• پنج شنبه،06 آذر 1399
  • ورود

       
      • نمایش محتوا
        نمایش تاریخچه
        خلق اباد سفلی

        موقعیت سیاسی


        روستای خلق آباد سفلی (Khalqabad-e Sofla) از توابع دهستان تبادکان بخش مرکزی شهرستان مشهد می باشد .

        وجه تسمیه


        به آن خلق آباد پایین (Khalqabad-e Pain) یا به اختصار خلق آباد (Khalqabad ) هم می گویند. خلق آباد در گذشته ای نه چندان دور از دو روستای خلق آباد سفلی (پائین) و خلق آباد علیا (بالا) تشکیل می شد، اما به مرور زمان روستای خلق آباد علیا خالی از سکنه و متروکه گردید و در حال حاضر، تنها بخش سفلی (پایین)آن برجای مانده است.
        کج سلیقگی مدیران تقسیمات کشوری یا مدیران محلی که حاضر نیستند از بین رفتن یک روستا را بعد از 50 سال اعلام نمایند و همچنان نام روستایی که وجود خارجی ندارد، به عنوان یکی از روستاهای تابعه شهرستان مشهد ثبت می کنند و همواره به تعداد روستاهایی اشاره می کنند، که در عالم واقع بیش از یک سوم آنها متروکه بوده و حتی ویرانه های برخی از این آبادی ها را نمی توان مشاهده نمود.
        خلق آباد سفلی، یکی از 28 روستای حریم کلان شهر مشهد است، که با واژه « آباد » ترکیب یافته و جزء نامجا ی هایی است که شناسه خویش را از «آب » و « آباد » و « آبادی » می گیرد، یعنی نزدیک ترین واژه به هویت واقعی یک آبادی. نام واژه خلق آباد در جغرافیای سیاسی ایران منحصر به فرد است و از سه جزء تشکیل شده است:
        1. خلق (Khalq)، واژه ای عربی که معانی بسیاری دارد، از جمله: اخلاق، اوقات، خاصه، خصل، خو، طبع، طبیعت، طینت، عادت، مزاج، مشرب، منش، آفریدن، آفرینش، ابداع، احداث، انشا، عامه، عوام، قوم، مردم، ملت، آدمی، انسان، غیر سید، هیکل، پوسیده، شهروند، فرسوده، کهنه، مندرس، سرشت، نوآوری. (منبع 1، 1/ 1436)
        2. آباد (abad)، که در زبان پهلوی apatan (واژه مرکبa + pata)، به معنی معمور و در مقابل ویران است.(منبع 2)
        دکتر بهرام فره وشی آباد را در زبان پهلوی آپات (apat) و ترکیبی از a-pat، به معنی آباد، مزروع و آبادان را آپاتان (apatan) و ترکیبی از a-pat-an به معنای آبادان و آبادی را آپاتیه apatih و مرکب از a-pat-ih ، به معنی آبادی، آبادانی، ترقی، برکت، خوشبختی دانسته است. (منبع 3 ،36).
        هر چند کلمه آبادی در زبان فارسی دارای معانی دیگری چون درود، ثناء، خانه کعبه، نام پیغمبر ایرانی، خوش و خوب و نیک نیز می باشد. (منبع 4، 1/2).
        آباد (abad)، به جایی گفته می شود که در آن جا آب و گیاه و ساختمان باشد و مردمان سکونت کنند، معمور، مقابل ویران. جزء پین در اسامی امکنه، نظیر ابراهیم آباد، جعفر آباد، علی آباد.
        <فارسی میانه: apat (آباد)> ایرانی باستان: - a - pata (محافظت شده، پاییده شده).(منبع 5)
        از ریشه - (pa ( y ( پایدن، مراقبت کردن).
        پارتی (اشکانی): abad bd (آباد)(منبع 6)
        سغدی:” ‘‘pt (آباد)، -py ‘’(توجه کردن، پاییدن) (a-paya->) “pat ،(Gharib SD 192,203) (احسنت، آباد!)10 Ir .Mac Kenzie Ac) 74/۱۹۷۶مقایسه کنید با فارسی: آباد، آفرین (منبع 7، ۳۳).
        خوارزمی: (bdn آبادان) ( فارسی) FKhwD6 ) Henning) کردی: ava (آباد)) Kurdica82 Asatrian - Livshits ) ارمنی: apat (آباد، معمور) ( ایرانی)، | anapat(مخروبه، ویرانی) (فارسی میانه:an+apat بایر، نا آباد) (97.Hubschmann Arm) (منبع 8، 1/3-4).
        دیدگاهی نیز وجود دارد که کلمه آباد از فارسی میانه آپات pat-A مأخوذ است که این کلمه نیز می تواند از ایرانی باستان ap-pa- ta (صورت باستانی) گرفته شده باشد.
        این ترکیب ایران باستان از ۳ جزء تشکیل شده است: a پیشوند تأکید، pa ریشه فعل به معنی نگهداری و مراقبت کردن این جا به معنی آباد و معمور بودن) و ta پسوند صفت مفعولی (و گاهی اوقات صفت فاعلی).
        واژه مرکب a-pa-ta یک صفت است که در این جا جای اسم را گرفته و به معنی جایی می باشد که ایستاده، مستقر، آباد و مکون است. (وجه تسمیه شهرهای ایران، ۱۸)
        آباد معانی بسیاری دارد، از جمله: مرفه، بساز بسامان، منظم، مرتب، پر رونق، پیشرفته، آراسته، منتسق، توانگر، پر مایه، تمام سلاح، تندرستی توسعه یافته، روا، مجری در پایان نام برخی از آبادی ها، شهرها، قصبات، بخش ها و شهرستان های کشورهای ایران، عراق، هندوستان، افغانستان، ترکیه و آسیای میانه (تاجیکستان، ترکمنستان که پایتخت آن عشق آباد نام دارد، قزاقستان، قرقیزستان، ازیکستان) واژه «آباد» آمده و به معنی آباد کرده و آباد شده است. در ایران، کلمه پارسی به آباد در ۱۱۵۵۲ عارضه جغرافیایی مشاهده می گردد، که از این میان نام ۷۷۲۹ روستا و ۱۴۰ شهر، با واژه « آباد» ترکیب یافته است.
        3. سفلی (Sofla): واژه ای عربی، به معنای پائین، زیرین، پست (در مقابل علیا: بالا و علوی). (منبع 1، 2/ 1890)
        درباره وجه تسمیه این آبادی دو دیدگاه وجود دارد:
        دیدگاه اول: نام اصلی روستا «خالق آباد» بوده و بنیانگزار و مؤسس و یا ارباب این آبادی، شخصی به نام «خالق» (با پسوند احتمالی خان) بوده است، که در دوران صفویه تا قاجاریه در این مکان دارای ارج و قرب و ثروت و قدرت حاکمیتی بوده است. اهالی معتقدند که نام واژه «خالق آباد» به مرور به «خلق آباد» تبدیل شده است.
        دیدگاه دوم: اهالی بر این باورند که این روستا 227 را «مردم» آباد کردند، نه ارباب و خان و سلطان و والی و دولت و حکومت؛ یعنی به تدریج خلق گرد آمدند و این دهکده را پدید آوردند، از این روی به آن «خلق آباد» نام نهادند. کلماتی چون ناظر، مقصود، خلق، منزل، روح، شهر و مانند آن، در جاینام های شهرستان مشهد که با واژه « آباد» ترکیب شده اند، داوری در باره اتیمولوژی و وجه تسمیه آنها را دشوار می سازد.

        تاریخچه


        خلق آباد سفلی، از روستاهای کمتر شناخته شده بلوک تبادکان است، که در دوره قاجاریه و با اقتصادی کشاورزی محور و به عنوان مزرعه خالق آباد بنیاد نهاده شد و با وجودی که حادثه و رویداد مهمی در این آبادی در طول 200 سال حیات سیاسیش به وقوع نپیوست، اما همیشه از یک روند یکسان و پیوسته آبادانی نسبی برخوردار بود. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، وضعیت این روستا در عصر ناصری (1300 - 1290 ق.) را چنین بیان می کند:
        «مزرعه خالق آباد: قدیم النسق است. 28 خانه وار است از تاجیک و متفرقه. دو رشته قنات دارد که طول و کشش این قناتها نیم فرسنگ است و از آن زراعت و باغات آنها مشروب می شود. هوایش معتدل است. » (کتابچه تبادکان، در «منبع 9،» 238)
        هسته اولیه آن در شمال روستا و به صورت بسیار فشرده، کم وسعت و ارگانیک شکل گرفته است.
        مرحله اول توسعه، در حدفاصل زمانی 1332 تا 1342 ، در غرب هسته اولیه گسترش یافته و بخش وسیعی از بافت کالبدی کنونی دهکده را تشکیل می دهد، که با احداث واحدهای مسکونی عمدتا نوساز و کم دوام همراه بوده است.
        مرحله دوم توسعه، که در بازه زمانی اصلاحات ارضی تا پیروزی انقلاب اسلامی انجام یافته، با واگذاری اراضی به روستائیان، چهره عمومی و بافت آن دچار تحول اساسی شده و عرصه منازل بزرگتر شده و استفاده از فرم و مصالح شهری و گرایش به ایجاد شبکه معابر منظم در این مرحله رواج یافته است.
        مرحله سوم توسعه، در چهار دهه اخیر به وقوع پیوسته، در جهت شرق گسترش یافته و توسعه فیزیکی با واحدهای مسکونی نوساز و وسعت بسیار قطعات مسکونی توأم گشته و این دهکده در حال حاضر به دلیل فاصله بسیار نزدیک با دو روستای همجوار خود (شایع و شهید کامجو) ، به یک واحد جغرافیای سیاسی واحد تبدیل شده است.

        موقعیت جغرافیایی


        این آبادی دشتی در موقعیت جغرافیایی 59 درجه و 38 دقیقه و 20 ثانیه طول شرقی و 36 درجه و 23 دقیقه و 39 ثانیه عرض شمالی واقع گردیده و ارتفاع نسبی آن از سطح دریا 970 متر است. این دهکده در 6 کیلومتری شمال شهر مشهد قرار دارد. آب و هوای آن معتدل خشک می باشد . )فرهنگ جغرافیایی آباد یهای کشور،32/ 140 -141)

        مساحت


        این روستا 46 هکتار وسعت داشته و اهالی آن در 576 واحد مسکونی اقامت دارند. تراکم نسبی جمعیت در آن 11 /62 نفر در هر هکتار می باشد

        جمعیت



        ترکیب سنی


          alt=  alt=

        نرخ رشد سالیانه


         alt=

        تاهل


         alt=  alt=

        سواد



        آموزش


         alt= alt=

        اشتغال



        بهره برداران حوزه کشاورزی


         alt=

        محلات


        چون سه روستای نزدیک به هم «خلق آباد سفلی» ،«شایع» و «شهید کامجو»، در حال حاضر به یک واحد جغرافیای سیاسی تبدیل شده اند، هر روستا به عنوان محله ای از محلات سه گانه این روستای جدید شناخته می شوند.

        اماکن مذهبی


        این روستا دارای 6 فضای مذهبی است، که شامل 3 روستا در جنوب غرب و شرق، 2 حسینیه و 1 زینبیه. این فضاهای مذهبی بر روی هم 2466 متر مربع وسعت دارند.

        خانه بهداشت


        این روستا دارای دو باب خانه بهداشت می باشد:

        1. خانه بهداشت اول، در شرق روستا.

        2. خانه بهداشت دوم، در غرب آبادی.


         
        این دو کاربری درمانی، در سال 1383 مورد بهره برداری قرار گرفته و بر روی هم 5892 متر مربع وسعت دارند.

        سازمان اداری


        این آبادی هم شورای اسلامی روستایی دارد و هم دهیاری.

        جاودانه های تاریخ


        1. احمد پریزاد: در 10 فروردین 1320 در روستای خلق آباد سفلی از توابع شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش نجف علی و مادرش طوبا نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. کارگر بود. سال 1340 ازدواج کرد و صاحب 3 پسر و یک دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. در 6 اسفند 1362 ، در سن 42 سالگی، با سمت آرپی جی زن در جزیره مجنون بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است. (فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی، 1/ 294 )
        2. محمدعلی ترک: در 1 بهمن 1335 در روستای خلق آباد سفلی از توابع شهرستان مشهد زاده شد. پدرش جواد و مادرش رقیه نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. دامدار بود. سال 1362 ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. در 25 اسفند 1363 ، در سن 28 سالگی، در هورالعظیم به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. (فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی، 1/ 328 )
        3. محمد عسگری خلق آباد: در 19 خرداد 1336 در روستای خلق آباد سفلی از توابع شهرستان مشهد چشم به جهان گشود. پدرش یوسف (فوت 1341) و مادرش بی بی خانم نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. شاگرد قصابی بود. سال 1362 ازدواج کرد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. در 25 اسفند 1363 ، در سن 27 سالگی، در شرق رود دجله عراق به شهادت رسید. پیکرش مد تها در منطقه برجا ماند و سال 1377 پس از تفحص، در زادگاهش به خاک سپرده شد. (فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی، 2/ 1135)
        4. عباس فرزانه خلق آبادی: در 2 آذر 1346 در روستای خلق آباد سفلی از توابع شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش علی (فوت 1348 ) و مادرش مهین نام داشت. تا دوم ابتدایی درس خواند. کارگر بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. در 11 شهریور 1362 ، در سن 16 سالگی، با سمت نیروی گروه ضربت در کامیاران توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به سر و گردن، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. (فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی، 2/ 1233 )
        5. سیدحسین کامجو: در سال 1340 در روستای خلق آباد سفلی از توابع شهرستان مشهد دیده به جهان گشود. پدرش عباس، کشاورز بود و مادرش سیده مرضیه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. دامدار بود. سال 1359 ازدواج کرد و صاحب 2 دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. در 5 فروردین 1361 ، در سن 21 سالگی، در سومار توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. (فرهنگ اعلام شهدای استان خراسان رضوی، 2/ 1336 ).
        روستای شهید کامجو از توابع شهرستان مشهد به نام وی نامگذاری شده است.

        رسته :خلق آباد سفلی
        منابع :
        1. فرهنگ فارسی معین
        2. Menasce, Pierre Jean de. Shkand - Gumanik Vicar, texte pazand pehlevi transerit, traduit et commente. Fribourg, 1945, P. 266
        3. فرهنگ زبان پهلوی
        4. برهان قاطع
        5. (Horn GNE 4, id. NPSSpr. 50, Nyberg Man. Phl. Eilers MSS 45/1985 23f)
        6. Boyce MMPP 4, Dukin-Meisterernst DMINIPP 7
        7. مجمع الفرس
        8. فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی
        9. جغرافیا و نفوس خراسان در عصر ناصری

         

        ایجاد کننده :اسما پهلوان مقدم
        Qr code
        امتیاز :0
        تعداد بازدید :33
        مطالب مرتبط
        خلق اباد سفلی
        ارزیابی
        ارزیابی این مورد: