• یکشنبه،04 اسفند 1398
  • ورود

       
      • نمایش محتوا
        نمایش تاریخچه
        گناباد

        موقعیت سیاسی


         


        روستای گناباد (Gonabad) از توابع دهستان میان ولایت بخش مرکزی شهرستان مشهد می باشد.

        وجه تسمیه


         


        گناباد، تنها روستای ایران است که به این نام زیبا و باستانی نامیده شده است و اگر از شهر و شهرستان گناباد در استان خراسان رضوی بگذریم- که دارای ریشه های مشترک اتیمولوژی هستند- یک جاینام منحصر به فرد محسوب می گردد.

        درباره وجه تسمیه این آبدی تاریخی چند دیدگاه وجود دارد:

        گروه اول: بسیاری بر این باورند که این نام واژه فارسی از دو جزء گون+ آباد تشکیل شده است.

        آباد (abad)، که در زبان پهلوی apatan (واژه مرکب a+pata، به معنی معصور و در مقابل ویران است. (منبع 1).

        دکتر بهرام فره وشی آباد را در زبان پهلوی (apat) و ترکیبی از a-pat، به معنی آباد، مزروع و آبادان را آپاتان (apatan) و ترکیبی از a-pat-in، به معنی آبادی، آبادانی، ترقی، برکت، خوشبختی دانسته است. (منبع 2) هر چند کلمه آبادی در زبان فارسی دارای معانی دیگری چون درود، ثنا، خانه کعبه، نام پیغمبر ایرانی، خوش و خوب و نیک نیز می باشد. (منبع 3)

        آباد (a.bad)، به جایی گفته می شود که در آن جا آب و گیاه و ساختمان باشد و مردمان سکونت کننده، معصور، مقابل ویران. جزء پسین در اسامی امکنه، نظیر ابراهیم آباد، جعفر آباد، علی آباد.

        >فارسی میانه: apat (آباد)> ایرانی باستان: -a-pata (محاظت شده، پاییده شده). (منبع 4)

        از ریشه- pa(y) (پاییدن، مراقبت کردن).

        پارتی (اشکانی): bdabad (آباد).

        (boyee MMPP 4, Durkin-Meisterernst DMMPP 7)

        شغدی: "p"t (آباد)، -"py (توجه کردن، پاییدن) (a-paya->) (203و 192 Gharib SD)، "pat (احسنت، آباد!) 10. Mac Kenzie Ac.Ir)/ 1976 (74 مقایسه کنید با فارسی: آباد، آفرین (منبع 8).

        خوارزمی: bdn آبادان) (<فارسی) (منبع 9)

        کردی: ava (آباد) (82 Asatrian- Livshits Kurdoca)

        ارمنی: apat آباد، معصور) (ایرانی)، anapat (مخروبه، ویرانی (-فارسی میانه: an+apat بایر، ناآباد) (منبع 11) (منبع 12)

        دیدگاهی نیز وجود دارد که کلمه آباد از فارسی میانه آپات A-pat مأخوذ است که این کلمه نیز می تواند از ایرانی باستان ap-pa-ta (صورت باستانی) گرفته شده باشد.

        این ترکیب ایران باستان از 3 جزء تشکیل شده است: a پیشوند تأکید، pa ریشه فعل به معنی نگهداری و مراقبت کردن (این جا به معنی آباد و معصور بودن) و ta پسوند صفت مفعولی (و گاهی اوقات صفت فاعلی).

        واژه مرکب a-pa-ta یک صفت است که در این جا جای اسم را گرفته و به معنی جایی می باشد که ایستاده، مستقر، آباد و مسکون است. (منبع 13)

        آباد معانی بسیاری دارد. از جمله، مرفه، بساز، بسامان، منظم، مرتب، پر رونق، پیشرفته، آراسته، منتسق، توانگر، پرمایه، تمام سلاح، تندرست، توسعه یافته، روا، مجری.

        در پایان نام برخی از آبادی ها، شهرها، قصبات، بخش ها و شهرستان های کشورهای ایران، عراق، هندوستان، افغانستان، ترکیه و آسیای میانه (تاجیکستان، ترکمنستان که پایتخت آن عشق آباد نام دارد، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان) واژه «آباد» آمده و به معنی آباد کرده و آباد شده است.

        در ایران، کلمه پارسی «آباد» در 11552 عارضه جغرافیایی مشاهده می گردد، که از این میان نام 7729 روستا و 140 شهر با واژه «آباد» ترکیب یافته است.

        دیدگاه اول: گون (gavan) در زبان ترکی به معنی آفتاب و خورشید است، پس «گناباد» به معنای «خورشید آباد» (که مترادف آن به نام شمس آباد یا مهر آباد نیز وجود دارد) می باشد. (منبع 14)

        دیدگاه دوم: گناباد در اصل گناه آباد نام داشته است. (منبع 15)

        دیدگاه سوم: این روستا در قرن نهم هجری «جنابد» نام داشته است (منبع 16) و یکی از احتمالت این است کجنابد همان جن+ ابد یا «جن آباد» باشد. (منبع 17، منبع 18)

        دیدگاه چهارم: گناباد در اصل گیو آباد نام داشته است، که به دست گیو (پهلوان اسطوره ای شاهنامه و از شخصیت های دوره اشکانی) ساخته و آباد شده است. (منبع 19)
        دیدگاه پنجم: نام کهن آن در اصل کن آباد یا کان (به معنای معدن) + آباد بوده است. (منبع 20)

        دیدگاه پنجم: گون (gavan) نام گیاهی است از تیره سبزی آساها که در تچه ای به ارتفاع یک متر و دارای خارهای بسیار است و غالباً به صورت خودرو در نواحی کوهستانی و اراضی بایر می روید. صمغ آن را کتیرا می گویند. (منبع 21)

        به دلیل وفور درختچه «گون» در استان خراسان رضوی و خاصه در شهرستان مشهد، این احتمال قویتر و علمی تر به نظر می رسد. جاینام های گونجوک سفلی، گونجوک علیا و گوندوک در شهرستان مشهد نیز از این قضیه پیروی می کنند.

        در ضمن، اغلب گزارش های تاریخی و نوشته های سیاحان ایرانی و اروپایی، نام این روستا را به شکل گون آباد ثبت شده است.

        دیدگاه ششم: گن (gon) به معنای «دیو» می باشد و «گناباد» نیز یک نام اسطوره ای آریایی به معنی «دیو آباد» می باشد.

        گروه دوم: بر این باورند که «جنابد» یا «جنابذ» جمع «جنبذه» یا «گنبد» است و گناباد به معنای گنبدها می باشد (منبع 22) برخی نیز نام قدیمی آن را «گنبد آباد» فرض کرده اند. (منبع 23؛ منبع 24؛ منبع 25)

        تاریخچه


        روستای گناباد، در عصر رنسانس اسلامی، یعنی سده چهارم هجری، در دشت توس بنیاد نهاده شده و بر اساس اسناد خطی و گزارش های اداری و نوشته های جغرافیدانان اسلامی، به عنوان یکی از روستاهای معروف این ناحیه و دارای بازار و مزارع کشاورزی وسیع و باغ های میوه بوده است.

        شهاب الدین عبدالله خوافی (حافظ ابرو)، جغرافیدان نامی سده هشتم و نهم هجری (در گذشته 833ق.) نام آن را به شکل قریه جناپد، از توابع بلوک میان ولایت از تواب طوس ثبت کرده است. (منبع 26)

        این روستا مدارج ترقی و پیشرفت خود را در زمان صفویه طی کرده و در روزگار افشاریه و زندیه، به روستایی پر جمعیت، آباد و خوش آب و هوا تبدیل شده است.

        نام این قریه، بارها و بارها در جریان نبردهای نادرشاه افشار به میان آمده است، از جمله:

        «در سال 1136 ق. که خبر جلوس ملک محمود به شاه طهماسب رسید، از جانب خود رضاقلی خان غلام را برای دفع ملک به سرداری معین کرد و به خراسان فرستاد. او قبل از ورود خود رسولی به نزد نادر فرستاد و از او استمداد کرد. نادر بی درنگ با عده ای که آماده داشت به مشهد آمد و در میر کهریز با ملک روبرو شد و در آن جنگ چند نفر از سرکردگان و اتباع ملک کشته و بقیه فراری و حصاری شدند.

        نادر شیرخانه قلعه طوس را که به قلعه حاج تراب موسوم است، محل اردوی خود قرار داد و راه آمد و شد را بر ملک و اتباعش بست. هر دو سه روز یک مرتبه به شهر حمله می آورد و باز به مرکز خود باز می گشت.

        چند روزی که کار بدین سان گذشت و محمود را مجال بیرون شدن از شهر نشد، اهالی قراء و دهات اطراف همین که از ضعف محمود و استیلای نادر مطلع شدند، هر روز از جوانب به نزد نادر می آمدند و اظهار اطاعت می کردند.. ملک محمود پس از آن که خبر نامه سردار و آزرده شدن نادر و رفتن او را به کلات شنید خرسند شد و خود را برای ستیزه و رزم با سردار مهیا ساخت.

        بنه و اسباب آنچه داشت در قلعه ارگ مشهد- که در سمت دوازده سراب ساخته خود او بود- گذاشت و آن را مختصر سکنای کسان و منسوبان خود کرد و مهدی نام مشهدی که از خواصش بود با جمعی از ملازمان قدیمی را به محافظت آن گماشت و برج های شهر را به اهل شهر سپرد و خود با توپخانه و استعداد کامل برای جلوگیری سردار از سر راه سرولایت به گناباد شتافت.

        سردار نیز با جمعی از اکراد قوچان به گناباد و از آنجا از راه دامنه کوه به قلعه حاج تراب آمد و بنه خود را در آن جا گذارد و با سپاهی که داشت به ظاهر مشهد در باغ خواجه ربیع نزول کرد. همان شب محرمانه چند نفر از مردم خود را به نزد اعیان شهر فرستاد و آن ها را از ورود خود آگهی داد و از روی حیله به آن ها نوشت سپاهیان ملک منهزم شده اند و خود او گرفتار شده است. باید به رسیدن نامه دروازه ها را بگشایید و کسان ملک محمود را بگیرید و مال او را تاراج و قشون قزلباش را در داخل شهر کنید.

        ملک محمود تازه به گناباد رسیده بود که قراولان او خبر وردند که سردار بنه خود را در قلعه حاج تراب گذاشته و خود به اطراف شهر رفته ات. چون ملک از جانب شهر مطمئن بود خواست از موقع استفاده کند و غفلتاً خود را بر بنه سردار که در قلعه حاج تراب بود بزند و آن را غارت کند. پس بدین عزم جانب متوجه شد.

        «در سال 1137 شاه طماسب محمد خان ترکمان را به سپهسالاری خراسان منصوب کرد. پس از ورود وی فتحعلی خان بیات حاکم نیشابور به استظهار وی بر ملک محمود باغی شد و مخالفت خود را آشکار کرد. ملک محمود از مشهد به سرکوبی وی رفت و او را مغلوب و مقتول کرد و به جای وی ملک اسحق برادرزاده خود را حاکم نیشابور ساخت و به مشهد مراجعت کرد.

        نادر قلی که همیشه منتظر فرصت بود که دشمن خود را نیست و نابود سازد، در این وقت که خبر ورود محمد خان ترکمان را شنید، به اردوی وی پیوست و عازم مشهد و جنگ با ملک محمود شد.

        پیر محمد نام گماشته ملک محمود در گناباد به مدافعه پیش آمد و پس از مغلوب شدن قلعه پناهنده گردید. ملک محمود با سپاه بسیار باغ خارج شهر را اردوگاه قرار داد و کس به طلب ملک اسحق به نیشابور فرستاد.

        نادر که در «کوشک مهدی» توقف داشت چون از عزم ملک آگاه شد، برای مقابله با وی جانب ««کوه سنگی» آمد. همان روز ملک محمود از جانب باغ و ملک اسحق که از سوی نیشابور آمده بود از جانب «بابا قدرت» به نادر و سپاهیان وی حمله کردند و گروهی از اتباعشان کشته و توپخانه و نقاره را از دست داده به قلعه شهر پناهنده شدند.

        اسرایی که به دست نادر افتادند آنچه از مردم مشهد بودند، همه را مرخص کرد و به شهر بازگردانید و آنچه از بستگان ملک محمود بودند به کلات فرستاد و محاصره شهر مشهد را مصلحت خود ندید، پس به جانب کلات رفت.» (منبع 27).

        احمد شاه افغان دواتی طی 23 سال حکومت خویش بر قندهار و هرات (1160 تا 1183ق.) سه بار به قلمرو شاهرخ و شهر مشهد حمله کرد... مؤلف وقایع السنین خبری در این باره داد که قابل تأمل است.

        به نوشته وی در همان حمله سال 1163 ق. که در اواسط ماه ذی قعده صورت گرفت و سپاه افغان به «شصت-هفتاد هزار کس، 104 توپ و قنباره و فیل خانه و زنبورک خانه» بودند. جعفرخان کرد که در آن وقت سرکردگی کردها را داشت، 2000 کرد را از پیش روانه مشهد کرد، خود نیز با 2000 تن دیگر در «گناباد» واقع میان قوچان و مشهد بود.

        احمد خان دو سه هزار سپاهی به استقبال ایشان فرستاد؛ «جنگی عظیم واقع شد. جماعت افغان را شکست داده، الی کوشک مهدی ]در دو فرسنگی شمال مشهد[ تعاقب کردند. چون خبر به احمد مردود رسید 6000 نفر دیگر فرستاده، غافل بر سر کرد ریخته، جدالی سخت روی داد. آخرالامر کرد تاب نیاورده به خبوشان رفتند.» (منبع 28؛منبع 29).

        این روستا در دوره قاجاریه و به خصوص در عصر پر تلاطم و آشوب ناصری، به دوران اوج و شکوفایی و عمران و آبادی خود رسید.

        جیمز بیلی فریزر، در 3 ژوئن 1834م./ 13 خرداد 1213 ش. از این آبادی تاریخی دیدن کرده و به اختصار می نویسد: «من راهی کوتاه طی کردم، زیرا اسب های ما اثرات گرما و کمبود خوراک و سوء مراقبت را احساس کرده اند و من می بایست با آنها مدارا کنم، پس در جایی به نام گناباد (Goonabbad)» توقف کردم و بر سر آن بودم که دوباره در نشیب حرکت کنم و صبح روز بعد وارد مشهد شوم.

        در خلال توقف برای خوردن چاشت به سوی چمنزاری سبز و خرم شتافتم که در آن جا تعدادی قنات یا مجاری آب زیرزمینی بود. من با گرفتن 12 تا ماهی از چاه یکی از قنات ها که پر از آن ها بود، مایه تفریح میرزا و دیگر افراد و دار و دسته خودمان شدم. آنها از نوع ماهیان دهان چرمی بودند که به ندرت طول هر یک از 9 اینچ تجاوز می کرد و کمتر قابل خوردن بودند.» (منبع 30)

        علی نقی حکیم الممالک، که در رکاب ناصرالدین شاه قاجار در روز 12 صفر 1284ق./25 خرداد 1246ش. به مشهد سفر کرده، نام این روستا را به شکل «جناابد: قریه ای است بسیار معتبر. قناتی دارد که 40 زوج زراعت از آن مشروب می شود. مقابل جنابد در دامنه کوه دره چشمه گیلاس است که منتهای ییلافیت را دارد و متعلق به سرکار فیض آثار اوست) و به عنوان یکی از اقراء و مزارع رو به چناران از دست راست بلوک میان ولایت مشهد ثبت کرده است. (منبع 31)

        محمد حسن خان اعتماد السلطنه، وضعیت این روستا در عصر ناصری (1300-1290ق.) را چنین بیان می کند:

        «مزرعه گون آباد: در 7 فرسخی شهر و موقوفه سرکار فیض آثاراست. 100 خانوار رعیت دارد. مزارع این قریه از قنات مشروب می شود نوکر دیوان ندارد. هوایش معتدل است.» (منبع 32)

        لم (Lemm) مختصات جغرافیایی این روستا را 59 درجه و 15 دقیقه و صفر ثانیه طول شرقی و 36 درجه و 33 دقیقه و 24 ثانیه عرض شمالی دانسته و ارتفاع آن از سطح دریا را 3700 پا می نویسد.

        ناپیر (Napeir)، ارانفسکی (Oranoffsky) در سال 1894م. و اسمیت (Smyth) در سال 1906م. اوضاع این دهکده تاریخی را چنین وصف کرده اند: «گناباد: روستایی است در منطقه مشهد خراسان، در فاصله 26 مایلی مشهد در کنار جاده قوچان. این آبادی دارای 250 خانوار مختلط است که 120 رأس گاو، 1000 رأس گوسفند و بز و 20 رأس اسب دارند. تولید سالیانه گندم آن 3600 و جو 2700 من هندی تخمین زده می شود. یک دوم ملک روستا متعلق به حرم مطهر در مشهد است.» (منبع 33)

        ابوالحسن میرزا شیخ الرئیس قاجار، شاعر و دولتمرد عصر قاجار، در روز پنجشنبه 1 ربیع الاول 1292ق./19 فروردین 1254ش. از آن دیدن کرده و می نویسد: «یوم پنج شنبه غره ربیع الاول گون آباد است. امروز هوا بد نیست. بازمانده ها هم رسیدند در تخت نشستیم. مزید اسباب اشتغال و بهانه قطع طریق، کتاب کلیله و دمنه را خواستم... تا قریب گوناباد. آقا میرزابابا به مناسبتی که به اداره و اجاره آن جا داشت، پیش رفت و تهیه لوازم کرده، اهل قلعه را مهیای استقبال کرده، خود به استعجال آمد.

        و قائد و رائد ما شد. در منزل کدخدا بالنبه مرغوب تر از منازل دیگر آن جا بود، وارد گشته و از کوفت راه آسوده شدیم. چای خوردیم. غذاهای خوب طبخ شده فوق الاشتها صرف کردیم. هر چه گفتند نشنودم و قبل از همه غنودم. منزل فردا رادکان است.» (منبع 34؛ منبع 35)

        در برخی منابع شش دانگ این روستا را وقف آستان قدس رضوی دانسته اند.(ظفرنامه عضدی،296؛ فردوس التواریخ، 426) موقوفه میرزا ابوالقاسم یک سهم و نیم از 48 سهم روستا بر روشنایی آستانه مقدسه است.(منبع 36) در طومار علیشاهی میزان وقف چنین آمده است:«مزرعه جنابد میان ولایت: 24 زوج. نقد: 6 تومان. جنس: 134 خروار. باغات مزرعه جنابد: 12 تومان.» طومار علیشاهی، 17، 20)

        هسته اولیه روستا که همان قلعه قدیمی گناباد و یکی از استحکامات دفاعی خراسان در هزاره نخست اسلامی است، دارای معابر تنگ و بن بست، ساباط(که برای ارتباط نازل از طریق پشت بام ها ساخته شده است)، واحدهای مسکونی سنتی با حیاط مرکزی و استفاده از مصالح چوب و گل، در جهت مقابله با هجوم گاه و بیگاه افاغنه و از بک ها بوده است.

        مرحله اول روستا، که تا اصلاحات اراضی و در روزگار پهلوی انجام شده، تغییرات اندکی در نمای کلی روستا و در جهت جنوب شرقی و شمال غربی آن پدید آورد، اما در مرحله دوم توسعه که تا پیروزی انقلاب و در جهت جنوب غرب و جنوب و با واگذاری اراضی وقفی از سوی آستان قدس رضوی با ساکنان همراه بود، تحول چشمگیری در ساخت و ساز در روستا ایجاد شد، که تأسیس واحدهای صنعتی، آموزشی و اداری و درمانی و شبکه منظم معابر، بخشی از این توسعه کیفی و کمی جهشی به شمار می آیند.

        مرحله سوم توسعه روستا که در جهت جنوب و شمال غرب آبادی و محدوده زمانی چهل سال اخیر را شامل می شود، واحدهای مسکونی با فرم و مصالح شهری در روستا رخ می نمایند، که عمدتاً نشأت گرفته از افزایش جمعیت ساکن در آن و تمایل اهالی آن به رفاه اجتماعی بیشتر و شرایط خاص سیاسی و اقتصادی و اجتماعی حاکم بر روستاهای حریم کلانشهر مشهد بوده است.

        محمدولی اسدی ، که در بین سال 1304 تا 1314 تولیت آستان قدس رضوی را برعهده داشت، برای تأمین آب کافی برای شهر مشهر مشهد، دستور به حفر چندین رشته قنات در اراضی روستای گناباد از موقوفات آستان قدس در 7 فرسخی شهر مشهد داد.

        در این راستا طی سال های 1307 تا 1313، پنج رشته، قنات به نام های قنات حاج عباسی، کربلایی محمد، استاد حسینی، عبداللهی و ناظری، حفر و آب آن ها را از طریق کانلی موسوم به نهر گناباد به منطقه کوهسنگی منقل گردید. (منبع 37؛ منبع 38)

        موقعیت جغرافیایی


         


        این آبادی دشتی در موقعیت جغرافیایی 59 درجه و 17 دقیقه و 20 ثانیه طول شرقی و 36 درجه و 33 دقیقه و 40 ثانیه عرض شمالی واقع گردیده و ارتفاع نسبی آن از سطح دریا 1127 متر است.

        این دهکده در 40 کیلومتری شمال غرب شهر مشهد و 3 کیلومتری شمال جاده مشهد به قوچان قرار گرفته است. آب و هوای آن معتدل و خشک می باشد.(منبع 39)

        قنات روستای گناباد، 12000 متر طول، 400 میله چاه، 120 متر عمق مادر چاه، دبی 70 لیتر بر ثانیه و 140 هکتار سطح زیر کشت می باشد.
         alt= alt= alt=

        مساحت


        این روستا 19 هکتار وسعت داشته و اهالی آن در 123 واحد مسکونی اقامت دارند. تراکم نسبی جمعیت در آن 84/ 26 نفر در هر هکتار می باشد.

        جمعیت



        ترکیب سنی


          alt=  alt=

        نرخ رشد سالیانه


         alt=

        تاهل


         alt= alt=

        سواد


         alt= alt= alt=

        آموزش


         alt= alt=

        اشتغال


         alt=  alt= alt=

        بهره برداران حوزه کشاورزی


         alt=
         

        خانه بهداشت


        این آبادی یک باب خانه بهداشت روستایی دارد، که 1203 متر مربع وسعت دارد و در حاشیه غربی معبر اصلی واقع شده است.

        اماکن مذهبی




        این روستا دارای 3 باب مسجد است که قدیمی ترین آن ها در بافت قدیم روستا قرار دارد و بر روی هم 1008 متر مربع وسعت دارند.

        سازمان اداری


        این آبادی هم شورای اسلامی روستایی دارد و هم دهیاری.

        ورزشگاه


         
        در این روستای تاریخی تنها یک ورزشگاه فعال وجود دارد:

        1. سالن سر پوشیده ورزشی روستایی، که 625 متر مربع وسعت دارد و در سال 1393 افتتاح گردیده است.

        جاودانه های تاریخ


        1. علی اکبر پورابراهیمی: در 30 اردیبهشت 1343 در روستای گناباد از توابع شهرستان مشهد چشم به جهان گشود. پدرش علی اصغر (فوت 1343) و مادرش بی بی سادات نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. در 21 اردیبهشت 1362، در سن 19 سالگی، در جزیره مجنون عراق بر اثر عوارض ناشی از مصدومیت شیمیایی به شهادت رسید. مزار او در زادگاهش واقع است.(منبع 40)

        2. احمد فولادی: در 25 شهریور 1355 در شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش محمد (فوت1360) و مادرش ام البنین نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کفاش بود. به عنوان پاسدار وظیفه خدمت می کرد. در 25 مرداد 1375، در سن 20 سالگی، در حاج عمران بر اثر انفجار مین به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای روستای گناباد شهرستان مشهد قرار دارد. (منبع 41)

         

        رسته :گناباد
        منابع :
        1. (Menasce, Pierre Jean de. Shkand - Gumanik Vicar, texte pazand pehlevi transcrit, traduit et commente. Fribourg, 1945, P. 266)
        2. فرهنگ زبان پهلوی، 36
        3. برهان قاطع، 2/1
        4. (Horn GNE 4, id. NPSSpr. 50, Nyberg Man. Phl. Eilers MSS 45/1985 23f)
        5. (Boyce MMPP 4, Durkin-Meisterernst DMMPP 7)
        6. ( Gharib SD 192,203 )
        7. mac Kenzie ac.ir. 10/1976
        8. مجمع الفرس، ۳۳
        9. henning fkhwd 6
        10. Asatrian - Livshits Kurdica 82
        11. ۹۷gr..Hubschmann Arm
        12. فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، 3/1-4
        13. وجه تسمیه شهر های ایران،18
        14. فرهنگ انجمن ارای ناصری 599
        15. تاریخ ایران سرجام ملکم 32/2
        16. جغرافیای خراسان در تاریخ حافظ ابرو، 60
        17. بحیره 614
        18. تاریخ مختصر خراسان 103
        19. جغرافیای تاریخی گناباد27-24
        20. تاریخ و جغرافی گناباد، 17
        21. فرهنگ فارسی معین 3473/3
        22. فرهنگ نفیسی، 1125-1128
        23. از سرخس تا خراسان، 7
        24. جغرافیای تاریخی گناباد، 28-29
        25. گناباد خاستگاه حماسه های جهان، 18
        26. جغرافیای خراسان در تاریخ حافظ ابرو، 60
        27. سالشمار وقایع مشهد در قرن های پنجم تا سیزدهم، 131-137
        28. وقایع السنین، 570؛ تاریخ شهر مشهد، 266
        29. سالشمار وقایع مشهد در قرن های پنجم تا سیزدهم، 186-189
        30. سفرنامه فریزر، 299-300
        31. روزنامه سفر خراسان، 211
        32. کتابچه میان ولایت، در «جغرافیا و نفوس خراسان در عصر ناصری»، 201
        33. فرهنگ جغرافیایی خراسان، 898
        34. سه سفرنامه قوچان، 28
        35. نقل از بدایع السمر و وقایع السفر
        36. شمس الشموس، 525
        37. راهنما یا تاریخ آستان قدس رضوی، 275
        38. تاریخ معاصر مشهد، 1/276-268
        39. فرهنگ جغرافیایی آبادی های کشور، 32/ 344
        40. فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی، 1/ 299
        41. فرهنگ اعلام شهدا استان خراسان رضوی، 2 /1253
        ایجاد کننده :اسما پهلوان مقدم
        Qr code
        امتیاز :0
        تعداد بازدید :7
        مطالب مرتبط
        گناباد
        ارزیابی
        ارزیابی این مورد: