• پنج شنبه،06 آذر 1399
  • ورود

       
      • نمایش محتوا
        نمایش تاریخچه
        دهرود

        موقعیت سیاسی


        روستای دهرود ( Deh Rud ) از توابع دهستان تبادکان بخش مرکزی شهرستان مشهد می باشد.

        وجه تسمیه


        1926 روستا در ایران، نام «ده» را به عنوان نام اصلی (مطلق یا با پیشوند و پسوند) را بر خود دارند، که 8 روستای شهرستان مشهد نیز با این واژه آغاز می شوند:
        1. ده سرخ: از توابع دهستان سرجام بخش احمد آباد شهرستان مشهد
        2. ده سرخ: از توابع دهستان تبادکان بخش مرکزی شهرستان مشهد
        3. ده مظفر: از توابع دهستان تبادکان بخش مرکزی شهرستان مشهد
        4. ده ملا: از توابع دهستان پیوه ژن بخش احمد آباد شهرستان مشهد
        5. ده رود: از توابع دهستان تبادکان بخش مرکزی شهرستان مشهد
        6. دهشک: از توابع دهستان طوس بخش مرکزی شهرستان مشهد
        7. ده غیبی: از توابع دهستان کنویست بخش مرکزی شهرستان مشهد
        8. ده نو کنار گوشه: از توابع دهستان کنویست بخش مرکزی.
        7 روستای ایران نیز به نام رود وجود دارد، که عبارتند از:
        1. دهرود: از توابع دهستان جایدشت بخش مرکزی شهرستان فیروز آباد استان فارس
        2. دهرود: از توابع دهستان دودانگه بخش هوراند شهرستان اهر استان آذربایجان شرقی
        3. دهرود: از توابع دهستان نهضت آباد بخش مرکزی شهرستان رودبار جنوب استان کرمان
        4. دهرود: از توابع دهستان تبادکان بخش مرکزی شهرستان مشهد استان خراسان رضوی
        5. دهرود چلو: از توابع دهستان دنباله رود جنوبی بخش دهدز شهرستان ایذه استان خوزستان
        6. دهرود بالا: از توابع دهستان دهرود بخش اهرم شهرستان دشتستان استان بوشهر
        7. دهرود سفلی: از توابع دهستان دهرود بخش اهرم شهرستان دشتستان استان بوشهر (شناخته شده ترین روستای استان بوشهر و معروف ترین دهرود در ایران و زادگاه منوچهر آتشی، شاعر نامدار و مردمی و چهره ماندگار ادبیات معاصر ایران).
        نام واژه جغرافیایی دهرود از دو بخش تشکیل شده است:
        1. ده ( deh ) یا دیه ( dih ) به معنی روستا، قریه، دهکده و آبادی کوچک در خارج شهر است. در زبان پهلوی deh ، اوستایی daxyu ، هندی باستان - dasyu (دیو، دشمن خدایان، بربر، بی دین)، کردی dau ، بلوچی dih و deh ، افغانی dih و گیلکی deh گفته می شود .(اساس اشتقاق فارسی، 1/ 588 ؛ منبع 3، 2/ 902 ؛ منبع 14، 2/ 1583 )
        در پارسی باستان dahya ،به معنای سرزمین، مملکت، منطقه، ایالت هم می باشد. Horn GNE 588, Nyberg Man,Phl. 61, Brandenstein - Mayrhofer Hb, 114, Bailey TPS 1959,110, Hubschmann PSt. 64f.
        در لیتوانیایی tauta (کشور)، لتونیایی tauta (مردم، خلق)، پروسی کهن tauto (سرزمین، بوم، کشور)، فارسی میانه تُرفانی [dyh [deh (سرزمین، کشور، دیه، روست) ، [wzdh ,wzdyh [uzdeh (تبعید شده)، پارتی اشکانی [zdyh[izdeh (تبعید شده). (Boyce MMPP 19,25,38, Durkin-Meisterernst DMMPP 77,101)
        سغدی: dyxw (دیه، روستا) (<- ztyw, (dahyav (تبعید شده)(<- (*uz-dahyu) (Benveniste JA 228/ 1936 206, Gershevitch GMS 183, 398)
        زازا Dew (روستا، دیه) (Vahman-Asatrian.271 1990/Ac.Ir. 30)
        ارمنی (سمت، سو، جهت) (>ایرانی)، , dehapet dehpet (دهخدا، دهبد) (>ایرانی)، nzdeh (بیگانه، غریب) (=فارسی باستان: - (niz-dahyu*) (Hubschmann PSt. 64, id. Arm.Gr. 139, 213)
        گزی de (دیه) ( Eilers WirM II/654 )؛ بلوچیdih, deh (زمین، ملک) (Elfenbeim Glossary . 35 ). (فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی،1409-2/1408) 
        2. رود: هر رودخانه عظیم و سیال و جاری، فرزند، نام یک ساز، روده گوسفند، زه، کمان حلاجی، در زبان پهلوی rot (رود)، پارسی باستان rautah ، هندی باستان srotas (جریان آب، بستر رود، رود)، کردی ro ، بلوچی rot و ارمنی rot خوانده می شود . (برهان قاطع، 2/ 969 ؛ اساس اشتقاق فارسی، 1/ 627 )
        در مجموع دهرود، به معنای روستایی است که در کنار رود ساخته شده باشد و چون این روستا در جنوب رودخانه تمدن ساز کشف رود بنیاد نهاده شده است، به این نام شهرت یافته است.

        تاریخچه


        از وضعیت این قریه در سده های اول تا هفتم هجری گزارشی دقیق به دست ما نرسیده است، اما شهاب الدین عبدالله خوافی (حافظ ابرو)، جغرافیدان نامی سده هشتم و نهم هجری (درگذشته 833 ق.) نام آن را به شکل مزرعه دهرود از فهرست مزارع متعلقه به مشهد، ثبت کرده است. (جغرافیای خراسان در تاریخ حافظ ابرو، 64 )
        این روستا مدارج ترقی و پیشرفت خود را در زمان افشاریه و زندیه طی کرده است. بر اساس وقف نامه اولادی سروقدی (متعلق به سال 1079 ق.)، «مزرعه دهرود بلوک شهر، مع باغات و ملحقات بالتمام »، وقف آستان قدس رضوی گردیده است. (بیست وقف نامه از خراسان، 124-123 )
        دهرود در روزگار قاجاریه، به روستایی پر جمعیت، آباد و خوش آب و هوا تبدیل شد، با این وجود (جز اشاره ای کوتاه در سفرنامه زمستانی فریزر)، هیچ اشاره ای در سفرنامه ها و اسناد و مدارک دوره ناصری به آن نشده است. با آغاز دوره پهلوی، این آبادی به دلیل فاصله اندک با کلانشهر مشهد، به سرعت مدارج توسعه و ترقی را طی نمود و در سال های اخیر، به عنوان یکی از پرجمعیت ترین روستاهای ایران، کاندیدای نخست الحاق به مرکز استان خراسان رضوی (منطقه 3 شهری مشهد) گردید، اما هنوز این اتفاق به وقوع نپیوسته است.

        موقعیت جغرافیایی


        این آبادی دشتی در موقعیت جغرافیایی 59 درجه و 29 دقیقه و 27 ثانیه طول شرقی و 36 درجه و 20 دقیقه و 57 ثانیه عرض شمالی واقع شده و ارتفاع نسبی آن از سطح دریا 902 متر است. این دهکده در 1 کیلومتری شمال شهر مشهد قرار گرفته و کشف رود در شمال آن روان است. آب و هوای آن معتدل خشک می باشد. (فرهنگ جغرافیایی آبادی های کشور، 32/164 - 165)

        جمعیت



        ترکیب سنی


          alt=  alt=

        تاهل


         alt=  alt=

        آموزش


         alt= alt=

        اشتغال



        بهره برداران حوزه کشاورزی


         alt=

        گویش و مذهب


        هزاره های افغانی شیعه مذهب بیشتر در دهرود و همت آباد هستند. (گروه های مهاجر به مشهد از صفویه تاکنون، 226 )

        اماکن مذهبی


        نام دو مکان مذهبی این آبادی مسجد صاحب الزمان (عج) و مسجد ابوالفضل (س) می باشند.

        سازمان اداری


        این آبادی دارای دهیاری است، اما شورای اسلامی روستایی ندارد.

        گورستان


        گورستان نسبتا بزرگ، دو تکه و به هم پیوسته است. قبور نامنظم، زمین خاکی، سنگ قبرها بعضا مرمرین و اغلب بدون سنگ و یا سیمان است. در این گورستان قبرهایی وجود دارد که متشکل از سنگ های مدور است که متعلق به افاغنه سنی مذهب ساکن روستای دهرود می باشد.
        بنا به گفته افراد محلی افاغنه هراتی الاصل در این روستا زندگی می کنند و در همین گورستان به خاک سپرده شده اند. گورستان از قدمت زیادی برخوردار نمی باشد، چرا که از سنگ های قبر قدیمی با اشکال آینه و شانه درآن دیده نمی شود . گورستان از سه طرف درحصار مدارس و منازل اهالی محلی است. (گورستان های شهرمشهد و معرفی نامداران آنها، 139)

        رسته :دهرود
        منابع :
        1. (Menasce, Pierre Jean de. Shkand - Gumanik Vicar, texte pazand pehlevi transcrit, traduit et commente. Fribourg, 1945, P. 266)
        2. فرهنگ زبان پهلوی، 36
        3. برهان قاطع، 2/1
        4. (Horn GNE 4, id. NPSSpr. 50, Nyberg Man. Phl. Eilers MSS 45/1985 23f)
        5. (Boyce MMPP 4, Durkin-Meisterernst DMMPP 7)
        6. ( Gharib SD 192,203 )
        7. mac Kenzie ac.ir. 10/1976
        8. مجمع الفرس، ۳۳
        9. henning fkhwd 6
        10. Asatrian - Livshits Kurdica 82
        11. ۹۷gr..Hubschmann Arm
        12. فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، 1/3-4
        13. وجه تسمیه شهرهای ایران، ۱۸
        14. فرهنگ فارسی معین، 4/4286
        15. شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران،(1/158-159)
        16. علی مؤتمن، تاریخ آستان قدس، 140
        17. مشاهیر مدفون در حرم رضوی، 44/3-46
        18. نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر، ۲۹۹
        19. فرهنگ جغرافیایی آبادی های کشور، ۳۲/19
        20. فرهنگ واژه های اوستا
        21. واژه نامه پازند  
        ایجاد کننده :اسما پهلوان مقدم
        Qr code
        امتیاز :0
        تعداد بازدید :26
        مطالب مرتبط
        دهرود
        ارزیابی
        ارزیابی این مورد: