• چهارشنبه،05 آذر 1399
  • ورود

       
      • نمایش محتوا
        نمایش تاریخچه
        دوست اباد

        موقعیت سیاسی


        روستای دوست آباد (Dustabad) از توابع دهستان طوس بخش مرکزی شهرستان مشهد می باشد.

        وجه تسمیه


        دوست آباد، یکی از 28 روستای حریم کلان شهر مشهد است، که با واژه « آباد » ترکیب یافته و جزء نامجای هایی است که شناسه خویش را از «آب» و «آباد» و «آبادی» می گیرد، یعنی نزدیک ترین واژه به هویت واقعی یک آبادی. دوست آباد، نام واژه ای جغرافیایی و پارسی و شاعرانه است که تنها بر 7 آبادی ایران نهاده شده است:

        1. دوست آباد: از توابع دهستان باغ صفا بخش سرجهان شهرستان بوانات استان فارس.

        2. دوست آباد: از توابع دهستان سرقلعه بخش سرقلعه شهرستان سرایان استان خراسان جنوبی.

        3. دوست آباد: از توابع دهستان هریرود بخش بوژگان شهرستان تربت جام استان خراسان رضوی.

        4. دوست آباد: از توابع دهستان زیرکوه بخش مرکزی شهرستان زیرکوه استان خراسان جنوبی.

        5. دوست آباد: از توابع دهستان طوس بخش مرکزی شهرستان مشهد استان خراسان رضوی.

        6. دوست آباد: از توابع دهستان دوغائی بخش رکزی شهرستان قوچان استان خراسان رضوی.

        7. دوست آباد: از توابع دهستان لادیز بخش ادیز شهرستان میرجاوه استان سیستان و بلوچستان.


        دوست به معنای یار، رفیق، مقابل دشمن است. در فارسی میانه dost (مهربان، عزیز، محبوب، یار، دوست) ( Nyberg Man.Phl. 65 )، فارسی باستان daushta مشتق از - daushtar (دوست)از ریشه daush- (پسندیدن، دوست داشتن). (فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، 2/ 1368)

        (منبع 4)
        2. آباد (abad)، که در زبان پهلوی apatan (واژه مرکبa + pata )، به معنی معمور و در مقابل ویران است. (منبع 1)
         
        دکتر بهرام فره وشی آباد را در زبان پهلوی آپات (apat) و ترکیبی از a-pat، به معنی آباد، مزروع و آبادان را آپاتان (apatan) و ترکیبی از a-pat-an به معنای آبادان و آبادی را آپاتیه apatih و مرکب از a-pat-ih ، به معنی آبادی، آبادانی، ترقی، برکت، خوشبختی دانسته است. (فرهنگ زبان پهلوی ،36). هر چند کلمه آبادی در زبان فارسی دارای معانی دیگری چون درود، ثناء، خانه کعبه، نام پیغمبر ایرانی، خوش و خوب و نیک نیز می باشد. (برهان قاطع، 1/2).
         
        آباد (abad)، به جایی گفته می شود که در آن جا آب و گیاه و ساختمان باشد و مردمان سکونت کنند، معمور، مقابل ویران. جزء پین در اسامی امکنه، نظیر ابراهیم آباد، جعفر آباد، علی آباد.
         
        <فارسی میانه: apat (آباد)> ایرانی باستان: - a - pata (محافظت شده، پاییده شده).(منبع 4)
         
        از ریشه - (pa ( y ( پایدن، مراقبت کردن).
         
        پارتی (اشکانی): abad bd (آباد) (منبع 5)
         
        سغدی:” ‘‘pt (آباد)، -py ‘’(توجه کردن، پاییدن) (a-paya->) “pat ،(Gharib SD 192,203) (احسنت، آباد!)10 Ir .Mac Kenzie Ac) 74/۱۹۷۶مقایسه کنید با فارسی: آباد، آفرین (مجمع الفرس، ۳۳).
         
        خوارزمی: (bdn آبادان) ( فارسی) FKhwD6 ) Henning) کردی: ava (آباد)) Kurdica82 Asatrian - Livshits ) ارمنی: apat (آباد، معمور) ( ایرانی)، | anapat( مخروبه، ویرانی) (فارسی میانه:an+apat بایر، نا آباد) (97.Hubschmann Arm) (فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، 1/3-4).
         
        دیدگاهی نیز وجود دارد که کلمه آباد از فارسی میانه آپات pat-A مأخوذ است که این کلمه نیز می تواند از ایرانی باستان ap-pa- ta (صورت باستانی) گرفته شده باشد.
         
        این ترکیب ایران باستان از ۳ جزء تشکیل شده است: a پیشوند تأکید، pa ریشه فعل به معنی نگهداری و مراقبت کردن این جا به معنی آباد و معمور بودن) و ta پسوند صفت مفعولی (و گاهی اوقات صفت فاعلی).

        واژه مرکب a-pa-ta یک صفت است که در این جا جای اسم را گرفته و به معنی جایی می باشد که ایستاده، مستقر، آباد و مکون است. (وجه تسمیه شهرهای ایران، ۱۸)
         
        آباد معانی بسیاری دارد، از جمله: مرفه، بساز بسامان، منظم، مرتب، پر رونق، پیشرفته، آراسته، منتسق، توانگر، پر مایه، تمام سلاح، تندرستی توسعه یافته، روا، مجری در پایان نام برخی از آبادی ها، شهرها، قصبات، بخش ها و شهرستان های کشورهای ایران، عراق، هندوستان، افغانستان، ترکیه و آسیای میانه (تاجیکستان، ترکمنستان که پایتخت آن عشق آباد نام دارد، قزاقستان، قرقیزستان، ازیکستان) واژه «آباد» آمده و به معنی آباد کرده و آباد شده است. در ایران، کلمه پارسی به آباد در ۱۱۵۵۲ عارضه جغرافیایی مشاهده می گردد، که از این میان نام ۷۷۲۹ روستا و ۱۴۰ شهر، با واژه « آباد» ترکیب یافته است.
         
        دو دیدگاه شبیه به هم در باره نامگذاری این آبادی وجود دارد:
         
        دیدگاه اول: اهالی بر این باورند که به دلیل دوستی و صمیمیت خاصی که بین ساکنان اولیه و اقوام مختلف ساکن در آن حاکم بوده، نام آن را دوست آباد گذاشته اند.
         
        دیدگاه دوم: بنیانگزار و مؤسس و یا ارباب این آبادی، شخصی به نام «دوست » (با پسوند احتمالی خان) یا حتی با ترکیب نا مهای دیگر (مانند دوستعلی، دوست محمد و مانند آن) بوده است، که در دوران قاجاریه در این مکان دارای ارج و قرب و ثروت و قدرت حاکمیتی بوده است.

        تاریخچه


        دوست آباد، روستایی کهن در ناحیه توس است که قدمتی 400 ساله داشته و در روزگار صفویه بنیاد شده و در دوره قاجاریه به شهرت و آبادانی بسیار دست یافته بود، به گونه ای که نام آن بارها و بارها در مدارک و اسناد و نقش هها و گزارش های دولتی و حتی سفرنامه ها نیز به میان آمده است. هوتوم شیندلر در باره آن می نویسد: «دوست آباد: روستایی است در فاصله 10 مایلی مشهد در طرف راست جاده قوچان.» (فرهنگ جغرافیایی خراسان، 459 )
        علی نقی حکیم الممالک، که در رکاب ناصرالدین شاه قاجار در روز 12 صفر 1284 ق./ 25 خرداد 1246 ش. به مشهد سفر کرده، نام این روستا را به شکل دوست آباد و به عنوان یکی از قراء و مزارع بلوک رو به چناران از دست راست در بلوک میان ولایت مشهد ثبت کرده است. (روزنامه سفر خراسان، 211)
        محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، وضعیت این روستا در عصر ناصری (1300 - 1290 ق.) را چنین بیان می کند:
         
        «مزرعه دوست آباد: قدیم النسق است. 15 خانه وار رعیت دارد، از طایفه تیموری و متفرقه. زراعت آنها از قنات مشروب می شود . هوایش معتدل است. نوکر دیوانی ندارد. » (کتابچه میان ولایت، در «جغرافیا و نفوس خراسان در عصر ناصری» ،189)
         
        یکی از نخستین اربابان در دوره نظام ارباب رعیتی که روستائیان سالمند وی را به یاد می آورند، شخصی به نام حیدریان بوده است. هسته اولیه آن که اغلب واحدهای مسکونی آن به شکل مربع و مخروبه هستند، در شمال غربی آبادی قرار گرفته و در مرحله اول توسعه، که در سا لهای 1330 تا 1342 انجام یافته، به دلیل وجود اراضی بایر وسیع و پهناور در پیرامون هسته اولیه، گسترش در جهت شمال و غرب و شرق تحقق یافته است.
         
        مرحله دوم توسعه، که از اصلاحات ارضی تا پیروزی انقلاب اسلامی به درازا انجامید، با دو اتفاق در جغرافیای سیاسی روستایی توأم گردید: نخست، لغو نظام ارباب و رعیتی و واگذاری اراضی روستاها به ساکنان بومی آن؛ دوم، مهاجرتهای وسیع و افزایش جمعیت. بافت کالبدی روستا در این مرحله که در غرب مرحله اول تحقق پیدا کرد، منظم تر و واحدهای مسکونی آن با شکل فشرده و مساحت کمتر شکل گرفت. در مرله سوم توسعه، که در چهار دهه اخیر و در جهت جنوب، شمال غرب، شمال و شمال شرق رخ داده، با افزایش جمعیت دهکده و بهره گیری از فرم و مصالح شهری و احداث کاربری های عمومی روبرو هستیم، که موجب تغییر چهره کلی آبادی شده است.

        موقعیت جغرافیایی


        این آبادی دشتی در موقعیت جغرافیایی 59 درجه و 29 دقیقه و 22 ثانیه طول شرقی و 36 درجه و 24 دقیقه و 59 ثانیه عرض شمالی واقع گردیده و ارتفاع نسبی آن از سطح دریا 1030 متر است. این دهکده در 12 کیلومتری شمال غرب شهر مشهد قرار دارد. آب و هوای آن معتدل خشک می باشد. (فرهنگ جغرافیایی آبادی های کشور، 32/ 159)

        مساحت


        این روستای وسیع 86 کیلومتر مربع وسعت داشته و اهالی آن در 2247 واحد مسکونی اقامت دارند. تراکم نسبی جمعیت در آن 29/ 104 نفر در هر کیلومتر مربع می باشد

        جمعیت



        ترکیب سنی


          alt=  alt=

        نرخ رشد سالیانه


         alt=

        تاهل


         alt=  alt=

        سواد



        آموزش


         alt= alt=

        اشتغال



        بهره برداران حوزه کشاورزی


         alt=

        اماکن مذهبی


         


        این روستا 2 مسجد (به نام امام حسن مجتبی(ع) در شرق و صاحب الزمان (عج) در غرب و یک حسینیه دارد، که بر روی هم 1589 متر مربع وسعت دارند.

        خانه بهداشت


         


        تنها خانه بهداشت این روستا 898 متر مربع وسعت دارد.

        گویش و مذهب


         


        اهالی این روستای مهاجرپذیر ترکیبی از اقوام کرد، فارس و افغانی می باشد.
         

        سازمان اداری


         


        این آبادی هم شورای اسلامی روستایی دارد و هم دهیاری.

        جاودانه های تاریخ


         


        1. علی محمد رنجبر: در 18 فروردین 1350 ، در روستای دوست آباد از توابع شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش محمدرضا، خواربارفروش بود و مادرش فضه نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. تعمیرکار لوازم خانگی بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. در 6 بهمن 1365 ، در سن 15 سالگی، در پاسگاه زید بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر او را در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپردند. (فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی،1/ 765)
         
        2. صفرعلی علی رضایی: در 5 مرداد 1335 در روستای دوست آباد از توابع شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش محمدعلی و مادرش سکینه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارمند شرکت بود. ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. در 23 فروردین 1362 ، در سن 27 سالگی، در شرهانی توسط نریروهای عراقی بر اثر سوختگی شدید به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. (فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی، 2/ 1162)
         
        3. حسین نصرتی دوست آبادی: در 1 آبان 1344 در شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش سیرمحمد و مادرش لیلا نام داشت. تا دوم ابتدایی درس خواند. جوشکار بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. در 12 شهریور 1360 ، با سمت تک تیرانداز در دهلاویه بر اثر ترکش به سر، شهید شد. مزار او در بهشت رضای مشهد واقع است. (فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی، 2/ 1638)
         
        4. حسین علی نوفرستی: در 2 اردیبهشت 1344 در روستای دوست آباد از توابع شهرستان مشهد دیده به جهان گشود. پدرش حسن و مادرش ام البنین نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کشاورز بود. به عنوان پاسدار وظیفه و با سمت تیربارچی در جبهه حضور یافت. در 4 آبان 1365 ، در سن 17 سالگی، در مریوان توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به سر و سینه، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است. (فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی، 2/ 1681)

        رسته :دوست آباد
        منابع :
        1. (Menasce, Pierre Jean de. Shkand - Gumanik Vicar, texte pazand pehlevi transcrit, traduit et commente. Fribourg, 1945, P. 266)
        2. فرهنگ زبان پهلوی، 36
        3. برهان قاطع، 2/1
        4. (Horn GNE 4, id. NPSSpr. 50, Nyberg Man. Phl. Eilers MSS 45/1985 23f)
        5. (Boyce MMPP 4, Durkin-Meisterernst DMMPP 7)
        6. ( Gharib SD 192,203 )
        7. mac Kenzie ac.ir. 10/1976
        8. مجمع الفرس، ۳۳
        9. henning fkhwd 6
        10. Asatrian - Livshits Kurdica 82
        11. ۹۷gr..Hubschmann Arm
        12. فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، 1/3-4
        13. وجه تسمیه شهرهای ایران، ۱۸
        14. فرهنگ فارسی معین، 4/4286
        15. شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران،(1/158-159)
        16. علی مؤتمن، تاریخ آستان قدس، 140
        17. مشاهیر مدفون در حرم رضوی، 44/3-46
        18. نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر، ۲۹۹
        19. فرهنگ جغرافیایی آبادی های کشور، ۳۲/19
        20. فرهنگ واژه های اوستا
        21. واژه نامه پازند  
        ایجاد کننده :اسما پهلوان مقدم
        Qr code
        امتیاز :0
        تعداد بازدید :27
        مطالب مرتبط
        دوست اباد
        ارزیابی
        ارزیابی این مورد: