• یکشنبه،04 اسفند 1398
  • ورود

       
      • نمایش محتوا
        نمایش تاریخچه
        مرغش

         

        موقعیت سیاسی


        روستای مرغش (Marghash) از توابع دهستان کنویست بخش مرکزی شهرستان مشهد می‌باشد.

        وجه تسمیه


        به آن مرغش (Marghesh) هم می گویند.
        2 روستا در ایران به نام «مرغش» وجود دارد، که هر دوی آنها در استان خراسان رضوی واقع گردیده است:

        1. مرغش: از توابع دهستان کاخک بخش کاخک شهرستان گناباد

        2. مرغش: از توابع دهستان کنویست بخش مرکزی شهرستان مشهد.


        درباره وجه تسمیه این آبادی چند دیدگاه وجود دارد:
        دیدگاه نخست: برخی بر این باورند که این واژه از دو جزء مرغ + اَش (مخفف اشک) تشکیل شده است:

        1. مرغ (marq): سبزه، چمن، چمنزار، مرغزار، (منبع 1) به معنی «فریز» است و آن نوعی سبزه باشد که حیوانات چرنده آن را به رغبت تمام خورند و آن زیاده از نیم «شَبَر» از زمین بلند و به غایت سبز و خرم و درهم روئیده باشد؛ غلتیدن ستور در علفزار و تمام گیاه و علف را چریدن و خوردن؛ آفتاب؛ آب دهن. در اوستایی maregha- (چمن) ، ارمنیmarg (چمن)، کردی mergha, mirk (چمن). (منبع 2؛منبع 3)

        2. اشک: قوم پرنی ( Parni ) یا پارت (Parthia)، به عنوان یکی از اقوام آریایی در سال 247 پیش از میلاد شاهنشاهی پارتی را بنیان نهادند و به افتخار ارشک ( Arsaces ) یا اشک ( Ashk )، که در زبان پارسی باستان Arshaka تلفظ می‌شد (منبع 4 ؛ منبع 5)، بنیانگذار و مؤسس این دودمان، نام شاهنشاهی اشکانیان (Arsacid Empire) یا امپراتوری پارتیان ( Parthian Empire ) را بر خود نهادند، که به مدت 471 سال، یعنی تا سال 224 م. که به دست اردشیر یکم ساسانی برافتادند، با سیستم کنفدراسیونی و بهره گیری از نظام پارلمانتاریستی و نوعی پادشاهی مشروطه با اقتدار بر بخش اعظم آسیای غربی حکمفرمایی نمودند.


        در ایران 706 عارضه جغرافیایی وجود دارد که واژه «اشک» به صورت مطلق یا با پسوند و پیشوند مشاهده می‌گردد. 133 روستای ایران نیز دارای همین بن واژه پهلوی هستند و سرزمین خراسان که در روزگار اشکانیان «پرثوه» (Parthava)  نامیده می‌شد، طبیعی است که بسیاری از نامجاهای آن با ریشه پارتی یا ترکیب یافته با نام های اشک، عشق، پارت و مانند آن باشد. نام 7 روستای حریم کلانشهر مشهد (آبدشکان یا اسماعیل آباد، اشکذری، چاهشک، دهشک، عاشقان، عشق آباد و مرغش) نیز بخشی از این نام واژه های جغرافیایی محسوب می گردند. در مجموع، مرغش، یک واژه پهلوی پارتی و به معنای «چمنزار اشکانی» یا «مرغزار اشکانی» است، دقیقا معادل دو جاینام باستانی «مرغشک» و «چمشک».
        دیدگاه دوم: این آبادی در آغاز مرکز سنگ روشنایی یا سنگ سختی به نام مرغش بوده است. مرغش یا مرقشیشا، جوهری است که در داروهای چشم به کار برده می‌شود وانواع گوناگونی دارد، از جمله: ذهبی، فضی، نحاسی، حدیدی و شبهی؛ و بهترینِ آن ذهبی است و آن را به عربی حجرالنور می‌خوانند. (منبع 6)
        مرغش یا مرقشیشا به معنی سنگ سخت است. سولفور طبیعی سفیدرنگ آهن که به آن «پیریت سفید » هم گفته می شود. این سنگ دارای وزن مخصوص بین 6/ 4 تا 8/ 4 است و سختی آن بین 6 تا 5/ 6 است، یعنی شیشه را خط می اندازد. به علت همین سختی جالب توجه و رنگ سفیدش در جواهرسازی مورد استعمال دارد. در اکثر زمین های گچی و گل سفیدی این سنگ فراوان است. (منبع 7) به آن سنگ روشنایی هم می گویند. (واژه یاب: فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه، 3/ 1793)
        مرقش یا مرغش: واژه مرقیشیا (سنگ معدنی) در متون زبان اکدی (اکدی بابلی – اکدی آشوری) به شکل a-marhashi و Markhashitu ثبت و ضبط شده و همین واژه در زبان آرامی به صورت Marqachito  از اکدی به وام گرفته شده است. (منبع 8؛منبع 9؛ منبع 10؛منبع 11)
        دیدگاه سوم: مرغش (marqash)، یک واژه تخصصی کتاب آرایی بوده است. جلد مرغش گونه ای از جلد روغنی است که بتانه بوم را با مرغش می‌آمیخته و بدنه زمینه جلدهای روغنی می‌خوابانده اند. (منبع 12؛منبع 13)
        دیدگاه چهارم: مرغش (merghesh) در گویش خراسانی گنابادی به خانه مرغها گفته می شود در گویش سبزواری به آن «مرغاشو» می گوند. (منبع 14)
        دیدگاه پنجم: برخی نام «مرغش» را تغییر یافته «مرگش» (margesh) ، به معنی مرگ و میر و شیوع بیماری کشنده و مرگی دانسته اند و آن را شبیه نامجای «بزمرگی» (به معنای سال یا بیماری مرگ و میر بزها) تصور کرده اند. مرکوش (markush)، دیو مرگ یا دورهی خبندان سخت در آریاویچ بوده است. (منبع 15)
        مرغش (marqash)، نام شهری تاریخی در کشور سوریه (شامات قدیم)، نام دو تن از شاعران عصر جاهلیت (عربستان پیش از اس الم)، مرقش یا نعت فاعلی از ترقیش، به معنی آراستن سخن، سخن چینی کردن، به ناز و نعمت پرورنده خود را، خال خال، خالدار، نوشتن سخن نیز می‌باشد.

        تاریخچه


        این روستا از آبادی های نوبنیاد شهرستان مشهد شمرده می‌شود، که نام آن در هیچ یک از منابع و اسناد و مدارک پیش از دوره پهلوی ذکر نشده و در ضمن، هیچ اثر تاریخی ثبت شده ای نیز در این منطقه وجود ندارد که نشان از پیشینه سکونت و استقرار انسان در آن باشد. با آن که آبادی در میان دهها دهکده تاریخی شهرستان مشهد، از پیشینه تاریخی برخوردار نیست، اما دوره پیشرفت تدریجی خود را از یک بافت سنتی پیوسته و با استفاده از مصالح و سبک معماری سنتی شمال خراسان آغاز نمود تا به عنوان یک روستای کوچک و کم جمعیت مبدل گردد.
        مرغش در دوره پهلوی و نیز دوران معاصر، شیب تدریجی نابودی این آبادی تاریخی سرعت گرفته و پیش بینی می شود  پیش از پایان سده چهاردهم هجری، حیات سیاسی این روستا نیز به نقطه پایان خویش نزدیک و نزدیک‌ تر شود.

        موقعیت جغرافیایی


        این آبادی دشتی در موقعیت جغرافیایی 59 درجه و 45 دقیقه و 59 ثانیه طول شرقی و 36 درجه و 16 دقیقه و 26 ثانیه عرض شمالی واقع گردیده و ارتفاع نسبی آن از سطح دریا 900 متر است.
        این دهکده در 13 کیلومتری شرق شهر مشهد قرار گرفته و رودخانه کشف رود از شمال آن می گذرد. آب و هوای آن معتدل خشک می‌باشد. (منبع 16)
         alt= alt=

        مساحت


        این روستا 5/ 23 هکتار وسعت داشته و اهالی آن در 541 واحد مسکونی اقامت دارند. تراکم نسبی جمعیت در آن 77/ 0 نفر در هر هکتار می‌باشد.

        جمعیت



        ترکیب سنی


          alt=  alt=

        نرخ رشد سالیانه


         alt=

        سواد


         alt= alt= alt=

        آموزش


         alt= alt=

        بهره برداران حوزه کشاورزی


         alt=
         

        سازمان اداری


        این آبادی نه شورای اسلامی روستایی دارد و نه دهیاری.

        رسته :مرغش
        منابع :
        1. فرهنگ فارسی معین، 3/ 4019 - 4020
        2. برهان قاطع، 4/ 1989 - 1990
        3. اساس اشتقاق فارسی، 1/ 975
        4. فرهنگ زبان پهلوی، 64
        5. فرهنگ فارسی معین، 1/ 284
        6. برهان قاطع، 4/ 1995
        7. فرهنگ فارسی معین  4 /4036
        8. فرهنگ تومسن، 100
        9. معجم المورد، 107
        10. غرائب اللغه العربیه، 205
        11. فرهنگ واژگان اکدی، 149 ، 211
        12. کتاب آرایی، 615
        13. فرهنگ سخن، 7/ 6894
        14. فرهنگ نامه بومی سبزوار، 481
        15. واژه نامه پازند، 300
        16. فرهنگ جغرافیایی آبادی های کشور، 32 /364-365

         

        ایجاد کننده :اسما پهلوان مقدم
        Qr code
        امتیاز :0
        تعداد بازدید :7
        مطالب مرتبط
        مرغش
        ارزیابی
        ارزیابی این مورد: