• نمایش محتوا
        نمایش تاریخچه
        بس ساروق

        موقعیت سیاسی




        روستای بس ساروق (Saruq Bas) از توابع دهستان سرجام بخش احمدآباد شهرستان مشهد می باشد.

         

        وجه تسمیه


         


        در گذشته به آن بس ساروقBas Saru) )یا بش ساروق Bash Saruq یا باش ساروق (Bash Saruq) (یا ساروج (Saruj) یا پساروج (Pasaruj) هم می گفتند.
        درباره وجه تسمیه این روستا دو دیدگاه وجود دارد:
        1 .پنج دزد: برخی از اهالی بر این باورند این جاینام دارای ریشه ترکی است و از دو واژه بش به معنی پنج و ساروق که همان سارق است، تشکیل شده است. در مجموع به معنای پنج دزد. آنان معنقدند که رباط بش ساروق در گذشتهای نه چندان دور به عنوان پایگاه استراتژیک راهزنان و دزدان قطاع الطریق شاهراه مواصالتی و بازرگانی راه ابریشم شناخته شده که پنج تن از دزدان نابکار و غارتگر ریاست این اردوگاه نظامی را برعهده داشتند.


        نام واژه های جغرافیایی پارسی در ایران که برگرفته از نام دزدان و راهزنان هستند، در جای جای ایران دیده می شود. مشهورترین آنها نام جدید زاهدان (Zahedan) است که به جای نام تاریخی دزداب(دزد + آب)، در سال 1314ش. توسط فرهنگستان ایران برگزیده شده است و در واقع گزینش واژه «زاهد» به جای «دزد» انجام شده است.

        نمونه دیگر قله رزه در شمال شهرستان اندیمشک است، که در گویش لری بالاگریوه ای رزه مخفف «رهزه» یا «راهزن» است و حتی رضاشاه پهلوی 13 راهزن دیرکوند را در این قلعه استراتژیک عصر صفوی به دار مجازات آویخت. شهر کنگاور باستانی که معبد آناهیتای آن شهرت جهانی دارد، در منابع جغرافیایی اعراب، به نام قصراللصوص (کاخ دزدان) شناخته می شد.
        امروزه حداقل 172 عارضه جغرافیایی (روستا، کوه، چشمه، دره، مسیل) در ایران وجود دارند که واژه «دزد» در جاینام آنها مشاهده می گردد، مانند آب دزدان، اودزده، پردزد، تخت دزدان،چشمه دزدان، دره دزدان، دزدبند، دزدگاه، دزد گنج، دزدی، دهنه دزدان، شاه دزد، قلعه دزد، کال دزداب، لا دزد، الی دزدها. 17 روستا در ایران وجود دارد، که نام دزد در نام واژه آنهادیده می شود:

        1. تنگ دزدان: از توابع دهستان پیشکوه موگوئی بخش مرکزی شهرستان فریدونشهر استان اصفهان.

        2. چاه دزدان: از توابع دهستان ده تل بخش مرکزی شهرستان بستک استان هرمزگان.

        3. دره دزدان: از توابع دهستان ده پیر شمالی بخش مرکزی شهرستان خرم آباد استان لرستان.

        4. دره دزدان: از توابع دهستان پیان بخش مرکزی شهرستان ایذه استان خوزستان.

        5. دزدان: از توابع دهستان جواران بخش هنزا شهرستان رابر استان کرمان.

        6. دزدک: از توابع دهستان پیشکوه ذلقی بخش بشارت شهرستان الیگودرز استان لرستان.

        7. دزدک: از توابع دهستان توتکی بخش مرکزی شهرستان سیاهکل استان گیلان.

        8. دزدک: از توابع دهستان راک بخش سوق شهرستان دهدشت (کهگیلویه) استان کهگیلویه و بویراحمد.

        9. دزدک: از توابع دهستان بلده کجور بخش مرکزی شهرستان نوشهر استان مازندران.

        10. دزدک: از توابع دهستان کلیجان رستاق علیا بخش کلیجان رستاق شهرستان ساری استان مازندران.

        11. دزدک سفلی: از توابع دهستان سادات محمودی بخش پاتاوه شهرستان دنا استان کهگیلویه وبویراحمد.

        12. دزدک علیا: از توابع دهستان سادات محمودی بخش پاتاوه شهرستان دنا استان کهگیلویه و بویراحمد.

        13. دزد کوردک: از توابع دهستان کامفیروز جنوبی بخش کامفیروز شهرستان مرودشت استان فارس.

        14. دزدلیم: از توابع دهستان دیلمان بخش دیلمان شهرستان سیاهکل استان گیلان.

        15. دزدموئی: از توابع دهستان بهمئی گرمسیری شمالی بخش بهمئی گرمسیری شهرستان بهمئی استان کهگیلویه و بویراحمد.

        16. دزدومدوئی: از توابع دهستان رود زرد بخش مرکزی شهرستان باغ ملک استان خوزستان.

        17. دق دزدان: از توابع دهستان درآگاه بخش مرکزی شهرستان حاجیآباد استان هرمزگان. از نظر لغوی، این نام واژه از دو بخش «بش/ باش/ بس» و «ساروق/ ساروج» تشکیل شده است.


        بش (bash) ،به معنی دیم، بسیم، تازه رو، خوش برخورد، خوش، لذیذ، دست، بند، کاکل، مطلق بند، بند آهنی یا مسی یا رویین، ریشه، دامن، زهر (در زبان هندی)، قد، قامت، زراعتی که به آب باران حاصل شود، غم و درد و ناخوشی، یال اسب، اندام، ناقص، ناتمام آمده است. (منبع 38، 1/214؛منبع 3، 1/282؛ منبع 25، 87.)
        باش (bash) نیز به معنای سکنه روستا و شهر، در ترکی به معنای سر، رئیس و سرور، در گویش مازنی به معنی حریف، قلدر، پیروز، غالب و قوی تر می باشد.
        همه 44 عارضه جغرافیایی ایران که با کلمه«بش» شروع می شوند، دارای ریشه ترکی بوده و به معنی «پنج» می باشند.
        بش، بش آغوز، بش قارداش (چشمه آب معدنی و امام زاده معروف شهرستان بجنورد به معنای پنج برادر)، بش بارماخ، بش بلاغ (به معنای پنج چشمه)، بش داش، بش دره و بش یخدان.
        چهار روستا نیز با این واژه ترکی آغاز می شو ند :

        1. بش آغاج (پنج فرسخ): از توابع دهستان دوغائی بخش مرکزی شهرستان قوچان استان خراسان رضوی.

        2. بش اویلی: از توابع دهستان گلستان بخش لوه شهرستان گالیکش استان گلستان.

        3. بش حوض: از توابع دهستان رادکان بخش مرکزی شهرستان چناران استان خراسان رضوی.

        4. بش کار: از توابع دهستان فورگ بخش فورگ شهرستان داراب استان فارس.


        بخش دوم این جاینام، به دو صورت نوشته شده است:
        1 .ساروج (saruj) که به شکل سارو، چارو یا صاروج هم نوشته میشود، به معنای مخلوطی است از آهک و خاکستر یا ریگ که در آب به مرور جذب انیدریک کربنیک شده و آهکش به صورت سنگ آهک که محکم و پایدار است، درمی آید و آن جهت ساختن حوض، آب انبار، گرمابه و بنای خانه به کار رود. (منبع 14 ،2/ 1791)

        ساروج از ابتکارهای معماران ایرانی در دوران باستان است. برای ساختن آن نخست خاک رس و آهک را به نسبت 6 و 4 مخلوط می ِ کنند و گلی سفت می سازند و دو روز آن را ورز می دهند. بعد، قسمتی از خاکستر کوره های حمام را با مقداری مواد الباقی لوئی (تخم و پرزهای نوعی نی است) به آن اضافه میکنند و مخلوط تازه را با چوب هایی به قطر 10 سانتی متر می کوبند تا به خوبی با هم عجین شوند. ساروج، ملات آهکی آبی سنتی ایران است که به دو روش سرد و گرم تولید می شود. در روش گرم، کلوخه های سنگ آهک رس دار را می کوبیدند تا نرم شود. سپس، خاک به دست آمده را با کاه و پهن و آب مخلوط می کردند. پس از آن، گل به دست آمده را روی زمین با ضخامت 10 سانتی متر پهن کرده و بعد از خشک شدن، قطعه های خشک شده را می پختند. نهایت، هنگامی که قطعه ها پخته شد، آنها را آسیاب می کردند. محصول به دست آمده رنگ لیموئی یا قهوهای روشن داشت که ساروج گرم نامیده می شد.

        در روش سرد، ساروج از مخلوط کردن آهک شکفته، خاکستر، ماسه بادی، خاک رس و لوئی یا مغز نی ساخته می شد.
        2 .ساروق (saruq) : این کلمه به شکل سارو/ساروی/ ساروک / سریوک آمده و نام شهری از توابع شهرستان اراک در استان مرکزی و به معنای قلعه می باشد. ابراهیم دهگان احتمال داده است که: »کلمه ساروق از ماده سر چون سربهر، سردار، سرشار در مفهوم متصدی و نگهبان و برجسته استعمال شده باشد. (منبع 28، 153)
        ساروق/ ساروغ/ سارق/ سارغ/ سارج، دارای معانی دیگری نیز می باشد، از جمله: پارچه ای غالباً چهار گوشه که بر روی بستر کشند یا چیزی در آن نهند؛ سفره؛ بقچه. (منبع 14، 2/ 1791)
        در مجموع، علاوه بر روایت بومی پنج دزد (بش ساروق)، این احتمال نیز وجود دارد چون که در گویش خراسانی بش (bash) به معنی ورغ، برغ، سد کوچک جلوی راه آب، آب بند می باشد (فرهنگ گویشی خراسان بزرگ، 48 )،بش ساروج به معنای یک آب بند (سد کوچک) از جنس ساروج باشد.

        تاریخچه


        روستای بش ساروق در سده های میانه اسالمی، یعنی از دوره سلجوقیان به بعد در کنار رودخانه ای که هم اکنون نیز از وسط آن میگذرد، ساخته شده و احداث یکی از ماندگاه های مهم تصوف به نام «رباط ساروج» که دارای کارکرد اقتصادی(کاروانسرای اقامتی)نیز بوده است، اهمیت آن را دوچندان ساخته است. بافت قدیم روستا به شکل طولی و در امتداد رودخانه بوده و به احتمال قوی ساکنان اولیه آن از که ترکان مهاجر بوده اند، از موقعیت ژئوپلیتیکی روستا در جاده ابریشم و حضور گاه و بیگاه پیروان تصوف در این رباط، حداکثر بهره برداری را نموده و خانههای خویش را در دو سوی رودخانه احداث نمودند. برخی بر این باورند که روستا پس از متروکه شدن رباط بش ساروج و در اواخر دوره قاجاریه احداث شده است، چرا که تا عصر ناصری هیچ نام و نشانی از این آبادی در گزارشهای دولتی و سفرنامه های ایرانیان و اروپائیان مشاهده نمی شود.
        مرحله نخست توسعه روستا، که به سالهای 1330 تا 1342 تعلق دارد، در پیرامون هسته اولیه و در شرق و غرب رودخانه انجام یافته و مساکن این دوره در حال حاضر، نیمه مخروبه و مرمتی می باشند.
        مرحله دوم توسعه، که در بازه زمانی اصلاحات ارضی تا پیروزی انقاب اسامی تحقق یافته است، در سمت مغرب (جایی که ویرانه های حمام قدیمیآبادی در آن وجود دارد) انجام شده و به تدریج به علت نزدیکی روستا به کلانشهرمشهد و رفت و آمد ساکنان آن به شهر، بافت قدیمی سنتی جای خود را به معماری برگرفته از پلان و مصالح شهری داده و اندک اندک فضای کالبدی آن به روستایی شهرنما تغییر شکل یافته است.
        مرحله سوم توسعه روستا که در چهار دهه اخیر و به تدریج به وقوع پیوسته است، گسترش آبادی در چهار سمت و با تغییر چهره آبادی انجام یافته است.

        موقعیت جغرافیایی


        این آبادی دشتی در موقعیت جغرافیایی 59 درجه و 37 دقیقه و 3 ثانیه طول شرقی و 36 درجه و 9 دقیقه و 41 ثانیه عرض شمالی واقع گردیده و ارتفاع نسبی آن از سطح دریا 1080 متر است. این دهکده در 4 کیلومتری جنوب شهر مشهد و 3 کیلومتری غرب جاده مشهد به شاه تقی (امام تقی) قرار دارد و رودخانه ارفی که از کوه بینالود سرچشمه می گیرد، از شمال غرب آن گذشته و به رودخانه طرق میریزد. آب و هوای آن معتدل خشک می باشد. (منبع 19، 32/ 43-44).

        مساحت


        این روستا 16 هکتار وسعت داشته و اهالی آن در 52 واحد مسکونی اقامت دارند. تراکم نسبی جمعیت در آن 94/ 12 نفر در هر هکتار می باشد.

        جمعیت



        ترکیب سنی


          alt=  alt=

        نرخ رشد سالیانه


         alt=

        تاهل


         alt=  alt=

        سواد



        آموزش


         alt= alt=

        اشتغال



        بهره برداران حوزه کشاورزی


         alt=
         

        اماکن مذهبی




        این آبادی دارای یک باب مسجد قدیمی است، که 637 متر مربع وسعت داشته و پس از انقلاب بازسازی شده است.

        سازمان اداری


        این روستا نه شورای اسلامی روستایی دارد، نه دهیاری.

        آثار تاریخی


        1 .رباط باش ساروق: در مسیر راه مشهد به نیشابور و به فاصله 10 کیلومتری جنوب مشهد و حدود 5 /1 کیلومتری روستای باش ساروق و 500 متری سمت راست جاده، در میان تپه ها،بنایی سنگی وجود دارد که به لحاظ نزدیکی به روستای باش ساروق، به همین نام معروف است. این بنا در میان تپه های صخرهای و درهای کم عمق و پناهگاه مانند، حالت گوشه ای عرفانی را در ذهن تداعی میکند. اگرچه قسمتهای عمده بنا منهدم شده و سقف آن فرو ریخته، اما دیوارهای سالم و فرم کلی بنا قابل تشخیص و بررسی است.
        پلان بنا مستطیل شکل و به طول 29 متر و عرض 20 متر می باشد. ورودی در ضلع شرقی تعبیه گردیده که به تالاری بزرگ راه می یابد. بنا از دو بخش تشکیل می شده است:
        بخش اول شامل تالاری بزرگ است که قسمت اصلی و فضاهای اقامتی رابط را تشکیل می داده است. سقف این تاالر بر روی دو پایه ستون مربع شکل حمل میشده و به صورت گنبدهایی کروی شکل بوده که فرو ریخته اند.
        دو ایوانچه کم عمق در ضلع سمت راست و دو غرفه (ایوانچه) اتاق مانند در سمت چپ تالار و دو اتاق کوچک در دو گوشه انتهای آن تعبیه شده که محل اتراق و بیتوته بوده است. اتاقهای کوچک انتهای تالار نسبت به قسمتهای دیگر بنا حالتی مستقل داشته و به نظر می رسد کاربری خاصی داشته اند.

        طاقهای بنا به صورت جناغی اجرا شده و منافذی به صورت تیرکش در دیوارهای آن تعبیه شده که روزنه هایی جهت نورگیری و احاطه ساکنین رابط به اطراف بوده است.

        بخش دوم رباط که دارای ورودی مستقل و در امتداد ورودی بخش اول می باشد، شامل اصطبلی مستطیل شکل به عرض 10 متر است که با دو گنبد بزرگ پوشیده شده است. سمت راست این اصطبل دو ایوانچه با طاق جناغی و اتاقکی کوچک در انتهای آن ایجاد شده است. ورودی اصلی این قسمت نیز از جانب شرق بوده و به صورت ایوانی با طاق جناغی است.
        این اصطبل از طریق درگاهی هایی در ضلع شمالی آن به تالار مسکونی گشوده می شده که مسدود گردیده است. (داستان توس: زندگی حکیم ابوالقاسم فردوسی، 124)
        مصالح ساختمان بنا تا پاکار قوسها از سنگ لاشه و در قوسها و گنبدها آجر و ملات گچ است. فضاهای موجود در این بنا و سبک اجرای کار، تقریبا شبیه به «رباط خاکستری» می باشد. با توجه به اتاقهای گوشه سالنها و شیوه معماری، شاید بتوان این بنا را نوعی خانقاه و عزلتگاه دانست که در گذشته مأمن گروهی از مردم و از طرفی پناهگاه مسافران بوده است.
        کتیبه و مدرکی مستند و مکتوب در خصوص تاریخ ساخت آن وجود ندارد، اما احتمالا مربوط به قرون میانی اسلامی می باشد که در دوران متأخر و در چند دوره بازسازی و مرمت گردیده است.» (منبع 39 ، 167-168؛ منبع 40، 88-92). این بنای تاریخی، با قدمت قرون میانه اسلامی تا روزگار قاجاریه، به شماره 6358 در تاریخ 7 مهر ماه 1381 در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است.
        2 .حمام قدیمی بش ساروج: این حمام در اوایل دوره قاجاریه ساخته شده و در غربآبادی قرار گرفته است. این گرمابه عمومی که 412 متر مربع وسعت دارد، بارها و بارها مرمت و بازسازی شده و در حال حاضر متروکه می باشد.

        گورستان


        این قبرستان در قسمت شرقی روستا و در ورودی آن واقع شده و 2199 متر مربع وسعت دارد.

        جاودانه های تاریخ


        1 .حبیب الله سبزعلی: در 1 فروردین 1339 در روستای بش ساروق از توابع شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش حسین و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. در شرکت تولید پنبه بهداشتی کار می کرد. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. در7 فروردین 1361 ،در سن 22 سالگی، در تنگه رقابیه بر اثر اصابت گلوله منور و سوختگی ناشی از آن به شهادت رسید. پیکر او را در زادگاهش به خاک سپردند. (منبع 24، 1/ 836).

         

        رسته :بس ساروق
        منابع :
        1. (Menasce, Pierre Jean de. Shkand - Gumanik Vicar, texte pazand pehlevi transcrit, traduit et commente. Fribourg, 1945, P. 266)
        2. فرهنگ زبان پهلوی
        3. برهان قاطع
        4. (Horn GNE 4, id. NPSSpr. 50, Nyberg Man. Phl. Eilers MSS 45/1985 23f)
        5. (Boyce MMPP 4, Durkin-Meisterernst DMMPP 7)
        6. ( Gharib SD 192,203 )
        7. mac Kenzie ac.ir. 10/1976
        8. مجمع الفرس، ۳۳
        9. henning fkhwd 6
        10. Asatrian - Livshits Kurdica 82
        11. ۹۷gr..Hubschmann Arm
        12. فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، 1/3-4
        13. وجه تسمیه شهرهای ایران
        14. فرهنگ فارسی معین
        15. شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران،(1/158-159)
        16. علی مؤتمن، تاریخ آستان قدس، 140
        17. مشاهیر مدفون در حرم رضوی، 44/3-46
        18. نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر، ۲۹۹
        19. فرهنگ جغرافیایی آبادی های کشور
        20. فرهنگ نشابور
        21. روزنامه سفر خراسان
        22. فرهنگ جغرافیایی خراسان
        23. فهرستواره دستنوشته های ایران
        24. فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی
        25. واژه نامه پازند
        26. شاهنامه
        27. فرهنگ جامع نامها و آبادی های کهن اصفهان
        28. گزارش نامه یا فقه اللغه اسامی امکنه
        29. شناخت تابران توس
        30. سفرنامه خراسان
        31. شمس الشموس
        32. فرهنگ گویشی خراسان بزرگ
        33. فرهنگ نامه بومی سبزوار
        34. فرهنگ پارسی پاشنگ
        35. ظفرنامه عضدی
        36. فرهنگ مشهدی
        37. بیست وقف نامه از خراسان
        38. فرهنگ سبزوار
        39. گردشگری روستایی بخش احمدآباد مشهد
        40. کاروانسراهای خراسان

         

        ایجاد کننده :اسما پهلوان مقدم
        Qr code
        امتیاز :0
        تعداد بازدید :48
        مطالب مرتبط
        بس ساروق
        ارزیابی
        امتیاز کسب شده در ارزیابی:
        ارزیابی این مورد: