• نمایش محتوا
        نمایش تاریخچه
        شکل گیری شهر مشهد و سیر تحول آن

        شهرت دارد که اولین حصار به دور مشهد به دستور " سلطان مسعود" و توسط " سوری بن معتز" حاکم خراسان (مرکزیت نیشابور) بنا شده است. این خبر سندیتی ندارد، به جز آنکه به تصریح "بیهقی"، سوری بن معتز" مناره ای" برای حرم ساخت و موقوفاتی به آن اختصاص داد.لیکن خبر موثق در مورد اولین " باروی مشهد" حکایت از احداث آن در سال های 510 تا 515 قمری دارد که گفته اند پس از نزاع جمعی از اهالی توس (تابران) با مردم مشهد، به دستور "سلطان سنجر" و توسط " عضدالدین فرامرز علی" بارویی برای مشهد ساخته شده است. علاوه بر این در زمان سلطان سنجر سلجوقی (511-552ه.ق) خدمات ارزنده دیگری صورت گرفت. از جمله کاشی کاری های بسیار نفیس معرق و شش گوشه ازاره یا قسمت های پایین دیواره های اطراف بقعه حرم مطهر است که به " کاشی های سنجری" شهرت دارد.

        یکی از قدیمی ترین یادگارهای تاریخی شهر مشهد " سنگابی" است نفیس، مشهور به " خوارزمشاهی" که به تاریخ 597 قمری تراشیده شده که نشان از هویت قدیم شهر مشهد دارد. جنس سنگاب از نوع سنگ " هرکاره" است که معدن آن در مجاور " کوهسنگی" مشهد قرار داشته و هم اکنون در " موزه آستان قدس رضوی" نگهداری می شود.

        در اوایل قرن هفتم یعنی در آستانه حمله " مغول" بقعه مطهر رضوی و مسجد کوچک بالا سر مرمت و بهسازی شده و در این زمان، مجموعه حرم تنها محدود به بقعه مطهر و مسجد کوچک بالاسر و الحاقاتی چون محرابی در ضلع جنوبی بقعه و به احتمال زیاد مناره ای در مجاور گنبد بوده است و مشهد در آن زمان از سوی جنوب از حدود فلکه آب کنونی(مرز اراضی دستجرد) فراتر نرفته و باروی ساخته شده در سال 510 قمری که محدوده آن مشخص نیست، شهر را محافظت می کرده است.

        جمعیت شهر مشهد را اغلب علویان و شیعیان تشکیل می داده و " سنگ تراشی" شغل عمده مشهدی ها بوده است. در واقع مشهد در قرون ششم و هفتم هنوز مجموعه ای متشکل از آبادی ها همجوار بوده و اگر چه دارای بارو و بازار بوده لیکن نمی توان به آن عنوان شهر داد. بازار اصلی شهر در امتداد شمال شرقی – جنوب غربی در حد فاصل دو دروازه به سمت نوغان و سناباد امتداد داشته است. این مسیر ، استقرار بسیاری ار ابنیه اطراف حرم و شهر را در آینده مشخص و معین میکند.

        حمله مغولان (چنگیز خان) در سال های 18-616 قمری(21-219م ) منجر به تخریب اکثر شهرهای خراسان به خصوص نیشابور و توس گردید. در این میان شهر مشهد به دلایلی چون وجود مرقد مطهر در امان ماند.اگر چه مغولان شهر ویرانه توس را به مرکزیت حکومت خراسان برگزیدند، لیکن شرایط برای توسعه بیشتر شهر مشهد فراهم گردید و علاوه بر این، مسلمان و شیعه شدن ایلخانان به خصوص " غازان خان"(703تا694ه.ق) و برادرش " اولجایتو خدابنده" (703تا716ه.ق) منجر به توجه بیشتر آنان به مشهد شد." حمدالله مستوفی" از شهر مشهد در این زمان به عنوان " شهرچه" یاد کرده است و " ابن بطوطه" در سفرنامه خود، مشهد را شهری بزرگ و پرجمعیت خوانده و به وجود مسجد و مدرسه ای در حرم اشاره کرده است که آثاری از آنها باقی نیست.

          همین طور "علاءالدین محمد هندو" ایوان و مناره ای برای حرم ساخته که به احتمال زیاد باید بنای اولیه ایوان طلا و گلدسته مجاور آن باشد. از این زمان تا شروع دوره تیموری حکومتهای کوچکی چون " سربداران "، " آل کرت " و " خاندان جانی قربانی " بر توس و مشهد تسلط داشته و بدین دلیل در این سالها وضعیت مشهد اندکی نابسامان بوده است. اگرچه سربداران در ده سال تصرف توس و مشهد، بسیاری از عمارات حرم را مرمت و بهسازی کردند و قنوات مشهد که خشک شده بود، توسط ایشان جاری گردید.

        در سال 784 قمری، " تیمور " خراسان را مورد تهاجم قرار داد و شهر تابران در سال 791 قمری توسط "  میرانشاه " ویران شد و دیگری روی آبادی ندید. مشهد که از تخریب در امان مانده بود، سیل مهاجرین آواره را از آبادی های همجوار و به خصوص تابران به خود پذیرفت و به این ترتیب فصل جدیدی از توسعه و تحول کالبدی این شهر آغاز گردید. شهر مشهد در ابتدا مرکز ولایت توس گردید و سپس به مرکزیت "  خراسان غربی " درآمد.

        اقدامات شاهرخ و همسرش " گوهرشاد " در ایجاد و توسعه بناهای مذهبی از قبیل " مسجد گوهرشاد "، " مدرسه پریزاد "، " دارالحفاظ "  ، " گنبد خشتی " ، " مصلای طرق " و " چهار باغ " بر ارزش شهر مشهد افزود و به خصوص ساختن دولتخانه چهار باغ پس از گذشت شش قرن از تولد مشهد، هویت واقعی یک شهر را به این مجموعه زیستی بخشید و عناصر اصلی آن دوران شامل مرکز حکومتی، مرکز مذهبی، بازار و بارو، در آن کالبد واقعی یافت. در " مجمل فصیحی " آمده است: «شاهرخ در سال 821 (ه.ق) به همراه همسرش گوهرشاد به مشهد آمدند و شاهرخ فرمان احداث باغ و کاخ سلطنتی را در مشهد صادر کرد که همان چهارباغ مشهد می باشد»

        محل این بنا بعدها به "محله چهارباغ" مشهور شده است. چار باغ که محله والی نشین بوده، بعدها محل سکونت اعیان شهر شد و اکثر خانه های اشرافی و بزرگ که مربوط به دولتمردان و تجار بوده است، در آن محله ساخته می شدند.

        از " وقف نامه گوهرشاد " چنین بر می آید که در غرب و جنوب مسجد گوهرشاد گذرگاه یا شرعی وجود داشته که رباط منسوب به " خواجه نظام الملک " هم در آن باقی بوده است.

        با نگاهی به تحولات مجموعه زیستی مشهد در دوره تیموری، شاهد یکی از دوره های شاخص و با ارزش تاریخ این شهر هستیم. اگرچه تیموریان، سنی مذهب بودند، لیکن در زمان حکومت آنان شیعیان هیچ گونه محدودیتی نداشتند و تیموریان نه تنها دخالتی در امور حرم و موقوفات آن نمی کردند بلکه به همت ایشان شهر مشهد دارای یادگارهایی با ارزش از آن دوره شد و به این ترتیب محور تاریخی بازار مشهد که دو محله نوغان و سرشور را به هم متصل می کرد، با ساخت بناهایی چون مسجد گوهرشاد، مدرسه پریزاد، مدرسه بالاسر، مدرسه دودر و دوبنای مقبره امیرشاه ملک و گنبد خشتی در دو طرف آن، تبدیل به یکی از محورهای تاریخی و با ارزش ایران گردید و همان طور که اشاره شد، ساخت بنای حکومتی چهار باغ تنها عنصر باقیمانده یک شهر واقعی را به مشهد اضافه نمود.

        "حافظ ابرو" در کتاب "جغرافیای تاریخی" خود پس از معرفی مشهد، از محلات "کاریز"، "سناباد"، "چاه نو"، " دستجرد" ، "منصوریه"، ابوبکر" و "پس باره" یاد می کند و این گونه به نظر می رسد که همه آنها از آبادیهای اطراف شهر بوده اند در حالی که محلات واقعی مشهد در آن زمان عبارت بودند از : " نوغان " ، " سرشور "، " عیدگاه " و " سراب " . اطلاعات قابل توجهی از سیما و کالبد شهر مشهد در قرون اولیه اسلامی، به خصوص در محدوده های مسکونی آن در دست نیست. لیکن از اطلاعات و اسناد چنین بر می آید که مشهد دارای بافتی آشفته و نامنظم بوده و روشن است که نا امنی منطقه، تغییر حکومتها و مهاجرتهای متعدد به این شهر، از دلایل عمده آن است و به دلیل عدم استحکام بناهای مردمی، آثاری از آنها به جا نمانده است. ساخت بناهای مذهبی هم توسط متولیان آستانه رضوی و هم حاکمان صورت می گرفته، در نتیجه سیمای عمومی شهر مشهد بیشتر تحت تاثیر معماری اسلامی و چشم اندازهای مذهبی ( بازتابهای فضایی اندیشه دینی) قرار داشته است.

        ساخت " مصلی طرق " در حدود یک فرسنگی جنوب شرقی شهر در مجاورت " رودخانه طرق " نشان دهنده حوزه نفوذ مستقیم شهر مشهد در آن زمان است.

        مواضع دفاعی شهر تا این دوره علاوه بر دیوار و باروی حرم به عنوان مرکز حکومتی، دیواری ساخته شده به سال 510 قمری بوده که به نظر می رسد در این زمان بخش اصلی آن ناکارآمد بوده است موانع طبیعی نیز شامل رودخانه " کشف رود " در شمال و شمالی شرقی و رودخانه طرق در جنوب از شهر محافظت می کردند.

        مشهد قدیم تا دوران نوسازی

        مهم ترین واقعه کالبدی مشهد تا سلطنت شاه عباس، احداث باروی شهر توسط شاه تهماسب بود که به دلیل حملات مکرر ازبک ها در زمان حکومت وی، دستور احداث آن را در حدود سال 935 قمری صادر نمود و ساخت آن تا سال 942 قمری به طول انجامید. این بارو که از چینه و گل ساخته شد، حدود 9 کیلومتر طول داشت و  مساحتی حدود هشتصد تا نهصد هکتار از مجموعه شهری مشهد را در بر می گرفت. ارتفاع آن بین 6 تا 7/5 متر و تعداد برج های این بارو را که به فاصله بُرد تیر از هم بودند، از 140 تا 300 گفته اند. در منابع مختلف از چهار دروازه این شهر به نامهای "نوغان" در شمال ، "سراب" در غرب ، "عیدگاه" در جنوب و دروازه "میرعلی آمویه" در شرق شهر نام برده شده است. دروازه نوغان به سوی خواجه ربیع و کنار کشف رود و کلات گشوده می شده است دروازه سراب به سوی نیشابور و قوچان، دروازه عیدگاه به سوی نیشابور، ری و جام و دروازه میرعلی آمویه که نام آن برگرفته از مقبره ای به همین نام در جوار دروازه بوده ، به سوی تبادکان و سرخس گشوده می شده است.

        ساخت این بارو موجب تعریف و تفکیک محلاتی در درون و بیرون بارو شد و در واقع شهر مشهد از این زمان هویت یک شهر بزرگ با عناصر کامل را یافت.

        پس از تصرف ده ساله مشهد توسط قوم ازبک ، در سال 1006 قمری (1597م) ، شاه عباس صفوی دوباره آن را تصرف کرد. از این سال تا درگذشت شاه عباس به دلیل تعلق خاص وی به هرات و مشهد ، مشهد به شدت مورد توجه قرار گرفت و رو به سوی ترقی نهاد. از مهم ترین اقدامات او گسترش صحن عتیق ، بازسازی "مقبره خواجه ربیع" و احداث "خیابان" (پایین خیابان و بالاخیابان) مشهد بوده است.

        احداث خیابان مشهد، پس از خیابان های هرات و قزوین، سومین تجربه خیابان سازی در ایران بود. در سال 1016 قمری دستور ساخت آن صادر شد و تا سال 1023 قمری احداث آن به طول انجامید. در این سالها به دلیل افزایش جمعیت مشهد و بروز کم آبی، باحفر قنات هایی و افزودن آب چشمه گُلَسب به آنها وجاری ساختن آب در مسیر این خیابان سه کیلومتری و درختکاری دو طرف نهر، این خیابان جدید به یکی از عناصر شهری بسیار بااهمیت و جذاب شهر تبدیل شد. جهت این خیابان شمال غربی – جنوب شرقی بود و در دروازه پایین خیابان و بالاخیابان هم در دو طرف آن احداث گردید. این دروازه ها بعدها مسیر اصلی تردد به شهر شد و اکثرا قافله ها و تجار از این دو دروازه استفاده می کردند. در مسیر این خیابان اکثرا مدارس، کاروانسراها و مساجد و ... ساخته شدند. مؤلف "عالم آرای عباسی" می نویسد: "خیابانی از دروازه غربی شهر تا شرق، طرح فرمودند که از هر طرف به صحن مبارک رسیده، از میان ایوان ها بگذرد و چون ساکنان مشهد مقدس و زوار روضه متبرکه از قلت آب در عذاب بودند آب از انهار چشمه جُلسب و قنوات مجدداً احداث کرده آن حضرت به شهر در آورده نهری در میان خیابان و حوض بزرگ در وسط صحن موسع مذکور احداث فرمودند که آب از حوض گذشته به خیابان شرقی طرف پایین پای مبارک جاری گردد"

        در مقام جمع بندی تحولات کالبدی شهرمشهد در دوره صفوی می توان گفت دراوایل حکومت صفوی ، مشهد چندین بار مورد تهدید و غارت قوم ازبک قرار گرفت لیکن ایجاد باروی شهر در سال 942 قمری با خصوصیاتی که شرح آن رفت و ایجاد خیابان (بالاخیابان – پایین خیابان) در این دوره ، بسیاری از تحولات کالبدی بعدی شهر، از جمله ساختار آرایش محلات شهر و ابنیه شاخص شهری را تحت تاثیر خود قرار داد. به طوری که مجموعه روستا-شهر مشهد را تبدیل به به شهری با فضای داخلی و بیرونی (باره ، شارستان و رَبَض ) کرده و با عناصر شاخص دیگری که قبل از آن در مشهد بناشده بود ، چون ارگ مذهبی (حرم مطهر و حصار آن) ، ارگ حکومتی (چهارباغ) و بازار ، تبدیل به یکی از شهرهای بزرگ زمان خود گردید.

        مهم ترین واقعه کالبدی شهر در دوره افشاریه ، ساخت "ارگ حکومتی" مشهد توسط "ملک محمود سیستانی" است ، که در سالهای 39-1135 قمری حکومت مشهد را به دست گرفته بود . ارگ حکومتی در حاشیه جنوب غربی شهر و در حدود "باغ ملی" بعدی مشهد احداث گردید و به این ترتیب دروازه جدیدی به نام "دروازه ارگ" به دروازه های شش گانه مشهد افزوده شد. ساخت ارگ منجر به افزایش اهمیت اراضی و آبادیهای جنوب غربی شهر چون "الندشت" ، "زرگران" ، "تقی آباد" ، و "کوهسنگی" شد و این منطقه را یک به یک محله نظامی تبدیل کرد که تاکنون نیز باقی مانده است.

        شهرمشهد تا سال 1299 قمری به دلایل ذکر شده همچنان دورن باری خود محبوس ماند و گسترش نیافت. مهم ترین تحولات شهر و پیرامون آن تا این زمان عبارت بودند از :

        -          حضور یهودیها ، ارمنیها ، بهاییها ، مرویها ، هرویها و پیروان ادیان دیگر در اطراف شهرمشهد . کوچ 1000 خانوار مروی در سال 1223 قمری و مهاجرت ایلها و طوایف هوادار ایران و ساکن هرات به پیرامون مشهد که در این محدوده زمانی اتفاق افتاد، شرایط اجتماعی و سیاسی خاصی پدید آورد که در فصل "هویت انسانی – اجتماعی " به آن پرداخته شده است.

        -          بازسازی و توسعه ارگ مشهد به دلیل حضور نظامیان فراوان و غریبه در شهر مشهد توسط "محمدولی میرزاقاجار" (فرزند فتحعلی شاه، والی خراسان) و سپس عباس میرزا و احداث حدود سی قراولخانه در شهر پس از سرکوب شورش والی متمرد خراسان (سالار) در سال 1266 قمری و در زمان صدارت امیر کبیر.

        -          دستور احداث "صحن نو" (آزادی فعلی) در حرم حضرت رضا (ع) ، در سفر سال 1266 قمری فتحعلی شاه به مشهد ، در قسمت شرق و پایین پای حضرت که تا زمان ناصرالدین شاه به طول انجامید.

        -          احداث "مدرسه سلیمان خان " توسط یکی از دولتمردان هم عصر آغامحمدخان قاجار به نام "سلیمان خان اعتضادالدوله" در مقابل مقبره امیرشاه ملک که در طرح توسعه حریم حرم تخریب گردید و :مدرسه علی نقی میرزا" که توسط یکی از والیان خراسان به نام شاهزاده "علی نقی میرزا" در سالهای حکومت وی (9 – 1238 ه.ق) در حنوب شرق حرم امام رضا (ع) احداث و بعدها تخریب و تبدیل به " رواق دارالذکر" گردید.

        -          عمران و بهسازی شهرمشهد و حرم مطهر به خصوص "آیینه کاری" حرم مطهر ازسال 1284 قمری به دست "میرزا فضل الله نوری" مشهور به "وزیر نظام" (برادر صدر اعظم ایران ، میرزا آقاخان نوری).

        -          ساخت "سرای وزیرنظام" شامل کاروانسرای تجاری، بازارچه و دکاکین بدست وزیر نظام. وی همین طور دستور داد دکاکینی که به حریم خیابان تجاوز کرده بودند، عقب نشینی کنند و عرض 28 متر را برای این خیابان تحصیل نمود.

        -          شکل گرفتن "بست بالاخیابان" و "بست پایین خیابان" با عناصر متشکله اش که از نظر ارتباط با محورهای اصلی ورودی به هسته قدیمی شهر و پیوند با بافت منطقه اطراف ، اهمین فوق العاده داشته است. نمای ظاهری بستها که در آغاز آجری بود ، در اوخر عهد احمدشاه قاجار مزین به کاشیکاری شد. نکته قابل توجه این بود که ورود مامورین دولتی با لباس رسمی و سلاح و ورود غیرمسلمانان به این مناطق ممنوع بوده، این دو محوطه مکانهایی برای بست نشینی بودند.1

        رسته :شکل گیری شهر مشهد و سیر تحول آن
        منابع :

        1. کتاب در جستجوی هویت شهری مشهد- علیرضا رضوانی- تهران- وزارت مسکن و شهرسازی-1384- ص216و242

        حصاربیهقیسلطان سنجرحرم مطهرآستان قدس رضویمغولمسجد بالا سرمسجد گوهرشادمدرسه پریزادگنبد خشتیمصلای طرقچهار باغچهارباغمدرسه بالاسرخیابان مشهدبالاخیابانپایین خیابانمدرسه سلیمان خانمیرزا فضل الله نوریبست پایین خیابانبست بالاخیابان
        ایجاد کننده :هانیه مشتاق
        Qr code
        امتیاز :10
        تعداد بازدید :79
        ارزیابی
        امتیاز کسب شده در ارزیابی:
        ارزیابی این مورد: