• پنج شنبه،06 آذر 1399
  • ورود

       
      • نمایش محتوا
        نمایش تاریخچه
        مسگران

         

        موقعیت سیاسی


        روستای مسگران (Mesgaran) از توابع دهستان طوس بخش مرکزی شهرستان مشهد می‌باشد.

        وجه تسمیه


        درباره وجه تسمیه این روستا دو دیدگاه وجود دارد:
        دیدگاه اول: بر اساس یک مَتل محلی به نام «افسانه عشق دختر پادشاه و دم اسب »، پیشینه نامگذاری اسطوره ای و افسانه ای 16 روستای شهرستان مشهد بیان می‌شود:
        «سلطان دختری داشت سیمین تن با زلفی سیاه و صدایی خوش، با نام سوران. سوران در روستای عاشقان، عاشق مردی گاوچران می‌شود. از آن جایی که مرد گاوچران از طبقه پایین جامعه بوده و نمی توانسته با دختر پادشاه وصلت کند، دو عاشق به دور از چشم پادشاه دل به هم داده و در روستای شبانکاره به وصال هم می رسند.
        وقتی پدر از این راز مطلع می شود ، دستور می‌دهد پسر را در چاهی در روستای چاهشک بیندازند. خبر کشته شدن معشوق دهان به دهان می‌چرخد و به گوش سوران می رسد. او مرگ دلداده را تاب نیاورده و راهی دشت و بیابان می‌شود و هر آنچه در توان دارد، به کار می گیرد تا جسد معشوقش را بیابد.
        می گویند دره ها و گودالهای کال زرکش در نتیجه همین تلاش پدیدار می شود ، اما خبری از
        معشوق نیست. سوران در حالی که از کشف جسد عشقش ناامید می شود، اشکهایش روان شده و از این اشکها کشف رود جاری می گردد.
        صدای آه و ناله سوران در بیابان، طبل رسوایی پدر است. او این را تاب نیاورده و دستور می دهد موی دختر را به دم اسبی وحشی ببندند و در بیابان رها کنند. دختر باور نمی کرد که پدر دستور مرگش را داده باشد، بنابراین وقتی اسب به روستای قهقهه رسید، به روزگار خندید، اما تصمیم پدر جدی بود و اسب کماکان در بیابان می دوید. بر اثر حرکت اسب چموش، اسفند (دستبند طلا) دختر در روستای «اسفندیون » از دستش افتاد. کمی بعد، م سهای دختر نیز در روستای مسگران رها شد. اسب و دختر به باغ شلواران که رسیدند، لبا سهای دختر عاشق از تنش کنده شد .
        در خین چماقی، خون دختر جاری گشت، در لقمانی و پرکن آباد، گوشت های بدن او نیز کم کم در اثر کشیده شدن روی زمین از بین رفتند. به نزدیک نوچاه که رسیدند، دختر شنید که عشقش را در چاهی انداخته اند. درخواست کرد او را هم به چاه افکنند، اما پدر سنگدل اجازه نداد و اسب هم خجل شد. «سر اسب پایین » افتاد. به روستای «مردارکشان » که رسیدند، دیگر کسی از دخترک صدایی نشنید.»
        دیدگاه دوم: نام واژه جغرافیای مسگران، یک جاینام منحصر به فرد در تمام ایران است، هر چند واژه «مسگر » در نام 5 روستای ایران به چشم می خورد:

        1. کلاته مسگرها: از توابع دهستان جومه بخش مرکزی شهرستان گناباد استان خراسان رضوی

        2. مسگر: از توابع دهستان شیوانات بخش افشار شهرستان خدابنده استان زنجان

        3. مسگر: از توابع دهستان عثمانوند بخش فیروز آباد شهرستان کرمانشاه استان کرمانشاه

        4. مسگران: از توابع دهستان طوس بخش مرکزی شهرستان مشهد استان خراسان رضوی

        5. مسگری: از توابع دهستان پیشکوه ذلقی بخش بشارت شهرستان الیگودرز استان لرستان.


        مسگران (Mesgaran )، از مس + گر (به آخر اسم ذات می پیوندد و صیغه شغل می سازد) + ان تشکیل شده و جمع مسگر (به معنای کسی که ظروف و ادوات مسی می‌سازد و می‌فروشد. در عربی به آن نحاس می گویند. (منبع 14، 4115/3)
        به نظر می رسد آبادی مسگران یکی از 9 روستای حریم کلان شهر مشهد (روغنگران، مسگران، فریزی، مؤذنان، حلوایی، کلاته قاضی، زرکش، شبانکاره، بازمرگان)است که نام خود را از پیشه و شغل اهالی اولیه آن گرفته باشد.

        تاریخچه


        مسگران، روستایی کهن در ناحیه توس است که قدمتی 400 ساله داشته و در روزگار صفویه بنیاد شده و در دوره قاجاریه به شهرت و آبادانی بسیار دست یافته بود، به گونه ای که نام آن بارها و بارها در مدارک و اسناد و نقشه ها و گزار شهای دولتی و حتی سفرنامه ها نیز به میان آمده است.
        نام قلعه حاجی تراب روستای مسگران در نبردهای نادرشاه افشار و ملک محمود سیستانی در سال 1136 ق. آمده است:
        «در فواصل سال 1135 ق. که ملک برای اولین بار به مشهد آمده بود، تا سال 1139 که شکست خورد. بار دیگر نادر به مشهد حمله کرد. بنا بر نوشته مؤلف جهانگشای نادری دومین حمله نادر به مشهد زمانی روی داد که اطرافیان شاه تهماسب دوم شخصی به نام «رضاقلی خان» سردار را به خراسان منصوب و روانه این دیار کرده بودند. سردار مزبور پیش از رسیدن به قوچان قاصد نزد نادر به ابیورد فرستاد و او را به یاری خواند. وی نیز بیامد و پیش از وصول سردار به مشهد به تنهایی در محل «میرکهریز » (که در یک فرسخی مشهد در سمت خیابان علیا واقع بود) طرح جنگ ریخت.
        ملک نیز از شهر بیرون آمد و طرفین جنگی سخت کردند. پس از آن نادر به شهر تابران توس عقب نشینی کرد و دژی را در شرق شهر به نام «شیرخانه قلعه توس » موسوم به «قلعه حاجی تراب » مقر سپاهیان خویش قرار داد تا خاطر ملک را در شهر مشهد پریشان داشته باشد.
        در همان حال سردار خراسان به خبوشان رسید و به سعایت بعضی از ایلخانان کرد آن خطه به جای حمایت از نادر وی را رقیب خود تلقی کرد و از مقابله با ملک بازش داشت. نادر قهرگونه به ابیورد رفت و سردار به توس آمد و در قلعه حاجی تراب مستقر شد.
        ملک هم از شهر مشهد خارج شد و در سمت دیگر رودخانه کشف رود در محل روستای «گناباد » توس در مقابل سپاه سردار اردو زد. رضاقلی خان بنه خود را در قلعه حاجی تراب گذاشت و سپاهش را به خواجه ربیع در یک فرسنگی شمال شهر آورد. مردم شهر که سردار را در کنار خود دیدند، به حمایت از وی برخاستند و دروازه های شهر را بر روی سپاهیان او گشودند، اما «مهدی بیک مشهدی» که وکیل و نایب ملک در شهر بود، به ارگ شهر عقب نشست و به دفاع برخاست.
        چون این اخبار در گناباد به ملک رسید، رو سوی بنه لشکر سردار در قلعه حاجی تراب توس نهاد. سردار هم بی آن که توفیق ورود به شهر مشهد را بیابد، از خواجه ربیع به توس بازگشت. ملک نیز از دروازه ارگ شهر مشهد که درتصرف «مهدی بیک» و یاران او بود، داخل شهر شد و سپاهیان سردار از شهر گریختند و دیگر بار مشهد به تصوف ملک محمود سیستانی درآمد.
        سردار نیز بی نیل به مقصود به قوچان بازگشت و تا چند ماه بعد گاه درصدد تصرف مشهد برآمد، اما در نهایت کاری از پیش نبرد و سرداری دیگر برای خراسان معین و اعزام شد.
        سردار بعدی خراسان که هنگام توقف شاه در آذربایجان تعیین شده بود، «محمدخان ترکمان » نام داشت. پیش از رسیدن او به خراسان میان ملک محمود و نادر بر سر تصرف نیشابور در محل «قدمگاه» جنگی در گرفت، که به شکست نادر و عقب نشینی او به قلمرو خویش منجر شد.
        متعاقب آن اهالی روستای «بوقمیچ » واقع در دامنه رشته کوه «هزار مسجد » بر سر راه دشت توس به سوی دشت خاوران، بر ملک شوریدند و متوسل به نادر گردیدند. این بار نیز در محل روستای «اشترپی » از توابع رادکان در جلگه توس میان نادر و سپاه ملک جنگ درگرفت و به شکست نادر و فرار او به کلات انجامید.
        کمی بعد محمدخان سردار وارد خراسان شد و نادر هم پس از تجدید قوا برای محاربه با ملک راهی مشهد گردید؛ ولی ابتدا در محل گناباد توس «پیرمحمد » را که از زمان پیوستگی به ملک در تون مقرب او شده و در آن خطه حکومت داشت شکست داد، پس از آن رو سوی مشهد نهاد.
        در محل «کوشک مهدی » واقع در دو فرسنگی شمال شهر در حاشیه کشف رود نادر آگاهی یافت که ملک از شهر خارج شد تا در برابر وی بایستد، لذا راه خویش را پیچاند و در محل کوه سنگی در غرب شهر مستقر شد.
        با این که برادر ملک همزمان از نیشابور به طرق در دو فرسنگی مشهد آمده بود و از طریق «حوض باباقدرت »، و خود ملک از درون شهر به مقابله با نادر شتافتند، اما عاقبت نادر پیروز شد و جمعی از سیستانیان را به اسارت درآورد و راهی کلات کرد.
        بنابر جهانگشای نادری، نادر یک بار دیگر هم به مشهد یورش آورد و در محل روستا و قلعه «بهار » در 2 فرسنگی شمال شرقی مشهد در راه کلات با ملک محمود برابر گردید. آنها مدتی با یکدیگر جنگ و گریز داشتند، ولی به سبب شدت سرما هر دو طرف دست از جنگ کشیدند و آن یک به ابیورد رفت و این به داخل شهر مشهد بازگشت.
        ملک از آن پس ترکمان و دیگر حریفان نادر در دشت خاوران را بر علیه وی شوراند. او نیز ابتدا به سرکوب و تسلیم آنها پرداخت. تا آنگاه که شاه تهماسب ثانی راهی مشهد شد و نادر با پیوستن بدو کار ملک را یکسره کرد. » (جهانگشای نادری، 223 - 225 )
        علی نقی حکیم الممالک، که در رکاب ناصرالدین شاه قاجار در روز 12 صفر 1284 ق./ 25خرداد 1246 ش. به مشهد سفر کرده، نام این روستا را به شکل مسگران و به عنوان یکی از قراء و مزارع رو به چناران از دست راست بلوک میان ولایت مشهد ثبت کرده است. (روزنامه سفر خراسان، 211 )
        ارانفسکی در باره آن می نویسد: «مسگران: روستایی است در منطقه خراسان، در فاصله 12 مایلی شمال غربی مشهد. این آبادی جمعیتی در حدود 50 خانوار فارس دارد که دارای 75 رأس گاو و 100 رأس گوسفند و بزند. تولید سالیانه گندم آن در حدود 3600 و جو 2700 من هندی تخمین زده می شود . » (فرهنگ جغرافیایی خراسان، 940 )
        محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، وضعیت این روستا در عصر ناصری (1300 - 1290 ق.) را چنین بیان می کند:
        «مزرعه مسگران: در 7 فرسخی شهر، قدیم النسق، خانه وار 6، زراعت از قنات. هوایش معتدل. نوکر دیوان ندارد. » (کتابچه میان ولایت، در «جغرافیا و نفوس خراسان در عصر ناصری»، 201)
        روستای مسگران، به دلیل برخورداری از شرایط مناسب جغرافیایی و آب و هوای معتدل و زمین حاصلخیز توانست به یکی از کانون های مهم جمعیت ثابت روستائیان بومی تبدیل شود و دوره پیشرفت تدریجی خود را از یک بافت سنتی پیوسته و با استفاده از مصالح و سبک معماری سنتی شمال خراسان آغاز نمود تا به عنوان یک روستای پرجمعیت به تکیه گاه امن ساکنان خویش مبدل گردد.
        هسته اولیه آن که در دهه نخست قرن چهاردهم هجری در پیرامون محدوده کنونی آبادی شکل گرفته، دارای بافتی قدیمی، پیوسته و ارگانیک بوده است.
        مرحله نخست توسعه، در بازه زمانی 1330 تا 1342 و متصل به هسته اولیه گسترش یافته است. در این مرحله، شبکه معابر به صورت ارگانیک و نامنظم با عرض های متفاوت، قطعات مسکونی را به شکل نامنظمی در حاشیه خود پذیرا شده اند و واحدهای مسکونی نیز عمدتا مرمتی و بعضا بادوام و با استفاده از مصالح سنتی چوب و گل ساخته شده اند.
        مرحله دوم توسعه، از اصلاحات ارضی تا پیروزی انق الب اسلامی انجام یافته و به دلیل لغو نظام ارباب و رعیتی و اواگذاری اراضی مسکونی و زراعی به روستائیان، گرایش به ساختن مساکن وسیع تر و بهر هگیری از فرم و مصالح شهری و گاه دو طبقه شدت یافته است.
        مرحله سوم توسعه، که در چهار دهه اخیر به وقوع پیوسته، واحدهای مسکونی با مصالح بادوام و تبعیت از معماری مدرن شهری ساخته شده است.

        موقعیت جغرافیایی


        این آبادی دشتی در موقعیت جغرافیایی 59 درجه و 17 دقیقه و 46 ثانیه طول شرقی و 36 درجه و 34 دقیقه و 4 ثانیه عرض شمالی واقع گردیده و ارتفاع نسبی آن از سطح دریا 1118 متر است. این دهکده در 45 کیلومتری شمال غرب شهر مشهد و 5 کیلومتری شرق جاده مشهد به قوچان قرار گرفته است. آب و هوای آن معتدل خشک می باشد . (فرهنگ جغرافیایی آبادی‌های کشور، 32/ 367)
         alt= alt=

         

        جمعیت



        ترکیب سنی


          alt=  alt=

        نرخ رشد سالیانه


         alt=

        تاهل


         alt=  alt=

        سواد



        آموزش


         alt= alt=

        اشتغال


         alt=  alt=

        بهره برداران حوزه کشاورزی


         alt=
         

        رسته :مسگران
        منابع :
        1. (Menasce, Pierre Jean de. Shkand - Gumanik Vicar, texte pazand pehlevi transcrit, traduit et commente. Fribourg, 1945, P. 266)
        2. فرهنگ زبان پهلوی، 36
        3. برهان قاطع، 2/1
        4. (Horn GNE 4, id. NPSSpr. 50, Nyberg Man. Phl. Eilers MSS 45/1985 23f)
        5. (Boyce MMPP 4, Durkin-Meisterernst DMMPP 7)
        6. ( Gharib SD 192,203 )
        7. mac Kenzie ac.ir. 10/1976
        8. مجمع الفرس، ۳۳
        9. henning fkhwd 6
        10. Asatrian - Livshits Kurdica 82
        11. ۹۷gr..Hubschmann Arm
        12. فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، 1/3-4
        13. وجه تسمیه شهرهای ایران، ۱۸
        14. فرهنگ فارسی معین، 4/4286
        15. شرح حال رجال سیاسی و نظامی ایران،(1/158-159)
        16. علی مؤتمن، تاریخ آستان قدس، 140
        17. مشاهیر مدفون در حرم رضوی، 44/3-46
        18. نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر، ۲۹۹
        19. فرهنگ جغرافیایی آبادی های کشور، ۳۲/19
        20. فرهنگ واژه های اوستا
        21. واژه نامه پازند 
        ایجاد کننده :اسما پهلوان مقدم
        Qr code
        امتیاز :0
        تعداد بازدید :25
        مطالب مرتبط
        مسگران
        ارزیابی
        ارزیابی این مورد: