• یکشنبه،04 اسفند 1398
  • ورود

       
      • نمایش محتوا
        نمایش تاریخچه
        سلطان اباد

        موقعیت سیاسی




        روستای سلطان آباد (Soltanabad) از توابع دهستان میان ولایت بخش مرکزی شهرستان مشهد می باشد.

        وجه تسمیه


        در گذشته به آن کلاته سلطان آباد - (Kalatehye Soltanabad) یا سلطان آباد اسماعیلی (Soltanabad-e Esmaili) ) هم می گفتند.
        سلطان آباد، یکی از 28 روستای حریم کلان شهر مشهد است، که با واژه « آباد» ترکیب یافته و جزء نامجای هایی است که شناسه خویش را از «آب» و « آباد» و « آبادی» می گیرد، یعنی نزدیک ترین واژه به هویت واقعی یک آبادی.
        47 روستا در یاران به نام «سلطان آباد» وجود دارد. این نام واژه جغرافیایی از دو بخش تشکیل شده است:


        1. سلطان ( soltan ): این واژه عربی به معنای تسلط، فرمانروایی، قدرت، قوت، فرمانده قشون (صفویان)، دولت، حکومت، حجت، برهان،پادشاه، فرمانروای مقتدر. (منبع 14، 2/1911)


        2.آباد (abad)، که در زبان پهلوی apatan (واژه مرکب a+pata )، به معنی معمور و در مقابل ویران است.

        (Menasce, Pierre Jean de. Shkand - Gumanik Vicar, texte pazand pehlevi transcrit, traduit et commente. Fribourg, 1945, P. 266)


        دکتر بهرام فره وشی آباد را در زبان پهلوی آپات (apat) و ترکیبی از a-pat، به معنی آباد، مزروع و آبادان را آپاتان (apatan) و ترکیبی از a-pat-an به معنای آبادان و آبادی را آپاتیه apatih و مرکب از a-pat-ih به معنی آبادی، آبادانی ترقی، برکت، خوشبختی دانسته است. (منبع 2، 36) هر چند کلمه آبادی در زمان فارسی دارای معانی دیگری چون درود، ثنا، خانه کعبه، نام پیغمبر ایرانی، خوش و خوب و نیک نیز می باشد. (منبع3، 1/2).

        آباد ( a . bad)، به جایی گفته می شود که در آن با آب و گیاه و ساختمان باشد و مردمان سکونت کنند، معمور، مقابل ویران. جز پین در اسامی امکه، نظیر ابراهیم آباد، جعفر آباد، علی آباد.


        >فارسی میانه: apat (آباد) >ایرانی باستان: -a-pata (محافظت شده، پاییده شده).

        (Horn GNE 4, id. NPSSpr. 50, Nyberg Man. PLl. Eilers MSS 45/1985 23f)
        از ریشه (pa(y (پایدن، مراقبت کردن).
        پارتی (اشکانی): [bd[abad (آباد).

        (Boyce MMPP 4, Durkin-Meisterernst DMMPP 7)
        سغدی: p"t" (آباد)، -py" (توجه کردن پایدن) (<-pat ، ( Ghanib SD ۱۹۲٫۲۰۳ ) (a-paya (احسنت، آباد!) ۱۰ .Mac Kenzie AcIr) )1976/74مقایسه کنید با فارسی: آباد، آفرین) (منبع 8، ۳۳).
        خوارزمی: bdn آبادان) (<فارسی) (6 Henning FKhwD)
        کردی: ava (آباد) (82  Asarian – Livshits Kurdica AT)
        ارمنی: apat آباد، معمور) ( ایرانی)، anapat (مخروبه، ویرانی) (فارسی میانه: an- apat بایر، ناآباد) (۹۷.Hubschmann Amg (منبع20، 1/3-4).
        دید گاهی نیز وجود دارد که کلمه آباد از فارسی میانه آپات A-pat مأخوذ است که این کلمه نیز می تواند از ایرانی باستان ap-pa-ta (صورت باستانی) گرفته شده باشد.
        این ترکیب ایران باستان از ۳ جره تشکیل شده است: a پیشوند تأکید، pa ریشه فعل به معنی نگهداری و مراقبت کردن (این جا به معنی آباد و معمور بودن) و ta پسوند صفت مفعولی (و گاهی أوقات صفت فاعلی).
        واژه مرکب a-pa-ta یک صفت است که در این جا جای اسم را گرفته و به معنی جایی می باشد که ایستاده، مستقر، آباد و مسکون است. (منبع13، ۱۸)


        آباد معانی بسیاری دارد، از جمله: مرفه، بازها بسامان، منظم، مرتب، پر رونق، پیشرفته، آراسته، مشق، توانگر، پر مایه، تمام سلاح، تندرستی توسعه یافته، روا، مجری.


        در پایان نام برخی از آبادی ها، شهرها، نبات، بخش ها و شهرستان های کشورهای ایران، عراق، هندوستان، افغانستان، ترکیه و آسیای میانه (تاجیکستان، ترکمنستان که پایتخت آن عشق آباد نام دارد، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان) واژه (آباد) آمده و به معنی آباد کرده و آباد شده است.

        در ایران، کلمه پارسی «آباد» در ۱۱۵۵۲ عارضه جغرافیایی مشاهده می گردد، که از این میان نام ۷۷۲۹ روستا و ۱۴۰ شهر، با واژه «آباده ترکیب یافته است.
        در باره وجه تسمیه این آبادی چند دیدگاه وجود دارد:
        دیدگاه اول: بنیانگزار و مؤسس و یا ارباب این آبادی، شخصی به نام «سلطان» (با پسوند احتمالی خان) بوده است، که در دوران صفویه تا قاجاریه در این مکان دارای ارج و قرب و ثروت و قدرت حاکمیتی بوده است.
        دیدگاه دوم: نام واژه هایی چون شاه آباد، سلطان آباد، امیر آباد، خان آباد، درآبد شاهزاده، خان سعادت، شاهان دشت و مانند آن از این قاعده تبعیت می کنند، هر چند نمی توان اشتیاق و تمایل برخی از جوامع روستایی برای نزدیکی به ارکان حکومت های محلی از طریق نامگذاری های هدفمند به قصد کاهش فشار مالیاتی یا اقتصادی و موارد نظیر آن را نمی توان کتمان نمود.
        دیدگاه سوم: در درجه بندی تشکیلات نظامی دوره قاجاریه، به صاحب منصبی که فرماندهی 100 تن سپاهی در زیر فرمان وی بود، سلطان گفته می شد. در دوره پهلوی این عنوان به «سروان » تغییر یافت. (منبع14، 2/1911)
        پادشاهان صفوی به قصد تحقیر سلاطین عثمانی، حکام درجه دوم خود را سلطان می نامیدند. (منبع58، 502 - 504 ) بعید نیست که سلاطین عثمانی نیز در مقابله با این کار پادشاهان صفوی، زیردستان خود را پاشا (برگرفته از واژه پادشاه) خطاب کرده باشند. (دانشنامه جهان اسلام، واژه پاشا)
        بر اساس این فرضیه، یکی از نظامیان دوره قاجار که داری منصب سلطانی (سروان امروزی) بوده، صاحب و مالک و ارباب این روستا بوده و این آبادی را به نام خود نامگذاری کرده است.
        دیدگاه چهارم: برخی از اهالی روستا معتقدند که به دلیل آن که در گذشته با غهای میوه آن پر محصول و بازده آن بسیار خوب بوده است، به سلطان آباد شهرت یافته است.

        تاریخچه


        روستای سلطان آباد از دهکده های تاریخی بلوک میان ولایت است، که در روزگار صفویه بنیاد نهاده شده و در طول سلسله های افشاریه، زندیه و قاجاریه، بر وسعت و جمعیت و آبادانی آن افزوده تر شد.
        علی نقی حکیم الممالک، که در رکاب ناصرالدین شاه قاجار در روز 12 صفر 1284 ق./ 25 خرداد 1246 ش. به مشهد سفر کرده، نام این روستا را به شکل سلطان آباد و به عنوان یکی از قراء و مزارع رو به چناران از دست راست بلوک میان ولایت مشهد ثبت کرده است. (منبع47، 211)
        محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، وضعیت این روستا در عصر ناصری( 1300 - 1290 ق.) را چنین بیان می کند:

        «مزرعه سلطان آباد: قدیم النسق است. در 3 فرسخی شهر واقع است. 8 خانه وار رعیت دارد، از کرد و تاجیک. زراعت این مزرعه از قنات مشروب می شود . هوایش معتدل است. نوکر دیوانی ندارد.» (کتابچه میان ولایت، در منبع 192،38)

        مولابخش و اسمیت (1906 م.) آن را به شکل سلطان آباد و یکی از آبادی های سمت راست جاده مشهد به چناران و از توابع بلوک میان ولایت منطقه مشهد ثبت کرده اند. (منبع22، 1015)
        در برخی منابع شش دانگ این روستا را وقف آستان قدس رضوی دانسته اند. (منبع35، 296 ؛ منبع31، 479) هسته اولیه روستا در مرکز آن بوده، که در حال حاضر ویرانه های اندکی از آن برجی مانده است. مرحله نخست توسعه آبادی که تا سال 1342 به درازا انجامیده است، به سمت شرق کشیده شده و بخش اصلی کالبدی آن یک کاروانسرای قدیمی راه ارتباطی مشهد به قوچان می باشد. بقایای این کاروانسرا که 3804 متر مربع وسعت دارد، در بافت قدیمی روستا واقع شده و در حال تخریب می باشد. در بازه زمانی اصلاحات ارضی تا پیروزی انقلاب اسلامی، با ثبات امنیتی روستا و با تحولات شگرف الغای نظام ارباب و رعیتی و واگذاری اراضی زراعی و مسکونی به روستائیان سختکوش و زحمتکش و گسترش آبادی در جهت غرب و جنوب مسیل آبادی همراه بوده است. در این دوره 15 ساله، بناهای مسکونی عدیده ای در ضلع غربی روستا ساخته شد و شبکه منظم معابر پدید آمد.

        در مرحله سوم توسعه، در فاصله زمانی چهل سال اخیر، گسترش روستا به سمت جنوب و مرکز و عمدتا در امتداد راه اصلی آبادی و با بهره گیری از فرم و مصالح شهری بادوام تحقق یافته است.

        موقعیت جغرافیایی


        این آبادی دشتی در موقعیت جغرافیایی 59 درجه و 17 دقیقه و 13 ثانیه طول شرقی و 36 درجه و 33 دقیقه و 7 ثانیه عرض شمالی واقع گردیده و ارتفاع نسبی آن از سطح دریا 1130 متر است. این دهکده در 38 کیلومتری شمال غرب شهر مشهد و 2 کیلومتری شرق جاده مشهد به قوچان قرار گرفته است. آب و هوای آن معتدل خشک می باشد. (فرهنگ جغرافیایی آبادی های کشور، 32/ 201)

        دو قنات قدیمی دارد:

        1. سلطان آباد 1: این قنات 6000 متر طول، 250 میله چاه، 70 متر عمق مادرچاه، دبی 70 لیتر بر ثانیه و 140 هکتار سطح زیرکشت می باشد.

        2. سلطان آباد 2: این قنات 7000 متر طول، 70 میله چاه، 65 متر عمق مادرچاه، دبی 90 لیتر بر ثانیه و 150 هکتار سطح زیر کشت است.

        مساحت


         


        این روستای کوچک تنها 3 کیلومتر مربع وسعت داشته و اهالی آن در 49 واحد مسکونی اقامت دارند. تراکم نسبی جمعیت در آن 67/ 36 نفر در هر هکتارمی باشد.

        جمعیت



        ترکیب سنی


          alt=  alt=

        نرخ رشد سالیانه


         alt=

        تاهل


         alt=  alt=

        سواد



        آموزش


         alt= alt=

        اشتغال



        بهره برداران حوزه کشاورزی


         alt=

        اماکن مذهبی


        این روستا یک باب مسجد دارد که 383 متر مربع وسعت دارد.

        محلات


        این روستا داری محله بندی عرفی نیست و کل روستا شامل ساختار تک محله ای می باشد.

        سازمان اداری


        این آبادی هم شورای اسلامی روستایی دارد و هم دهیاری.

        ورزشگاه


        در این آبادی یک ورزشگاه فوتبال روباز روستایی فاز 1 به مساحت 7000 هکتار وجود دارد، که در سال 1386 افتتاح شده است.

        جاودانه های تاریخ


        1. تاج محمد بیگلری: در 1 آبان 1338 در روستای سلطان آباد از توابع شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش برات و مادرش معصومه نام داشت. در حد دوره ابتدایی درس خواند. کارگر بود. در 3 دی 1357 ، در سن 19 سالگی، در مشهد توسط عوامل رژیم شاهنشاهی بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. مزار او در گلزار بهشت رضای مشهد واقع است. (فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی، 1/ 279)
        2. محمد رحیمی سلطان آباد: در سال 1344 در شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش علی و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارگر بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. در 17 آذر 1361 ، در سن 16 سالگی، در سومار توسط نیروهای عراقی در اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار خواجه ربیع مشهد واقع است. (مشهد، 1/ 709)
        3. رضا رفیعی: در 8 مرداد 1339 در روستای سلطان آباد از توابع شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش علی اکبر، کشاورز بود و مادرش زینب نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. قالیباف بود. سال 1361 ازدواج کرد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. در 2 بهمن 1361 ، در سن 22 سالگی، با سمت تخریبچی در فکه بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر او را در زادگاهش به خاک سپردند. (فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی، 1/ 751)
        4. علی جان رفیعی: در 1 فروردین 1332 در روستای سلطان آباد از توابع شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش حسن، فروشنده بود و مادرش نسا نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. ازدواج کزرد و صاحب 3 پسر و یک دختر شد. به عنوان استوار یکم در جبهه حضور یافت. در 20 اردی بهشت 1362 ، در سن 30سالگی، در کانی سخت بر اثر اصابت سهوی گلوله به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای خواجه ربیع مشهد واقع است. (فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی، 1/ 751)
        5. حسن غلامی: در 15 مهر 1341 در روستای سلطان آباد از توابع شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش محمد، کارگری می کرد و مادرش محترم نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. گروهبان دوم ارتش بود. در 26 فروردین 1362 ، در سن 21 سالگی، در فکه بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در بهشت رضای مشهد واقع است. (فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی، 2/ 1199)
        6. علی رضا غلامی: در 1 فروردین 1350 در روستای سلطان آباد از توابع شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش علی (فوت 1359 ) و مادرش زینب نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کشاورزی و قالیبافی می کرد. بسیجی بود. در 23 بهمن 1363 ، در سن 13 سالگی، در پایگاه بسیج سلطان آباد بر اثر اصابت سهوی گلوله به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. (فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی، 2/ 1202)
        7. محمد کرمانی: در 11 خرداد 1349 در روستای سلطان آباد از توابع شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش برات، کشاورز بود و مادرش زینب نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. او نیز کشاورز بود. سال 1365 ازدواج کرد. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. در 18 آذر 1366 ، در سن 17 سالگی، در چنگوله توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به شکم و دست، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است. (فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی، 2/ 1351)
        8. خدابخش ندیم سلطان آباد: در 8 مهر 1337 در روستای جاغرق از توابع شهرستان طرقبه شاندیز (بینالود) به دنیا آمد. پدرش غلامحسین و مادرش زلیخا (فوت 1338 )نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. قالیباف بود. سال 1358 ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. در 12 اسفند 1362 ، در سن 25 سالگی، با سمت آرپی جی زن در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید. پیکرش 12 سال در منطقه برجا ماند و پس از تفحص، در گلزار شهدای بهشت رضای مشهد به خاک سپرده شد. (فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی، 2/ 1631)

        رسته :سلطان آباد
        منابع :
        1. (Menasce, Pierre Jean de. Shkand - Gumanik Vicar, texte pazand pehlevi transcrit, traduit et commente. Fribourg, 1945, P. 266)
        2. فرهنگ زبان پهلوی
        3. برهان قاطع
        4. (Horn GNE 4, id. NPSSpr. 50, Nyberg Man. Phl. Eilers MSS 45/1985 23f)
        5. (Boyce MMPP 4, Durkin-Meisterernst DMMPP 7)
        6. ( Gharib SD 192,203 )
        7. mac Kenzie ac.ir. 10/1976
        8. مجمع الفرس، ۳۳
        9. henning fkhwd 6
        10. Asatrian - Livshits Kurdica 82
        11. ۹۷gr..Hubschmann Arm
        12. فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، 1/3-4
        13. وجه تسمیه شهرهای ایران
        14. فرهنگ فارسی معین
        15. شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران،(1/158-159)
        16. علی مؤتمن، تاریخ آستان قدس، 140
        17. مشاهیر مدفون در حرم رضوی، 44/3-46
        18. نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر، ۲۹۹
        19. فرهنگ جغرافیایی آبادی های کشور
        20. فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی
        21. روزنامه سفر خراسان
        22. فرهنگ جغرافیایی خراسان
        23. فهرستواره دستنوشته های ایران
        24. فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی
        25. واژه نامه پازند
        26. شاهنامه
        27. فرهنگ جامع نامها و آبادی های کهن اصفهان
        28. گزارش نامه یا فقه اللغه اسامی امکنه
        29. شناخت تابران توس
        30. سفرنامه خراسان
        31. شمس الشموس
        32. فرهنگ گویشی خراسان بزرگ
        33. فرهنگ نامه بومی سبزوار
        34. فرهنگ پارسی پاشنگ
        35. ظفرنامه عضدی
        36. فرهنگ مشهدی
        37. بیست وقف نامه از خراسان
        38. جغرافیا و نفوس خراسان در عصر ناصری
        39. روضه الصفا
        40. تاریخ منتظم ناصری
        41. مطلع الشمس
        42. تاریخ شهر مشهد
        43. پیش نویس فهرست موقوفات آستان قدس رضوی
        44. مشهد کم فروغ
        45. گروه های مهاجر به مشهد از صفویه تاکنون
        46. پژوهش در نام آبادی های قائمشهر
        47. روزنامه سفر خراسان
        48. شرح سفری به ایالت خراسان
        49. پژوهش در نام آبادی های قائمشهر
        50. شرح سفری به ایالت خراسان
        51. فرهنگ وندیداد
        52. واژه نامه طبری
        53. بندهش
        54. معجمیات عربیه، سامیه
        55. ظفرنامه عضدی
        56. فردوس التواریخ
        57. مولوی
        58. عالم آرای عباسی
        ایجاد کننده :اسما پهلوان مقدم
        Qr code
        امتیاز :0
        تعداد بازدید :9
        مطالب مرتبط
        سلطان اباد
        ارزیابی
        ارزیابی این مورد: