءالدین ععمر ابردهی به آن روستا رفت و تربیت ها یافت». (منبع 6)
         
        بنابراین احتمال این که مدفن شیخ علی قتلقشاه در ویرانی بوده باشد، بسیار زیاد است. چرا که فرزندان و اعقاب چنین شیوخی معمولا در کنار گور پدر و پیر خویش به زندگی ادامه می داده اند. ویرانی، یکی از روستاهای حاصل خیز و قدیمی  ولایت طوس از توابع شهر مشهد، در فاصله تقریبا یک فرسنگی شهر مشهد، در جاده شاندیز قرار دارد. این قریه تاریخی دارای گورستانی قدمی  با سنگ قبرهای متعلق به سده های هشتم و نهم هجری در مجاورت آن قرار دارد. بخش مهمی  از اراضی ویرانی وقف در امور عام المنفعه است. از آن جا که این روستا ییلاقی وآباد بوده، از دیرباز مورد توجه دولت مردان و عرفا و صوفیه واقع شده، در قرون 8و 9هجری هم یکی از کانون های مهم اشاعه تصوف و عرفان در خراسان و ولایت طوس شده. بدان سبب روستای دیگری به نام لنگر در حاشیه غربی آن به وجود آمده که دارای تأسیسات و بیوتاتی برای دراویش و صوفیه بوده است.
         
        در روستای لنگر مقبرهای قدیمی  شبیه خانقاه وجود دارد که زیارتگاه و مورد احترام اهالی است و احتمال بسیار می رود که باقی مانده خانقاه ویرانی و محل دفن شیخ عبدالله غرجستانی یا اخی علی و اعقاب وی بوده باشد.
         
        بنا بر یکی از منابع معتبر اوایل سده یازدهم قمری، یعنی روضات الجنان حافظ کربلایی، که مؤلف آن از صوفیه و عرفای شیعه مذهب ذهبیه و پیرو سید عبدالله برزش آبادی بوده، در اوایل سده هشتم توسط جد و جده سید عبدالله، خانقاه معتبری در ویرانی ساخته شده است.
         
        شمس الدین محمد که نیای چهارم سید عبدالله و نسل شانزدهم امام سجاد بوده، فرزندی به نام «سلطان سید اشرف» داشته که در خراسان و ممالک همجوار آن به سیر و سفر می پرداخته، تا این که در سال 681ق. در حوالی سلطانیه زنجان درگذشته است. وی صاحب 5پسر بوده که بزرگترین ایشان «امیرنظام الدین علی» نام داشته و همو با مساعدت همسرش «راستین خاتون» خانقاه ویرانی را احداث کرده است. (منبع 7)
         
        امیر نظام الدین علی که در حدود سال 740ق. درگذشته، روزگار جوانی را در عهد سلطنت ارغون خان مغول ( 683 تا 690 ق). گذرانده، که مصادف با دوره رقابت شدید مسلمانان با پیروان دیگر ادیان بوده است. (منبع 8؛ منبع 9)
         
        با این همه، وی به ملازمان ارغون خان پیوسته و مورد عنایت او قرار گرفته، چنان که خلعت «طبل و علم» یافته و به ولایت پیشین اجدادی خویش «شوشتر» گسیل شده است.
         
        ظاهرا پس از آن که غازان خان بن ارغون، در سال 694 ق. با تشویق و حمایت خراسانی ها اسلام پذیرفته و سلطنت خویش را آغاز کرده است، امیرنظام الدین علی هم به خراسان آمده و در روستای برزش آباد (واقع در 20 کیلومتری شمال شرق مشهد در دامنه اژدرکوه) رحل اقامت افکنده، و چون گرفتار مهر بانویی عفیفه به نام «راستین خاتون» شده طریق عزلت و عرفان پیشه کرده و عازم سمنان شده است تا از شیخ بزرگ کبروی زمان، یعنی شیخ محمد بیابانکی مشهور به علاءالدوله سمنانی کسب فیض و ارشاد نماید. لکن بیش از وصول به سمنان، در شهر نیشابور به خدمت خلیفه شیخ علاءالدوله، یعنی شیخ وجیه الدین عبدالله غرجستانی رسیده، لذا مرد و زن درصدد دعوت از شیخ عبدالله به طوس برآمده اند.
         
        چون شیخ دعوت ایشان را پذیرفته، امیرنظام الدین علی و راستین خاتون اتفاق نموده «اسباب و املاک و ضیاع و عقاد بسیار بر شمار خویش را نثار قدوم درویشان نموده»، ابتدا در «قریه برزش آباد خانقاه و عمارت نموده اند».. بعد از آن هم «در قریه ویرانو، خانقاه خاصه و کاریزی مخصوص در آن جاری ساخته اند. و بعد از آن در شهر طوس خانقاه دیگری بنا کرده اند». (منبع 10)
         
        گرچه زمان دقیق احداث خانقاه ویرانی معلوم نیست، اما ظاهرا در دهه های اولیه سده هشتم، به ویژه زمان حکومت سلطان ابوسعید بهادر (آخرین ایلخان ایران، 716تا 736ق.) احداث شده است. حافظ کربلایی نوشته است که امیرنظام الدین علی در 9سالگی فرزند خویش (جلال الدین عبدالحی) درگذشت؛ 4سال بعد از آن هم شیخ وجیه الدین عبدالله غرجستانی کشته شد. بنابراین، زمان درگذشت بانی خانقاه ویرانی حدود سال 739-40ق. بوده، چون شیخ عبدالله در جنگ مشهور آل کرت با سربداران به سال 843ق به قتل رسیده است؛ در نتیجه، خانقاه ویرانی به طور حتم چند سالی پیش از حدود 740ق. احداث شده، چون شیخ عبدالله سالها در خانقاه ویرانی زیسته و پس از آن درگذشته است. پس از احداث خانقاه ویرانی، این روستا تا حدود یک و نیم قرن بعد همچنان محل زندگی عرفا و صوفیه پیرو علاءالدوله سمنانی و یکی از کانون های مهم اشاعه عرفان در ولایت طوس بوده است.
         
        زمانی که شیخ عبدالله عازم سفر هند شد و در بازگشت به هرات رفت و سلطان آل کرت از وی خواست تا در جنگی که با سربداران داشت حضور یابد، وی خواسته یا ناخواسته به تقاضای آل کرت تن در داد، اما گفت: «ما در این لشگر به سعادت شهادت خواهیم رسید؛ بعد از ما به جای ما اخی علی را بنشانید». (منبع 11)
         
        اخی علی که نام کامل او را شیخ اخی علی قتلقشاه مصری نوشته اند، پس از شیخ عبدالله غرجستانی به سمت جانشینی وی در قریه ویرانی مستقر بوده و شیوخ چندی را هم تربیت کرده، که از آن جمله است: حافظ عمر ابردهی. اخی علی تا سال 800که در گذشته در ویرانی مستقر بوده و به طور قطع در آن جا خانقاه داشته است. (منبع 12)
         
        با ظهور تیمور لنگ و هجوم وی به خراسان (در اواخر سده هشتم) شهر طابران که به قول مورخان «از رنگ و رنگار چون پرطاووس بود»، در سال 791ق. توسط میرانشاه پسر تیمور چنان تخریب شد که برای همیشه سربلندی را از دست داد و با خاک سیاه همنشین گردید. (منبع 13)
         
        بنابراین، در سده نهم بیشتر قراء وآبادی های جنوب طوس (واقع در دامنه های ییلاقی و خوش آب و هوا) چون ویرانی، فیانی، شاندیز، ابرده، کنگ، مایان، گلمکان، کاهو، اسجیل... محل تجمع شیوخ اهل تصوف و عرفان شدند. و هر کدام به منزله شهرکی درآمدند.
         
        این بنا که اصلاً در اراضی روستای لنگر در جوار قریه ویرانی واقع است و واقع بین عامه مردم به «مزار ویرانی» شهرت دارد؛ بسیار فرسوده است و احتمالاً به کرات مورد مرمت قرار گرفته، که بیشتر هم غیر اصولی بوده، در نتیجه اگر کتیبه ای داشته، در ضمن مرمت از میان رفته است. (نام آوران طوس، 214-209؛ مزارات مشهد بزرگ، 240-239؛ تاریخ مشهد بزرگ، 231-232)
         
        2.رباط ویرانی: رباط ویرانی شاخص ترین بنای وابسته به راه کوهستانی نیشابور به توس بوده است. این بنا در حال حاضر در حاشیه روستای ویرانی در مسیر راه مشهد به شاندیز واقع شده است.
         
        با توجه به شیوه معماری و مقایسه آن با ابنیه مشابه منطقه ساخت بنای اولیه را همچون رباط خاکستری می توان به دوره سلجوقی نسبت داد. احتمالاً وجود فضاهای خاص در زوایای رباط می توان حدس زد که این بنا علاوه بر این که به عنوان کاروانسرا استفاده می شده و به دلیل زاویه و چله خانه دراویش نیز بوده است.
         
        بنا مشتمل بر فضایی مستطیل شکل و ناقص می باشد که به صورت سرپوشیده ساخته شده است. فضاهای معماری و الحاقات جبهه شرقی بنا منهدم شده و وضعیت آن نامشخص است. ورودی بنا از جانب جنوب غربی می باشد که به دالانی طولانی و مرکزی رباط گشوده می شود. در دو طرف این دالان جمعا 8غرفه نسبتا عمیق و در ضلع مقابل ورودی دو غرفه تعبیه شده است. یکی از این دو غرفه به غرفه انتهایی ضلع شمالی متصل و به اتاقکی کوچک تبدیل شده است. در دو طرف ایوان ورودی ایوانچه هایی وجود داشته که ایوانچه سمت راست در ادوار بعد با احداث اتاقی کوچک در زاویه شرقی فضایی مستقل را نسبت به سایر قسمتهای بنا تشکیل داده است. مدخل این اتاق در مجاورت ورودی رباط قرار دارد و به سوی شمال غرب گشوده می شود. مصالح بنا را آجر و سنگ و ملاط ماسه و گچ تشکیل می دهد و سطح بیرونی آن با سنگ های قلوه ای و به صورت لایه ای حفاظتی پوشانده شده است.
         
        بر اساس نتایج حاصل از گمانه زنی باستان شناسی در پیرامون این بنا که در سال 1377 اجرا گردید تاریخ احداث این بنا قبل از دوره تیموری تشخیص داده شد.
         
        رباط ویرانی اخیرا توسط سازمان میراث فرهنگی خراسان به طور اساسی مورد مرمت و بازپیرایی قرار گرفته است. در این جریان دیوار ضلع شرقی بنا به منظور منظم کردن پلان آن بازسازی و به شکل بنایی تقریبا نو تبدیل شده است.
         
        رباط ویرانی با قدمت دوره های ایلخانی، تیموری و صفویه، در میان روستاهای لنگر و ویرانی واقع شده و به شماره 2261در تاریخ 27 دی ماه 1377در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است.
         
        3.قبرستان ویرانی: قبرستان قدیمی ویرانی در اصل محل مزار (گورستان) لنگر بوده، که از بین رفته است. (منبع 14)
         
        قبرستان ویرانی در شیب ملایم دامنه کوه جنوبی روستای ویرانی قرار دارد که در این قبرستان در حال حاضر نیز خاک سپاری انجام می شود. این گورستان محوطه ای تقریبا دایره ای شکل به قطر حدود 200متر را شامل می شود که در آن قبور قدیمی  و انبوهی از سنگ قبرهای صندوقی زیبا و هنرمندانه در ابعاد مختلف و تعدادی از سنگهای لوحی و محرابی نیز در مجموعه دیده می شود.
         
        در این قبرستان همچنین قبوری سنگ چین که از سنگ های طبیعی از جنس گرانیت می باشد و در قسمت بالا و پائین قبور دارای سنگ های سیاه رنگ کوچک به صورت عمودی می باشد نیز وجود دارد و احتمالا این قبور سنگ چین که در قسمت جنوب غربی قبرستان قرار دارد جزء قدیمی ترین قبور این قبرستان می باشد.
         
        در این قسمت قبرستان همچنین قطعات ظروف سفالین مربوط به قرون اولیه اسلام تا قرن دهم هجری نیز پراکنده است. سنگ قبرهای صندوقی شکل این قبرستان اکثرا در قسمت پائین دارای لبه ای می باشند که به صورت پایه ای برای سنگ قبر محسوب می شوند. این سنگ قبرها آراسته به آیات قرانی و شعرهای فراوانی می باشند که با خطوط نستعلیق و ثلث بر روی این قبور نوشته شده است. در زیر متن یک نمونه سنگ قبر صندوقی شکل ارائه می شود و اندازه سطح این سنگ با احتساب لبه های پائینی 270×73سانتی متر و بدون احتساب لبه ها 246×52سانتی متر می باشد و ارتفاع آن 60سانتی متر است: «هذا مرقد جناب دولتماب سعادت اکتساب المرحوم/ المغفور المبرور المشکور الواصل فی جوار/ رحمه الله الملک المغفور نظاما للشرافته و السعاده// شیخ جمال الدین مشهور ابن جناب دولتماب شیخه المشایخ خواجه شیخ محمد الشریفی توفی بتاریخ احدی/ عشره شهر شعبان المعظم سنه خمس و ستین و تسمعمایه 965ق..
        سطح سنگ: آیت الکرسی، سوره بقره، آیات 285و ،286و در طرفین سنگ دعای سبط آل رسول نقل شده است.

        رسته :لنگر
        منابع :
        1. فرهنگ گویشی خراسان بزرگ،272
        2. فرهنگ فارسی معین 3/ 3632 - 3633
        3. برهان قاطع 3/ 1908
        4. بیست وقف نامه از خراسان، 114
        5. مجمل فصیحی، 3/ 140
        6. نفحات الانس، 488
        7. روضات الجنات، 207
        8. جامع التواریخ، 1254
        9. تاریخ مغول، 262
        10. روضات الجنات، 212-211
        11. ذهبیه، 239
        12. مجمل فصیحی، 3/140
        13. توس شهر خفته در تاریخ، 43
        14. شاندیز بهشت خراسان، 270

         

        ایجاد کننده :اسما پهلوان مقدم
        Qr code
        امتیاز :0
        تعداد بازدید :35
        مطالب مرتبط
        لنگر
        ارزیابی
        ارزیابی این مورد: